مرد بودن یا زن بودن؟! مسئله این است!

  • ۱۶:۲۹

همین ده پانزده روز پیش بود که به پژال گفتم بیمار زن و مرد فرقی ندارند و تا به حال بیماری نداشتم که بخواد حتما دانشجوی پسر براش کار کنه که...

پشت سر هم بیمارهای مرد برای اندو(1) به تور م خوردند؛ خب اولش خوشحال شدم، از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که مریض های خانم اکثرا خیلی ناز دارند و به کوچکترین دردی حساسن و ... . 

ولی چشمتون روز بد نبینه! این بیمارهای پسر محترم یکی از یکی بدتر بودند... اولی پسر 24 ساله ای بود که وقتی متوجه شد من میخوام براش کار کنم با ترس و لرز وارد پارتیشنم شد، کتش رو کند و به من که داشتم آنگل و توربین (2) رو می بستم، نگاه کرد و گفت: اصلا بلدین با این ها کار کنین؟! :| منم با تعجب نگاهش کردم و گفتم: فک می کنم سال آخر باشم! -_- 

بعد وقتی ازش تاریخچه ی پزشکی می گرفتم، کلی ازش پرسیدم که بیماری قلبی ندارین؟ آسم؟ نفس تنگی؟ هی سرش رو می انداخت بالا و میگفت: نوچ! ولی وقتی براش بی حسی زدم بعد از نیم ساعت میگه: وای قلبم یه جوریه! وای تپش قلب گرفتم! وای یادم رفت بگم من آریتمی قلبی دارم :|| میشه گفت یه جورایی گرخیدم، به خودم گفتم نکنه سکته کنه بمونه روی دستم، با عصبانیت گفتم: انقدر ازت پرسیدم بیماری قلبی نداری تا بی حسی مخصوص بهت بزنم؟ هی میگی نع! الان میگی قلبم یه جوریه؟ به نظرم هیچ مشکلی نداشت و فقط یکم ضربان قلبش بالا رفته بود، اما بدو بدو استاد رو آوردم، که استاد هم گفتن وضعیتش طبیعیه و تا دو تا کارپول بی حسی مجازه براشون، ولی این آقا به قدری ترسیده بود که با اینکه استاد بهش گفتن ریسک خطر فقط تا نیم ساعت اول تزریقه، در دو ساعت بعدی، ده دقیقه یک بار دستش رو می آورد و میگفت نبضم رو بگیرین! 

 من هیچ وقت شماره ام رو به مریض نمی دم، قبلا یک بار شماره ام رو به بیمار کاملم (3) دادم و پشیمون شدم ولی وقتی این آقا پسر که توی چشم آدم هم خیره میشد ازم شماره خواست، اول گفتم نیازی نیست ولی بعد ترسیدم مشکل قلبی پیدا کنه و شماره ام رو دادم که ای کاش نمی دادم! :||  و تاکید کردم فقط وقتی موقعیت اورژانسی پیش اومد، تماس بگیر... 

ساعت 9 شب بود که گوشیم زنگ خورد، جواب دادم می بینم آقاست و میگه داشتم شام میخوردم، پانسمانم افتاد، طوری که نیست؟!  گفتم نه، کار اورژانسیتون همین بود؟ دو روز دیگه برای جلسه بعدی حتما زود بیاین... بعد دیدم هی من من میکنه و نهایتا گفت: شما کاری ندارین با من؟! آخه پسر خوب من چکار می تونم باهات داشته باشم؟! 

فردا شبش وقتی گوشی پیشم نبود 4 بار پشت سر هم تماس گرفته بود و بعد پیامک زده بود که جلسه بعدی من کیه؟! خب راستش رو بخواین اصلا محلی به تماسش نذاشتم و بلاکش کردم! چون لزومی نداشت وقتی منشی بخش و خودم چند بار نوبت بعدیش رو گوشزد کردیم دوباره بپرسه، جلسه بعدی وقتی اومد با ذوق گفت: راستی نوار قلب هم گرفتم ها! گفتم خب مشکلی داشتین؟ گفت نع! مگه میشه کار شما مشکل داشته باشه؟!  ولی خب جوونم، آرزو دارم، میخوام ارشد بدم، ترسیدم یه چیزیم بشه!

حوصله ی تلاش زیادش برای جلب توجه رو نداشتم، سریع کارش رو تموم کردم که گویا از سرعت عملم خوشش اومد و گفت میشه فلان دندونم هم شما کار کنین که گفتم نع! کار من نیست کار ترم پایینیه! و اگر بگم نیم ساعت بعد از پایان بخش، وقتی خارج شدم بیرون منتظرم ایستاده بود به بهونه اینکه توصیه های پایانی تون چیه خانم دکتر؟ چه حسی پیدا میکنین؟ من هم گفتم توصیه ام بهت اینه که سریع بری خونتون :-/ و به زور از دستش خلاص شدم...

بیمار بعدی که هنوز کارش تموم نشده و علاوه بر خودش دندونش هم خیلی اذیت می کنه پسر 19 ساله سوپر لوس و بی مزه ایه که تا امروز خیلی خودم رو کنترل کردم که شیلد (4) م رو توی حلقش فرو نکردم :|| 

پسر گنده! دهانش رو که حال نداره باز کنه و من با یک دستم کانال هاش رو تمیز میکنم و با دست دیگم فکش رو باز نگه میدارم :| هی آخ و توف و سرفه هم که میکنه، مرتب غر هم که میزنه و میگه زود کارم رو تموم کنین میخوام برم، دستور تعویض دستکش رو هم که میده چون به نظرش بو میده و حالش بد میشه، دیر که میاد، وسط کار دستشوییش که میگیره، جر و بحث و حاضرجوابی که میکنه، اینها همه به کنار، وقتی عکس هایی ک ازش می گرفتم به خاطر غلظت خراب ظهور و ثبوت بخش خراب شدن، بلند گفت اصلا بلدی عکس بگیری؟! من هم با اخم نگاهش کردم و گفتم: اولا عکس بگیریننن نه بگیری! دوما چرا نباید بلد باشم؟! و روم رو اونور کردم که یکی از پسرهای ترم پایینی دعواش کرد :)) 

آخر بخش گفت دردم از الان شروع شد! گفتم: خب از همین الان خوردن مسکن رو شروع کن، با تمسخر گفت: مرسی از توصیه ی کاربردیت، هه! فقط نگاهش کردم و گفتم تا حالا مریضی به پررویی شما نداشتم -_- 

و وقتی بخش تموم شد و جسم و روان خسته ام رو به پرستار بخش رسوندم که این چه بیماری بود به من دادین؟ بیچاره ام کرد! پرستار گفت: وای تازه شانس آوردی پدرش بیمارت نبود، اون بدتر از پسرشه! گویا اخلاق ها خانوادتا محمدی بوده :|

خدا بیمار سومی که پسری 25 ساله است رو بخیر بگذرونه :-/

خلاصه اینکه چند روزیه توی این فکرم که آیا اون دوستانی که فقط بیمار خانم می گیرن، کار درستی می کنن یا نه؟! 

1.عصب کشی

2. موتور تراش کم سرعت و پرسرعت 

3. دست دندان کامل مصنوعی 

4. پوشش محافظ صورت


+ میشه لطفا وقتی روی یونیت دراز کشیدین و داره روی دندونتون کار میشه، توی چشم های دکتر خیره نشین؟! هم می تونین ببندین چشمهاتون رو و هم به سقف خیره بشین! 

+ خدایا... خودت صبورترم کن ؛)

+ صدمین پست این وبلاگ ^_^

  • ۵۰۹
مِـــــهرسان ...
سلاااااااام
الان متوجه شدم شما خانوم دکترین+ دندون پزشکی هم خوندین
واااااااااای من خیلی خندیدم ...
چقدر خوبه این نوشته ها...باعث میشه دیدگاهم نسبت به این رشته موقع انتخاب رشته بیشتر بشه و بدونم چه مشکلاتی داره چه خوبی هایی داره

سلام مهسان جان ؛)
بعله اگه خدا قبول کنه...
واسه شما جوکه، برای من خاطره است ؛)))) 
خداروشکر، خوشحالم که دوست داشتی...
احسان ..
سلام
من جای شما بودم تمام دندونای اون پسر اولی رو میکشیدم که حالیش بشه
راستش من به عنوان مریض دندانپزشک خانم خیلی بالاسرم اومده
بعضیاشون خب معمولین ولی خب بعضیاشون که خیلی یه خودشون میرسن توجه آدم رو جلب میکنن مثلا یادمه از اول کار دندونم تا آخر دندونم حواسم به ابروی خانوم دکتر بود که این چطور تتو کرده؟ دردش نیومده؟ چرا حالا این رنگی و خیلی از سئوالات دیگه
کلا همجنس همجنس رو درمان کنه بهتره بنظرم
سوتی های کلامی  بین پزشک و بیمار جنس مخالف هم که مثال زدنیه
ولی خب جنس مخالف همیشه جذاب بوده و هست...ولی مشکلات خودشم داره
سلام ؛)
شاید وقتی حواسش نبود و یک طرف دهانش بی حس بود میتونستم یکی دو تا از دندوناش رو بکشم، ولی تمامش رو؟! فکر نکنم میتونستم، تازه زورم هم نمیرسید :)))
وای :)))) به ابروی دندونپزشک بنده خدا چکار داشتین، خب من روزهایی که میدونم مریض آقا دارم، کمتر به خودم میرسم به قول شما، مخصوصا عطر رو سعی میکنم نزنم!
راحت تریم برای درمان هم جنس ولی من ترجیحم اینه هر دو جنس باشه...
نکنه از متن من سوتی گرفتین؟! :)))
پژال ..
وای خدا :-))))) الهی.. انصافا خیلی دلم سوخت.. خدا از این مریضای بدقلق نصیب هیشکی نکنه. هرکی ناز و ادای بیخودی میاد، باید بهش گفت دوس نداری پاشو برو کلینیک یا مطب بیرون.والا! ولی از طرف دیگه ادم با بیمارای دانشکده هرجوری میتونه سر کنه ولی اگه مثلا مطب شخصی خودت باشه و بخوای مریضتو از دست ندی واقعا کار سختیه.. 
خدا بهت یه عالمه صبر و تحمل بده عزیزم. ایشالا که همیشه تو کارت موفق باشی.
یه سوال بی سوادانه: اندو و روت کانال فرقی با هم دارن؟! یا جفتشون یکین؟!
می بینی پژال؟! هر بار که یه مریض بدقلق مرد توی این چند وقت پیدا میکردم، یاد حرفی که بهت زدم میوفتم :))) فکر کنم خودم خودم رو چشم زدم :||
خب نمیشه این کار در عمل! چون کیس خوب و مورد طبع کمه و تو مثلا یک کیسی رو گرفتی، یک جلسه روش وقت گذاشتی و مریض بدقلقی میکنه، میتونی تهدیدش کنی که برات کار نمی کنم و برو بیرون تمومش کن ک بترسه، ولی خودت هم میدونی که این مریض بره حداقل یکی دو جلسه ات سوخته! :| پس توی دانشکده هم تا حدی به ساز مریض باید برقصی، همون طور که بیرون توی مطب و کلینیک باید به سازش برقصی...
مرسی عزیزدلم :** به هم چنین
:))) یکیه این دو تا روت کانال تراپی(RCT) یا همون اندو و درمان ریشه :)
♫ شباهنگ
خدا بهت صبر بده
همین!

:)))
ممنونم که دعای خیرت رو بدرقه ی راهم کردی ؛))
مهربان
خانوم دکتر به دستی هم به دندونای ما بکش!
کی بیایم خدمتتون واسه نمیدونم چه کاری. حالا کلا هر کاری .کارای زیباییو ایناو بلیچینگ هم میکنی؟
پسره سعی کرده ازت دلبری کنه که متاسفانه ناموفق بوده
با بیماران مهربان باشیم
شما تشریف بیارین، بعد یه پست میذارم از آزار و اذیت های بیماری که دکتر بود و  20 و اندی ساله :))) فکر کنم به توصیه کامنت دوم و طبق تهدیداتی ک قبلا کردم تمام دندونات رو بکشم :))))
کار زیبایی که میکنم ولی بلیچینگ و لامینیت رو تئوری بلدم عملیش تخصصیه!
پسره... بیا در موردش صحبت نکنیم :|
سعی خودمان را می کنیم :))
ree raa
واقعا چقدر بعضیا نمیتونن تشخیص بدن چه رفتاری رو انجام بدن و کجا و اصن درسته یا نه! 
فقط فکر نمیکنم اینکه فقط خانم بگیرن درست باشه، بالاخره بعدها ممکنه این موردا تو کار خودتون پیش بیاد و نمیشه یکی بگه فقط مریض خانم ،یا چی... این مواقع ادم تجربه کسب میکنه که تو شرایط مشابه در اینده به دردش میخوره،
و باید بگم در کل بهترین واکنشا رو نشون دادی:)
نمی دونم واقعا، ولی من عمیقا احساس میکنم اون پسر 19 ساله EQ فوق العاده پایینی داره :|
دقیقا، باید همه جور بیماری رو پذیرش کرد و جالبه بدونی اگه آقایی پیش خانم دکتری بره و خانم دکتر از پذیرشش خودداری کنه و دیگه دندونپزشکی در دسترس اون آقا نباشه و بهش ضرری وارد بشه، میتونه از خانم دکتر شکایت کنه!
ممنونم عزیزم ؛)
مهربان
نه لمینیت نمیخوام اگه فیل بشه قسمت عمده ی مینا از بین میره تازه خیلی هم غیرطبیعیه .یه جورایی دخترونه س
فک کن من بیام زیر دست تو .... وای وای . هرچی تو این چند سال سر به سرت گذاشتم تلافی میکنی
یه چی بگم ناراحت نمیشی؟ حالا میگم
مردم خیلی به پزشک و دندونپزشک زن اعتماد نمیکنن.حالا هرچی هم بگی که کار دندونپزشکی هنریه و زیبایی اعتقادشونو نمیشه عوض کرد
راستش من هم برای خودم لامینیت دوست ندارم، چکاریه که دندون سالم رو تراش بدیم؟!
فکرش رو بکن... یه ریشه سوخته هم باقی نمی ذارم :))
میدونم باور عمومی اینه که پزشک و دندونپزشک مرد یه چیزه دیگه است، رانندگی مرد حرف نداره! ولی وقتی یکی دو بار برن پیش دندونپزشک یا پزشک زن و ببینن فرقی بین مرد و زن نیست، مریض ثابتش میشن، دیدم که میگم ؛)
نفس نقره ای
الهی :)))))))
یاد خواهرم افتادم، وقتی دندون هامو چک میکنه نق میزنه که تو عمدا دهنت رو کم وا میکنی منو اذیت کنی :))
:-/
بیایید با دندانپزشک خود مهربان باشیم، او هم بنده ایست از بندگان خدا!
فریبا
یه چیزی بگم ؟ :/
من یه بار رفته بودم دندونپزشکی بعد بهم آمپول بیحسی زد و قرار شد چند دقیقه ای بیرون منتظر بمونم .در همین فاصله بحث داغی بین بیماران در گرفت که دکتره کارش رو بلد نیست فکر میکنی عکس العمل من چی بود ؟!
به یه بهانه ای دفترچه ام رو آوردم و با همون وضعیت به خونه برگشتم .والااااا غر زدن نداره دیگه.
یه اعتراف دیگه:
از وقتی دست دندونپزشک به دهنم نزدیک بشه تا آخر کار چند بار حالم به هم میخوره!!!!! دست خودمم نیست:///
عزیززززم :))) اعتراف اولت برام آشناست فکر کنم یک بار دیگه بهم اعتراف کرده بودی 😀😀😀 خب تو در انتخاب دندونپزشکت مختاری و نمیشه اصلا بهت خرده گرفت
این هم کاملا طبیعیه، میشه گفت از هر ده مریض 3 الی 4 تاشون رفلکس تهوعشون فعال میشه با کارهای دندونپزشکی... ولی بیمار من آنچه خوبان دارند رو به صورت یک جا داشت آخه :-// تو لااقل اخلاقت خوبه ولی اون :|
mahee
من از دندونپزشکی میترسم! نمیتونم تحمل کنم دهنم هین اسب ابی باز باشه..خداییش کار سختیه..چندش اور هم هست..نیست؟
تهرانی تو؟ بیام پیشت.
راستش رو بخوای به عنوان بیمار من هم از دندونپزشکی بدم میاد :)) 
ولی چون میدونم دکتر اذیت میشه، دهانم رو عین اسب آبی باز میکنم ؛))
چندش آور؟ نه دیگه عادت کردیم خدایی
نه متاسفانه :(
میرزاده خاتون
این مشکلات رو همه ی دانشجوها دارن . تجربه ت که بیشتر بشه خیلی راحت اوضاع رو کنترل می کنی. جدی می گم. مریض بدقلق همیشه هست، مهم نحوه ی کنترل و مدیریته. 
البته دادن شماره کار خیلی اشتباهی بوده. من یادمه حتی برای واحدهای پروتزم همیشه از تلفن بخش استفاده می کردم.
حرفت رو قبول دارم هدیه جان، کما اینکه کنترل اوضاعم هم نسبت به اولین مریض هام، خیلی بهتر شده، ولی به قول تو مهم کسب تجربه و منیج اوضاعه ؛)
این رو هم قبول دارم واقعا کار اشتباهی کردم، توی این چند سال دو بار شماره دادم، هر دو بار پشیمون شدم :| 
مهربانو
عزززیزم ، چقدر با پستت هم حرص خوردم هم خندیدم . من اصلا" حوصله ی ادمای شل و ولی و غر غرو رو ندارم حالا خدا رو شکر کارم با موجود زنده نیست وگرنه در مقام پزشک ممکن بود همه ی دندونارو بکشم . هوس کردم یه پست دندانپزشکی بنویسم آخه این روزا مشغول درست کردن دوندونامم 
میبوسمت عزیزم و حسته نباشی میدونم چقدر کتف و کولت درد می گیره 
؛)))
پسر 19 ساله نمونه ی بارز صفت هاییه که گفتی، به سختی دارم تحملش میکنم :))
استقبال می کنیم حتما، بنویس جانم
فدایت مهربانو جان :** 
کتف و کولم هم! نسبت به گذشته خداروشکر کمتر درد میگیره، چون مرتب ورزش می کنم ؛)
فریبا
اِ آره بعد از اینکه اعترافم رو فرستادم یادم اومد قبلا هم این اعتراف رو کردم .بعد گفتم شاید تو یادت نباشه😁
مطمئنم تو اینقدر خوب و باحوصله با بیمارات رفتار میکنی که همه دوست دارن بیان پیشت .اینا ولی خیلی نخاله بودن .فقط خواستم اعتراف کنم که من به صورت ناخواسته جز بیماران بدقلق دندانپزشکی میباشم://
اختیار دارین حافظه من رو دست کم نگیر :)))
بذار اول هندوانه هایی که گذاشتی زیر بغلم رو بذارم پایین، بعد دهانت رو باز کن، بگو: آااا.. بیا پیش خودم خوش قلقت می کنم :))
مهربان
خطاب به فریبا :
هندونه نذار زیر بغلش .همینجوری اعتماد به نفسش بالاهست
تازشم چیچی رو همه دوست دارن بیان پیشش . من که دوس ندارم ،کامنتا رو بخون ،من تهدید کرد!
وای دارم بلند بلند به کامنتت می خندم، خدا خیرت بده :))

قبول دارم اعتمادبه نفسم بالاست، ولی مثل بعضیا به سقف نرسیده [ شکلک زبون درازی]
خاله جون ترس نداره که، به من اعتماد کن!
فریبا
خطاب به مهربان! :
 به قول هوپ جان  کامنتهات خداییش خیلی خنده دارن منم کلی خندیدم .اینا استعداده وا.
تازه کامنتها رو هم خوندم که گفتم .خودت گفته بودی دوست داری بری پیشش دندونات رو درست کنی😁
حالا اگه مردم آزاری زیاد کردی و از عاقبت کار خودت میترسی اون یه چیز دیگست😂😁
اصلا استعدادش تو چیز دیگیه، تو پزشکی حروم شده بچه :))
ببین تو روز روشن( البته الان نصفه شبه) چشم تو چشم، میزنه زیرش! بعد ببین من حق دارم با فورسپس دنبالش کنم یا نه؟! 
~_~
ادرس بدین خودم در خدمتتون باشم ببینین چه بیمار نازنینی ام بسکه بی سروصدام^_^
مهربان
اصن دندونای من حیلیم خوبه هیچ مشکلی نداره
یه چی دیگه .من اصن عادت ندارم بابت دندونپزشکی پول بدم گفته باشم. کلا دوبار رفتم اونم ازم پول نگرفتن . یکیشون دوست بابام بود اون یکی هم آشنای مامانم بود که جالبه از مامانم پول میگرفت ولی به من گفت همکاریم دیگه ! نمیتونم ازتون پول بگیرم
حالا تو هم که آشنای خودمی ... روت میشه ازم پول بگیری؟ نه واقعا؟!
آخی گوگولی چرا ترسیدی خاله؟
از دوست پولدار پول می گیرم، دوبله هم میگیرم ^_^
نازلی
سلام
من که هرچی مرد دیدم تو بیماری دردسست تر از خانمها هستن مثلا با یک سرماخوردگی چنان آه و ناله راه میندازن که انگار شیمی درمانی شدن
درمورد نگاه خیره به دکتر موقع کار خنده ام گرفت اخه من خیره میشم اما کلا فکرم یکجای دیگه هست
یادم باشه از این به بعد
سلام
آره درست میگی، خدا نکنه بابا و داداش من سرما بخورن، کل خونه رو صدای آه و ناله شون برمیداره، مدرسه و سرکار هم برای چند روز نمیرن، بعد من سنگم از آسمون میومد میرفتم مدرسه و دانشگاهم رو :))
مهربان
خاله ؟! تو بیشتر بهت میخوره عمه باشی
پولدار؟ برو داداچ دلت خوشه
منو باش میخواستم بیام یه چیزی هم دستی ازت قرض کنم
چرا عمه؟! اصن عمه مگه چشه؟! فحش دادی الان؟! o_O
خواهی نخواهی من تو رو از دوستان پولدارم حساب میکنم! 
چی؟ صدا نمیاد؟! الووو...
منیر
سلام.
اتفاقا یکی از معضلات اساسی من وقتی روی یونیت دراز کشیدم و داره روی دندونم کار میشه اینه که دقیقا کجا رو نگاه کنم!
سلام ؛)
خب من به معضلتون جواب دادم :))))
آرزو ^_^
من خیلی از دندون‌پزشکی می‌ترسم ؛ کلی هم خاطره دارم از این موضوع . یادش بخیر ! حتی فرار هم کردم از مطبشون :دی ( بچه بودما )
فرار از دندونپزشکی! از بچه های غیر همکار بودیا! 
کلوئه ..

میدونین چرا به چشم نگاه می کنن؟

خودمم گاهی این کارو می کنم،تصویر خودمو و این که دکتر داره چیکار می کنه رو بررسی می کنم من!:)

یا خدا! یعنی انقدر توی چشم چیز پیداست :))))
الین
تا اونجایی که میدونم دانشجو های پزشکی و دندان پزشکی (و کلا حیطه علوم پزشکی) در مراکز دولتی فعالیت میکنن . و این مراکز هزینه های درمانی پایین هست . وقتی درمورد اون اقا پسر پررو و پر توقع گفتین و خوندم با خودم فکر کردم اگر بره تو یه کلینیک خصوصی و یا مطب پزشک چه ایراداتی بگیره!!! البته احتمالا با شیلد فرو شده در حلق روبرو بشه. 
راستی من چشم هامو میبندم;)
بله درسته :)
معمولا مردم هر چقدر بیشتر پول بدن کمتر اعتراض میکنن ولی وقتی کمتر پول بدن یا براشون مجانی کار کنی فکر میکنن یه جای کار میلنگه و غر و میزنن!
خوب کاری میکنی الین جان ؛)
ماسک
چه جالب مردم اونم پسرها که خداییش اینقدر شلخته تشریف دارند چه فیس و افاده و اداها که ندارن!!!!
وسط کار پا میشن میرن دستشویی! من رفته بودم مطب دکترم بعد از کلی تو نوبت بودن وقتی داشت رو دندونم کار میکرد نمیونم چرا اینقدر شدید دستشوییم گرفت و فکر کن دردو استرس و دهان تا ته باز بودن و درد فکم به کنار یک فشار دیگه رو هم داشتم تحمل میکردم اما لحظه ای به ذهنم خطور نکرد وسط کار بهش بگم میخوام برم دستشویی البته هرگز روم هم نمیشه تازه از شدت درد چون نزدیک عصبم بود پاهامو بلند میکردم اما جیک نمیزدم
راستش من هیچوقت تو چشم دندونپزشکم نگاه نمیکنم و موقع آمپپول که از ترسم چشمامو میبیندم و البته موقعی که اون دوتا توربین و انگل رو دستش مبینم در حالات دیگه هم دقیقا به سقف خیره میشم چه کاریه زل بزنم تو چشم طرف که فاصله چندسانتی با صورت من داره
دستکش بجز بوی همون لاتکس دیگه چه بویی میده که با تعویض بوش قطع میشه؟من دکترم یک کار بدی یکبار کرد از دستش ناراحت شدم با همون دستکشی که داشت رو دندونم کار میکرد گوشی تلفن رو گرفت و من خیلی از این کار بدم اومد اما بازم لال بودم که اعتراض کنم
رفلکس تهوع منجر به استفراغم میشه؟یعنی توی اون کاسه بالا هم میارن؟


این مورد بیمار پسر من یه چیز عجیب غریبی بود واسه ی خودش! لوس تر ازین پسر به عمرم ندیدم!
عزیزم تو باید اجازه میگرفتی و دستشوییت رو میرفتی، خیلی طبیعیه، من خیلی از بیمارام وسط کار دستشوییشون میگیره ولی اگه کسی بخواد اذیت کنه فرق داره!
اون یکی رو هم میتونستی اعتراض کنی ؛)
اگه شدید باشه چرا که نه؟ :-/
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan