زیبایی ات، اعصاب مرا ریخت بهم!

  • ۲۱:۳۵

خیلی دوست دارم بنیانگذار این موج فرخنده رو که " خانم دکتر حالا که خودت نمیکشی، بی حسی بزن خودمون میریم می کشیم" که اخیرا اینجا ایجاد شده ببینم. آدم دفعه اول به این جمله می خنده، دفعه ی دوم سکوت می کنه ولی بار سوم با اخم نگاه می کنه به این مردهای گُنده و میگه: شما دندونپزشکی یا من؟ شما تشخیص میدی دندون کشیدنیه یا من؟ شما کارت اینه به من دستور بدی چکار باید بکنم و چه کار نباید بکنم؟!

و بیماره که از صدای جدی دختری که هیکلش نصف خودشه، جا میخوره و با معذرت خواهی میره بیرون!!!



نمی دونم قبلا هم بداخلاق بودم یا نه فشار کاری انقدر آستانه ی تحملم رو پایین آورده و جدی و قاطعم کرده. 

دانشجو که بودیم توی یک هفته نهااایت ٤-٥ تا مریض داشتیم؛ اگه بخش جراحی بود، ماشالا از بس زیاد بودیم و بیمار کم بود، خوش شانس بودیم یک دندون می کشیدیم، بقیه ی ساعت روز هم ول می چرخیدیم توی بخش. بقیه ی بخش ها هم مثل ترمیمی و اندو رَوند کار این طور بود که هر روز ساعت ٨-١٢ ما بودیم و یک مریض مظلوم و دهانی که باید چهار ساعت باز بمونه و مایی که نمیدونم خدایی چکار می کردیم تو اون چهار ساعت؟! الان اگه مریض خوب و همکار باشه ( یعنی بچه ای مثل امیررضای ٨ ساله نباشه که دقیقه ای سه بار تشنه اش میشه و ده دقیقه یک بار جیشش میگیره) من که هنوز هم از سرعت دستم راضی نیستم و می دونم جای کار زیاد داره؛ توی همین زمان، کم کم ٤-٥ تا مریض ترمیمی/اطفال راه می اندازم. چند تایی هم این وسط می کشم. کلی هم ویزیت می کنم و با مردم سر و کله می زنم. میگم سر و کله یعنی واقعا سر و کله ها! همین بگو مگوها، توضیح دادن های ناتمام به یک سری از بیمارها و درک نکردنشون بی اعصابم کرده. اعصابه، از پولاد که نیست. خیلی وقت ها بیمار 'درک نَکُن' رو ارجاع میدم به دستیارم و اون باهاشون حرف می زنه، ولی امان از وقتی که خانوم نون نباشه یا من خسته باشم و مریض اذیت کنه. اون وقته که آمپر می چسبونم صدام کمی تا قسمتی بالا میره و جواب مریض رو میدم. البته ٧٣٪؜ موارد عذاب وجدان میگیرم بعدش ولی خدایی چاره ای ندارم. اگه جدی نباشم، اگه قاطعیت نداشته باشم، از پس این همه مریض و خانواده هاشون با این حجم زیاد توقع برنمیام. 

ظهرها توی پانسیون وقتی سه نفری پشت میز آشپزخونه نشستیم، هر بار یک نفرمون از دست بیمارها و مسئول های مرکز اعصابش کیشمیشیه و  توی خودشه. هر بار دو نفر دیگه تلاششون اینه بهش روحیه بدن که: طرحه! مجبوری تحمل کنی تا تموم بشه! دایورت کن به ... و این طور جمله ها. امان از روزهایی که هر سه تامون خسته ایم و بی اعصاب و تنهایی بهمون فشار آورده باشه توی شهر غریب و جَو هم جو خرس و ولن تاین باشه و کسی حوصله ی دلداری به اون یکی رو نداشته باشه! 


خدایا! واقعا ازت صبر میخوام. صبر جمیل...



 * عنوان از جلیل صفربیگی


  • ۳۰۳
قـ د ح
سلام :)
سلام
ام اسی خوشبخت
خیلی دلم میخواد دلداری بدم و بگم صبر کنید و درست میشه اما کسی که امروز تو محل کارش تا حد سکته عصبانی بوده و داره به تمام روش های کشتن رئیسش و سر به نیست کردن همکاراش فکر میکنه, نمیتونه کسی رو دلداری بده در زمینه کار.
البته میدونم آینده کاری شما متفاوته, پس کمی صبور باشید.
وای خدایا دوران تحصیل یه طور حرص میخوردیم الان صد برابرش رو توی محیط کار داریم تحمل می کنیم :-(((
من عمرا بعدا شش روز هفته و با این تعداد ساعت بالا کار کنم. از لحاظ جسمی و روحی کم میارم!
étoile
مردم رو که نمیشه کاریشون کرد، کاش لااقل تو دانشگاه به ما یاد بدن که با اینا چیکار کنیم.
به خدا اینقدی که نگران برخورد مردم هستم، نگران این نیستم که فردا طبابت بلد باشم یا نه 
تو دانشگاه تقریبا هیچی بهمون یاد نمیدن! انقدر که من توی کارهای خیریه و این چند ماه کار یاد گرفتم، توی دانشکده یاد نگرفتم. 
خیلی سخته. خیلی... 
Hope ful
دیروز تو سرویس دانشگاه نشسته بودم ،دو تا از بچه های دندون پشت سرم نشسته بودن حرف میزدن . یکیش به اون یکی گفت این دندونم هم فلان شده شبها هم خوابم نمیبره از درد ... اون یکی بهش گفت خب بیا بچه های خودمون درستش میکنن برات دیگه ... گفت ببین !من بمیرم هم نمیدم دست بچه های خودمون...
معلوم نیست چه کارا میکنن این دانشجوهای دندون با دهن مردم که خودشون حاضر نیستن برن زیر دست یکی مثل خودشون!
دلم میسوزه واسه اونایی که کیس دانشجوها میشن😂 
من هم دوره ی دانشجویی حاضر نبودم زیر دست هیچ کدوم از همکلاسی هام بخوابم! همین الان هم تا وقتی چند تا از کارهای یه دکتر رو نبینم، بهش اعتماد نمی کنم. 
البته که دانشجوهای پزشکی هم دست کمی از دانشجوهای دندون ندارن! 
هانیه
خدا قوت هوپ
من گاهی خدا رو شکر می کنم که رشته ام با مردم سر و کار نداره رشته های پزشکی و دندانپزشکی چون مستقیم با مردم سر و کار داره خیلی سخته
مرسی هانیه جون
البته دیشب نشستم فکر کردم دیدم خیلی از شغل ها هستن که با مردم سر و کار دارن و باید با توقعاتشون سر و کله بزنن. ولی اینجایی که ما رو گذاشتن به عنوان دندانپزشک شبکه بهداشت، امکانات خیلی از خدمات نیست و اون خدماتی هم که ارائه میشه با پایین ترین قیمت ممکنه و همینه که مردم رو طلبکار و متوقع کرده و ما باید جوابگوی ضعف سیستم به مردم بشیم و این خیلی عذاب آوره.
طراوت :)
وقتی دکتر هوپ عصبانی میشود؛)
٧٣٪‏ رو دوس داشتمD:
خانم دکتر طرح دندونم ٢ ساله؟:(
:-)))))
اومدم بنویسم ٩٩ درصد موارد، بعد دیدم توی ٢٧٪؜ بقیه من با کمال شرمندگی خوشحال هم میشم که آدمی وقیح و پررو رو سر جاش نشوندم، :-/
بعله ولی بسته به محرومیت منطقه میتونه به ١٤-١٦-١٩ و ٢١ ماه کاهش پیدا کنه.

x
اتفاقا چند وقت پیش یه مساله ای به چشمم اومد اول فکر کردم اشتباه متوجه شدم با این پستت متوجه شدم نه , درست بوده 

و مساله اینه :خیلی خیلی جدی تر و قاطع تر از گذشته شدی . 
به هر حال هرکاری به اقتضای خودش رفتار خاصی می طلبه :) 
واسم جالبه که انقدر با دقت پست های من رو خوندی و تحلیل به این درستی کردی! :-)))
بالاخره ورود به دنیای کار انسان رو عوض میکنه...

x
یکی از دعاهایی که برات تو مشهد کردم این بودکه خدا " صبرجمیل! " بهت عطا کنه با این مریضای بعضا رو اعصاب !
شرایط واسه یه سری پزشک ها و دندونپزشک ها تو دوران طرح به نظرم سخت تر از دوره های بعدی کاریشون (مثلا تو کلینیک یا مطبشون) هست چون مریض هایی که شما الان دارید اکثرا از قشر متوسط به پایین هستن و  سختشونه پرداخت هزینه ها و به طبع اعصاب شما رو بیشتر تو فرقون می ریزن . 
حالابعضی ها رو میگیم پول ندارن و واقعا نمیتونن هزینه ها رو پرداخت کنن , فاز اون خانم هایی که کلی النگودستشونه ولی حاضر نیستن یکیشون رو بفروشن واسه هزینه درمانیشون چیه ؟؟؟؟
عزیزدلم ممنونم لطف کردی. 
دقیقا همین طوره. با مردمی سر و کار دارم که کلی طلا و پول و زمین دارن ولی اومدن درمانگاه دولتی و تازه همونجا هم انقدر با من دعوا میکنن و سر و کله میزنن و طلبکارن از من که بعد از رفتنشون کل انرژیم ته میکشه. دستیارم آمار همه بیمارهام رو داره چون مال همینجاست. و من میگم کی فرهنگ مردم عوض میشه و یاد میگیرن از بچگی حواسشون به دندوناشون باشه که به این وضع دچار نشه و بعد انتظار نداشته باشن دندونپزشک فی سبیل الله کار کنه و حتی از جیب خودش هم مایه بذاره تا دندونهاشون درست بشه...
x
عه من این جمله ی اخر پستت رو ندیدم قبل از کامنت گذاشتن , نگی تقلب کرد ها :))))
جدی؟! :-))))
مهرداد
ناراحت نباشید.
اینقدر  این 2 سال زود تموم میشه..
تو این سن ها زندگی رو دور تندشه.
فعلا که هر یک هفته اش به شدت کششش میاد و جون به لبمون کرده!
کل جوونیمون صرف درس و کار شد. هعییی
:-)))
x
نه تنها مضون پست هات نشون میداد تعییرات رو حتی مدل جواب دادنت به کامنت ها هم تغییرت رو نشون میداد . 
عجب :-)))
مدل جواب دادن کامنتهام چطوری شده؟ اونجا هم نامهربون شدم؟ 🤔
طلوع ماه
منم برات صبر جمیل و فراوان از خداوند میخوام دکترجان...همین.☺
ممنونم طلوع بانو جان :-)
حامد سپهر
ای ول به این جذبه:)))
دایورت کن میگذره
یعنی بعضی وقتا خودم خودمو نمیشناسم :-/
باش
نرگس
باید بگم دوران طرح واقعا سختترین دوره کاری شما و البته پر خاطره ترین قسمت زندگی کاریتون حساب میشه .... در دوره طرحم جایی بودم که ملت با چاقو جواب هم رو میدادن و اصلا عرف اون منطقه بود و البته فقر مالی و فرهنگی توامان بیداد میکرد . تمام دلخوشی میان روز من در اون زمان یه استکان چای و دوتا بیسکوییت بود که لذیذترین خوراکی برام حساب میشد بس که در طول روز فک میزدم و دندون میکشیدم و داد میشنیدم و داد میزدم!! 
خدا قوت خانم دکتر. ...
واقعا پرخاطره است و البته واقعا سخته. همه ی امیدم به اینه که تموم میشه و همیشگی نیست. سه ماهش گذشت...
واااای. نه اینجا در این حد جرئت نمی کنن! 
من هم همین طور. تنها دلخوشیم یک استکان چاییه که بتونم بخورم ولی همون هم اکثر اوقات سرد میشه روی میزم و وقت نمی کنم بخورم...
فدای شما
x
نامهربون ؟؟؟البته که نه :) 
مرز نامهربونی و بداخلاقی با جدیت و قاطعیت باریکه ولی دوتا دنیای متفاوت هستن . 
من قاطعیت حس کردم ولی نامهربونی ابدا  😉

حالا اگه دیدی زدم تو جاده خاکی، هر از چند گاهی یه تذکر بدی بد نیست :-)))
رهگذر
دارین افسرده میشین 
همینجوری شروع میشه 
آدمای اطراف میتونن فردو افسرده کنن 
راهش اینه کنار بیاین 
بله خودم احساسش می کنم و تمام تلاشم اینه نذارم این اتفاق بیوفته!
*زهرا*
اینطوری ک داری پیش میری واقعا خیلی زود فرسوده میشی و روحت نابود میشه، بنظرم سعی کن فقط ب خاطر "خودت" رویه ات رو عوض کنی و در طول روز خیییلی زیاد لبخند بزنی و آرامشت رو حفظ کنی، حتی اگه با زبون نفهم ترین ها سر کار باشی. و وقتی حرصت رو درمیارن یاد اون جمله بیوفتی که میگه : نیش عقرب نه از ره کینه است بلکه اقتضای طبیعتش این است. ب این فکر کن ک این آدمایی ک باهاشون سرو کار داری ممکنه از سواد و درک و شعور کافی برخوردار نباشن، پس لازم نیست خیلی بحثاشونو جدی بگیری🌱❤
خیلی ممنونم عزیزم از توصیه ی خوبت. حتما حتما همین کار رو می کنم. 🌹🌹
نیش عقرب نه از ره کین است...
تی رکس
الهی بمیرم چقدر مظلومیت فوران میکنه از این پست :*
خودم دلم واسه خودم میسوزه به خدا :-)))))
صبح
خدایا صبری جمیل به این دندانپزشکمون بده آمین!
آمــین
آسـوکـآ آآ
واقعا کارتون صبر و حوصله ی فراوون می طلبه
خدا صبر ایوب بهتون بده :)
صبر ایوب مثال بارز صبر جمیله :-)
ممنونم
هانیه
خودشون چطوری می خواهند دندون خودشون رو بکشند مگه دندونپزشک هستند؟استغر االله ربی و اتوب الیه:(
نمیدونم والا. بعد میرن یه بلایی سر خودشون میارن و شکایت میکنن از من که بهشون بی حسی زدم!
دکتر یونس
الان دارم دو نفر از لینک دوستان رو به هم معرفی میکنم. دکتر محیصا شاید چند قدم ازت جلوتر باشه و روزای سختی رو که درش هستی رو گذرونده باشه. از تجربه و زاویه دیدش استفاده کن. من نوع نگاهش به مسائل رو دوست دارم. خاطرات طرحش رو نوشته ببین:http://drmahisa.blog.ir/ 
خیلی ممنونم دکترجان لطف کردی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan