آخه باباجان من! واسه چی هی میگی: خا خا؟!

  • ۰۹:۴۸

به تکیه کلام های اطرافیانتون کار نداشته باشین. مرتب به روی اونها نیارین که موقع تعجب یا استیصال می گن: " یا علییییییی! " یا  " آخه باباجانِ من " ، وقتی نخوان به چیزی وَقَعی بِنَهن میگن: برو مینم(ببینم!)  بله رو با صدای بم می گن: "بلیییی"  یا میگن "خا" ، بعد از هر حرفی که مطابق میلشون نیست می گن: "ایش" و حرف هایی از این دست. چون اونها از ترس تذکر شما حواسشون رو جمع می کنن که دیگه از این عبارات استفاده نکنن و تکیه کلامشون از سرشون میوفته؛ ولی فکر نکنین دیگه راحت شدین، حالا به کلام خودتون که مزیّن به همون تکیه کلام شده، دقت کنین! 

بله ما آدم ها خیلی از اطرافیانمون تاثیر می گیریم...

تکیه کلام های شما چیه؟

جالب ترین و ایضا رو مخ ترین تکیه کلام هایی که شنیدین چی بوده؟



+ زنده این یا مثل من دارین محو می شین؟ :-))


  • ۳۲۸
Hope ful
اون خا که گفتی مختص مردم گلستان و مازندرانه😂
آره ولی من مدت مدیدی استفاده می کردم. از خب به خو و از خو به خا رسیده بودم، بعد مدیفیه شده اش خاب هم می گفتم :-))
تی رکس
یه سری دوست سبزواری داریم اینجا؛ وقتی تعجب میکنن میگن "یوک" :| این خیلی رو مخمه :))
یوک؟ :-)))))
باحال بود
Nelii 💉📚
رو مخ ترین تیکه کلام مال همکلاسی راهنماییم بود که هی میگفت: انقدر که حد نداره:|
یکی دیگه از رو مخ ها هم این بود:باشه عَییزم:|
جالب ترینشم (پلشت) بود:)
تیکه کلامای خودمم نمیشه بگم،بد آموزی دارن:||
من تازگیا روزی صد بار می گم: فک کن یه درررصد! :-/
عیزم رو منم بدم میاد
بگو خودین اینجا همه
جناب دچار
تیکه کلام من اینه:
اوهوم یا همون هوم :)
دومیش هم اینه:
درسته
تیکه کلام های پاستوریزه ای دارین :-))
ماهی قرمز
ای خدا خیلی رو مخ بود واقعا از همون عید تا الان همه دارن میگن :/
بیا باهم محم بشیم هوپ:)
آره فقط وقتی خود بهتاش می گفت جالب بود، خوشم نمیاد بقیه هی میگن
بریم محم شیم! 
ماهی قرمز
ای خدا خیلی رو مخ بود واقعا از همون عید تا الان همه دارن میگن :/
بیا باهم محو بشیم هوپ:)
کامنت قبلی غلط املایی داشت :))))
طوری نیس بابا جانِ کلام رو رسوندی.

جناب دچار
مثلا مال شما خیلی خفنه؟
دو تاشو بگو!
بلییی! من کل حرفام خفنه :-))
♫ شباهنگ
من فکر کنم انقدر شمرده و حساب شده حرف می‌زنم ندارم تکیه‌کلام. شایدم دارم و نمی‌دونم.
زمان مدرسه برای اینکه حواسمو سر کلاس جمع کنم و خوب گوش بدم یه برگه می‌ذاشتم کنار دستم و تکیه کلام معلمامو می‌شمردم. یه وقت می‌دیدی سی بار گفته پس بنابراین :)))
هنوز دارم یادداشت‌های اون موقع‌مو
ببین منم فکر میکردم ندارم تیکه کلام! ولی همخونه هام از بس باهامن تک تکشون رو بهم گفتن!
عهههه تکیه کلامه؟! :))) برم درستش کنم
وای تکیه کلام استادا و معلما خیلیییی رو اعصاب می رفت 
جولیک ‌‌‌‌‌
رییس سابقم همه چی تکیه کلامش بود. شور و ترش و تلخ همه چیزو در میاورد. من یه بار گفته بودم اوپس، هی از پشت من رد میشد میگفت اوپس. بعد دقت هم میکرد که من واکنشم چیه. منم با آیکنِ ملکه ویکتوریا we are not amused طور به مانیتورم زل می زدم. 

تکیه کلام خودم بزرگواره، از پویا گرفتم! پویا خیلی متین و مودبه و می گنجه که بگه بزرگوار، من که میگم مثل نیش و کنایه به نظر میاد!
آره همینش که وقتی تکیه کلامت رو پیدا میکنن هعیییی تکرار میکنن خیلی رو اعصابه!
هر بار که گفتی بزرگوار من کنایه حساب کردم :-))))
Pary darya
دست خوش مزخرف ترین تکه ملامی بودشنیدم/: اینقدبهش گفتم تادیگ استفاده نکزد
واسه یکی دو بار دست خوش بد نیست ولی آره اگه هعی تکرار بشه آزاردهنده است
گیوم اِوار
تکیه کلام من در موقع تعجب: باااا
من: مَممممممممع! با دهان باز
اونم از همخونه ام یاد گرفتم یا : یا خداااا
قبلا میگفتم: یا علیییی! از بس بچه ها سر به سرم گذاشتن نمیگم دیگه!
سه نقطه
داشتم با پسر خالم حرف می زدم !
یه دفعه حرفشو قطع کرد و گفت :"مرررررگ!"

ظاهرا یه کلمه در میون می گفتم : "هوممم" :دی
الان تصورش رو کردم خدایی رو اعصابه این طوری :-)))
:: فروردین ::
چرا من تیکه کلام ندارم...از دوستامم پرسیدم میگن تیکه کلام نداری :/ من تیکه کلام میخوام 
من کوله باری از تکیه کلام بودم و نمی دونستم
همش رو دوستام بهم گفتن
** دلژین **
بیخود کرده و بیخود کردی و بیخود میکنی جدیدا افتاده تو دهنم :/ 
وای یه لحظه فکر کردم با منیا
بیخود کردن رو من هم زیاد میگم!
soolin :)
تیکه کلام من اینجوریه که به ته یه چیزایی،>> و اینا<< می افزایم....
>>این که<< هم خیلیی میگم.
>>این صوبتا<< هم همینطور.
>>Ooh my god<< هم میگم
>>Ok<< هم با اجازتون خیلی میگم.😑
طرز صحبت خاص خودت رو داری پس!
هانیه ☺
قبلا نمیدونم چرا تکیه کلام ام شده بود به ترکی بابا گیت گوروم فارسی اش میشه بابا برو ببینم یادمه یه بار حواسم پرت شد تو یه بحث به بابام گفتم عصبانی شد دیگه ترک کردم:)
الان تکیه کلام ندارم ولی استاد زبان دانشگاه تهرانی بود هی به همه می گفت عزیزم همه هم دوست داشتیم تکیه کلام اش رو:)
یا یکی از هم کلاسی های پسرمون  تکیه کلام اش جانم بود یه بار سوال پرسیدیم گفت جانم خنده ام گرفت
بابا گیت گروم! من فارسیش رو زیاد میگم: برو میییینم! :-)))
تکیه کلام جانم خطرناکه، یهو به کسایی میگی که نباید
بوبک جان
 من فکر کنم تکیه کلام هام ایناس
میدونی؟ ، میفهمی چی میگم ؟ ، چیک
چیک در زبان اجدادی یه معنایی داره شبیه  ای وای چرا :دی 
 رو مخ ترین همین اوهوم و هوم که هی تکرار بگن در جواب همه چیزو خخخخخخ که میگن تو چتا :/
چیک به کدوم زبان اجدادیه؟ چه خلاصه و بامزس!
منم خخخخخ رو اعصابمه
علی زیرایی
راست میگی؟
من میگم: جدییی؟! 
امیر میم
من فک نمیکنم داشته باشم
اما توی دانشگاه دختروپسر تکه کلامشون ایناست ک خیلی رومخه
ناموسن؟؟ 
پشمام
خیلی رومخه
اگه چند روز به حرف زدنتون دقت کنین، پیداش می کنین
دومی رو همه جا نمیشه گفت!
آبان ...
تکیه کلام ندارم :(
اما کلمه خب را زیاد به کار میبرم ..
کلا تیکه کلام ها اغلب تحت تاثیر برنامه های تی وی است 
آرههههه خب رو زیاد میگی، یادم اومد :-)
برنامه های تی وی و شبکه های مجازی
من ...
سلام‎(:‎
بلی، ممنان، داغان، فرزندم(دخترم)، واقعا 
و یکی دو تا سانسوری خانواده رد میشه‎‎;)‎
سلام
بلی رو من بیشتر از بله استفاده میکنم :))
دخترم و پسرم رو هم زیاد میگم
سانسوریا رو هم بگین باو
خانم کوچیک
نمی‌دونم میشه تکیه کلام رو به دو دسته‌ی ارادی و غیر ارادی تقسیم بندی کرد یا نه ولی اگر بشه، من تکیه‌کلام‌های غیر ارادی یا ندارم یا متوجه‌اش نیستم.
اما ارادی چرا،یعنی ممکنه در یک فیلم،کتاب،مجله،پست وبلاگ ... چشمم بخوره به یک کلمه‌ای که هم جدیده و هم خیلی گوگولی و پفکی و منم می‌گیرشم و تا مدت‌ها ملت و باهاش بیچاره می‌کنم. اما خب همونطور که گفتم کاملا ارادیه و بعد از مدتی کم‌رنگش می‌کنم.
فکر کنم بشه این تقسیم بندی رو انجام داد. غیرارادی ها رو معمولا اول اطرافیان متوجه میشن.
این بیچاره کردن مردم رو خوب اومدی :-)))
بوبک جان
زبان دزفولی۰دزفول توی استان خوزستان :دی
چه باحال، دوست دزفولی زیاد دارم از اتفاق
لیمو جیم
من میگم "شت" و "عجب"
اول همه صبحتهام هم میگم "ببین" و "واقعا" و "یعنی"
و رو مخ خودمه اون دوتای اخری , اینا رو نگم نمیتونم حرف بزنم عملا :-))))
خیلی هم سعی کنم حذفشون کنم ولی واقعا سخته 
رو مخ ترینشون هم اینه که کلی صحبت میکنی بعد طرف برمیگرده میگه  "اوهوم"  :-\
شت مال خواهرمه، عجب رو دوست دارم
خب اونایی که رو مخته و نمیتونی کنار بذاری رو مخ بقیه ام میره کم و بیش، خرد خرد کمشون کن ولی نمیخواد کاملا حذفشون کنی به نظرم!
آره موافقم!
بوبک جان
عه؟چه باحال :دی
پس برو بشون بگو چیک رو برام ترجمه کن ببین چجوری هنگ میکنن :)))
لغات دزفولی خیلیاش معادل نداره :دی
باااش :-))
یه بار به کلیپ کارتونی که دزفولی دوبله شده بود رو واسم فرستاد، ٩٠ درصدش رو نفهمیدم :-))
صبا
من وقتی حرفامون تموم میشه پشت تلفن یا حضوری و دیگه نمیدونم چی بگم بعد از یه عالمه حرف زدن میگم : اینطوری یا میگم : اره دیگه اینطوری یا اینطوریاس
اگه طرفت بشناسه تو رو متوجه میشه که دیگه باید بگه: بابای :-))
جولیک ‌‌‌‌‌
شت:))))
تکیه کلام خواهرمه این :-)))
علی زیرایی
ههههه
soolin :)
اووه ااره.
راستی عزیزمممم هم خعلیی میگم.اونم با چاشنی یه لبخند.😊
خوبه
عزیزم :-)
هانا :)
من میگم اوکی:)
اما از اینکه یه نفر وسط حرفاش هی مدااام بگه" بـــعد " بدم میاد 
می دونی هر چی به تکیه کلام های بقیه دقت کنیم، باعث میشه فحوای کلامشون رو متوجه نشیم و حواسمون پرت بشه! 
بعدددد 
صبح
عججججججب
عجب!
من ...
الان که مال بقیه رو خوندم دیدم چقدر من از اونها هم استفاده میکنم
برم خودمو اصلاح کنم
* دیگه خوبیت نداره حرف ناجورخارجکی یاد بچه های مردم بدیم
قبلنا کصافط(دقیقا با همین املا‎:D ) زیاد میگفتم، یه باراوایل کارشناسی نمره ها رو زده بودن توی برد همون لحظه که چشمم به برگه بود بنابه دلایلی گفتم کصافففط
استاد مربوطه یهو پشت سرم ظاهر شد و گفت با من بودی؟؟؟
حالا این استاد تنها کسی بود که براش احترام قائل بودم و حساسیت بالا و ...
با خاک یکسان شدم تا عذرخواهی کردم(اینکه قبلا همین سوتی رو با یه آدم محترم دیگه داشتم هم جدااا)
اون از سرم افتاد ولی بدتر جایگزین شده که خداروشکر فارسی نیست تو کوچه خیابون همه نمیفهمن
خولاصه بیانمو باید بکوبم از نو بسازم
:-))))
اونجایی که استادتون فکر کرد با اون هستین عالی بود :-)))
چه خارجکی!
احسان ..
تکیه کلام من اینه: بامید خدا
پدربزرگ من میگن: امید به خدا! 
divane !!
من چند روزه بجای کامل یا دقیق یا زیاد از کلمه «قشنگ» استفاده میکنم
خودم فهمیدم،تو چت و متن نوشتن هی استفاده میکردم بعد دقت کردم دیدم تو حرفامم استفاده میکنم نمیدونم چرا جدید اینطوری شده.
یه تکه کلام دیگه مم راستش هست،زیاد تو نوشتن مخصوصا اول حرفام استفاده میکنم.
از اونجایی که اینقدر که مینویسم حرف نمیزنم زود تکه کلامامو پیدا میکنم چون تو نوشته هامم میاد و میبینمشون:)
آره بعضی وقتا به خودمون میایم و می بینیم که یک کلمه به برند ما در برابر بقیه تبدیل شده.
تکیه کلام توی نوشتن... آره! توی نوشتن هم تکیه کلام داریم
صبح
ان شاالله هم زیاد بکار میبرم 
خوبه! 
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
وااا!
:-)))))
اوااا! 
bahar.s
من زیاد اینارو میگم...
عجب!
ای بابا!
دمت گرم!
جااان من؟
جاااان من رو دوست!
آناریل Anariel
من محض نرفتن آبروم نباید تکیه کلام هانو بگم :)))))))))))) 
چرا مثبت هجده ان؟ :-))
ام اسی خوشبخت
هنوز به نقطه محوشدگی نرسیدم خداروشکر :)
من خیلی به تکیه کلام ها توجه نمیکنم و گیر نمیدم اما جالبترین کسی که در این زمینه دیدم یکی از اقوام بود که کافی بود حس کنه از یه تکیه کلامی بدتون میاد، انقدر تکرار میکرد که دلتون میخواست کتکش بزنید! این کارو حتی در مورد پیرمرد و پیرزن های فامیل هم میکرد!
خداروشکر
این گیر دادن به یک تکیه کلام جدی جدی رو اعصابه!
ام اسی خوشبخت
خودمم تکیه کلام خاصی ندارم. البته شایدم دارم و متوجه اش نیستم.
از این به بعد دقت کنین :-)
مصطفی فتاحی اردکانی
تیکه کلامم موقع تعجب و ترس و اینا: یا موسی بن جعفره!!!!!!

یه مدتی تیکه کلامم "ببین عزیزم" بود. تا اینکه یه بار به یکی از دخترای هم کلاسی گفتم ببین عزیزم  و داستان شد از اون به بعد سعی در عدم استفاده از اون تکیه کلام کردم
این موسی بن جعفر رو خیلی شنیدم :-)))
آره تکیه کلام هایی مثل تکیه کلام شما خیلی خطرین!
خانم دکتر تمام وقت
من میگم ولمون کن باو
از اکی هم خیلی بدم میاد
من میگم مینیم باو :-))))
هویجوری:)
برووو بابااااا 
نه بابااااا 
ای بابااااا 


خیلی رو اعصابن😐
اگه مرتب و با فاصله کم تکرار بشن، آره
سیما
اما تکه  کلام من البته به زبان کره ای هستش چون زبان کره ای خوندم و وقتی اعصابمو کسی خرد میکنه یا عصبی هستم میگم (جاجین نا)  به معنای روی اعصابمه  یا عصبیم میکنه .یعنی دایما این کلمه رو میگم به طوری که خودم عصبی شدم و ا سرم نمیوفنه و تکه کلم های دیگری که اگه یه فردی که کره ای نبشه کنارم باشه میگه این الا ن چه فحش بود داد؟؟؟؟
و ت ناسزا های کره ای که میگم و یه بار که با دوتا کره ای توریست بیرون بودم ابروم رفت یعنی وضعیتی بود دارم روی خودم کار میکنم تکه کلام هام رو از دست بدم و از سرم بیوفته









ج
نهههه باباااا
زبان کره ای خوندی؟ احتمالا عشقش از سریال های کره ای شروع شد، نه؟
یعنی الان کاملا مسلطی؟
سفره خاتون
What the hell! نمیدونم چرا اینقد استفاده میکنم ازش-_- 
و "یا خود خدا!" 
البته درحال حاضر چون کلا زیاد حرف نمیزنم تکیه کلامی هم ندارم متعاقبا!
اوه چه با کلااااس :-))
یا خود خدا رو منم میگم :-)))

سیما
اره ولی خب اونقدری مسلط نستم که بتونم همه حرف هاشونم بفهمم چون من فقط کلاس هاش رو رفتم و برای رسیدن به تسلط لازمه از ایران برم و توی دانشگاه های کره بخونم چند تایی از دوستام رفتن ولی هزینه ش خیلی بالاست .خ خخخخخخخ اره همه چی از سریال کره ای و اهنگ هاشون شروع شد از سریال توزیبایی و اهنگ های گروه ss501 خدا بگم چیکارشون نکنه ولی خیلی ضربه خوردم نوی درس هام و خیلی پشیمونم هنوز هم داره بهم ضربه میزنه ولی نمی تونم جلوشو بگیرم .میدونی من به خاطرش خیلی از درس هام عقب موندم و مسیر زندگیم تغیی کرد درسته که زبانشونو یاد گرفتم ولی بزرگترین رویا و هدف من دندون پزشک شدن بود و هستش ولی خیلی دور شدم توی انتخاب رشته اشتباه کردم و رفتم ریاضی به خاطر اینکه برام مهم نبود چه رشته ای بخونم و بعدش دوسال خوندن معماری و بعد تصمیم گرفتم به خاطر تنفرم از اون رشته بیام بخونم برای تجربی و زیست رو خوندم و یاد گرفتم ولی روحیه ی خیلی داغونی دارم چون من بایدالان سال چهارم باشم توی دندون ولی هنو دانشگاه هم نرفتم و امسال هم نمیارم چون درست درس نخوندم ولی من وافعا با همین شوق دکتر شدن زنده ام هوپ.میدونی وقتی که زیست رو یاد میگرفتم خیلی خوشحال میشدم و ذوق میکردم و حس اینکه دکتر میشم منو به گریه مینداخت حس رفتن توی دانشکده دندون و  داشتن دوست هایی که دغدغه شون درس خوندن حس کشیدن دنون و پرکردن دندون و اون بوی خوب مطب های دندون پزشکی البته من خیلی بیشتر دوست داشتم جراح عمومی بشم ولی حس کردم اون توانایی ها رو ندارم و دیدم دندون هم همون حس رو بهم میده چون من عاشق کارهای عملی همراه با خونم 😅😂😅😂  برای من که یه روز هایی ارزوی قدم زدن ری پل بالای رودخانه ی هان توی کره قشنگ ترین لذت بود الان نمی تونه جای حسی کهدوست دارم از پرکردن یه دندون یا حداقل نشستن سر کلاس های علوم پزشکی داشته باشم رو بگیره حتی اگه بگن یه بلیط بهت میدیم با تابعیت اون کشور ولی دور دکتر شدن روخط بکش نمیخوام میدونی من نمب خوام از دستش بدم چون دارم با حسش زندگیمیکنم خیلی حرف زدم ببخشیدالان اشک توی چشم هام جمع شدش
عزیزم ایشالا به اون چیزی که دلت می خواد با تلاش حتما می رسی. منم عشق خون و خونریزی ام! :-))
آره یک زمانی موج سریال های کره ای به شدت ایران رو گرفت، خود من پسران فراتر از گل رو بیشتر از ٥ بار دیدم :-))
تو زیبایی رو یک بار بیشتر ندیدم. 
سیما
 روحیه ی خیلی داغونی دارم چون من بایدالان سال چهارم باشم توی دندون ولی هنو دانشگاه هم نرفتم و امسال هم نمیارم چون درست درس نخوندم ولی من وافعا با همین شوق دکتر شدن زنده ام هوپ.میدونی وقتی که زیست رو یاد میگرفتم خیلی خوشحال میشدم و ذوق میکردم و حس اینکه دکتر میشم منو به گریه مینداخت حس رفتن توی دانشکده دندون و  داشتن دوست هایی که دغدغه شون درس خوندن حس کشیدن دنون و پرکردن دندون و اون بوی خوب مطب های دندون پزشکی البته من خیلی بیشتر دوست داشتم جراح عمومی بشم ولی حس کردم اون توانایی ها رو ندارم و دیدم دندون هم همون حس رو بهم میده چون من عاشق کارهای عملی همراه با خونم 😅😂😅😂  برای من که یه روز هایی ارزوی قدم زدن ری پل بالای رودخانه ی هان توی کره قشنگ ترین لذت بود الان نمی تونه جای حسی کهدوست دارم از پرکردن یه دندون یا حداقل نشستن سر کلاس های علوم پزشکی داشته باشم رو بگیره حتی اگه بگن یه بلیط بهت میدیم با تابعیت اون کشور ولی دور دکتر شدن روخط بکش نمیخوام میدونی من نمب خوام از دستش بدم چون دارم با حسش زندگیمیکنم خیلی حرف زدم ببخشیدالان اشک توی چشم هام جمع شدش
ا(ادامه ی کامنتمرودوبار فرستادم اگه زاد شده باشه بلاگ حذف نکنه)
نه اومد کامل
داش فرزاد
یوک اینم فونته وبلاگتون داره؟! :|
چشه؟!
داش فرزاد
آدم خسته میشه بخونه
راستش شما اولین نفری هستین که این حرف رو زدین و خودم هم این فونت رو دوست دارم؛ اینه که متاسفانه تمایلی به عوض کردنش ندارم.
:-)
داش فرزاد
من میگم.واقعا؟.مطمئنی؟.این چه وضعشه؟(ازین بیشتر خوشم میاد).
این چه وضعشه؟ رو دوست داشتم
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan