هوپ و بیماران در هفته ای که گذشت. (٣)

  • ۱۹:۵۵

١- دختر برای این شهر کوچیک، زیاد از حد قرتی بود! خوابید تا معاینه بشه؛ دندون خراب زیاد داشت. بهش گفتم: مسواک و نخ خوب نمی کشی نه؟ 

-نه به خداااا خانوم دکتر خیلی هم خوب می زنم. میشه بخاطر قلیون باشه؟

+قلیون می کشی؟! میدونی که ضررش بیشتر سیگاره.

گارد گرفت: اووووه معتاد که نیستم. شاید ماهی یا هفته ای یک بار که برم تهران بکشم.

خندیدم: دود حلقه ای هم بیرون میدی؟

-آره بابا از نه سالگی کشیدم، حرفه ای شدم دیگه.

+امم میخوای یکم کمترش کن، خب؟!


٢- ایستاده بودم بالای سر بیمار. الواتور رو برداشتم تا چک کنم بی حسه دندونش یا نه؟  پیرمردی اومد دم در و چیزی خواست. متوجه نشدم. گفتم چی؟ دوباره گفت: یه ظرف پیشاب بهم بده! برای لحظه ای مخم هنگ کرد: حاج آقا اینجا دندونپزشکیه. - ها؟! - اینجا دندونپزشکیه، آزمایشگاه رو به روئه! - ها؟! داد زدم: اینجا آزمایشگاه نیست. - من نمیدونم ظرف پیشاب بهم بده! به همراهِ بیمار با ناچاری نگاه کردم، رفت سمت پیرمرد که قانعش کنه اینجا پیشاب میشاب نداریم!


٣- خانوم نون نبود و دست تنها بودم. تازه به مراجعه کننده ای بی حسی زده بودم و منتظر بودم که بی حس بشه که دختری ١٨-١٩ ساله پرید توی اتاق. - عزیزم باید منتظر بمونی. -دندونم درد می کنه. - باشه بیرون منتظر باش، صدات می کنم. با استرس دوباره گفت: ولی خیلی درد می کنه. رفتار و اصرارش طبیعی نبود، معاینه اش کردم. اون قسمتی رو که نشون می داد دندونی نداشت که تا این حد خراب شده باشه که به درد بیوفته: عزیزم دندون هات پوسیدگی سطحی دارن، برات عکس می نویسم که پوسیدگی های بین دندونیت هم معلوم بشه، نوبت میزنم بیای درستشون کنی. - نه نمی خوام درست کنم، نه نه. - پس واسه چی اومدی؟ - یه مسکن بنویس آروم شم فقط. - عصبی هستی، دارویی مصرف می کنی؟ همراهش گفت: بله داروی اعصاب می خوره. - خب این درد شدیدت از اعصابت هم می تونه باشه ها. - شما مسکن رو بنویس. میگم که نمیخوام درستشون کنم. - چرا؟! - میخوام برم استخدام نیروی انتظامی بشم، گیر میدن! - جانم؟! مطمئنی درست شنیدی؟ شاید منظورشون این بوده باید تمام دندون هات سالم یا پرکرده باشه ها، واسه تو همشون پوسیده ان. پافشاری کرد: مسکن بنویس می خوام برم. - باشه! 


٤- خودمونیم، بعضی وقتا از اون حجم و وسعت زیاد رژی که یک سری از بیمارهام می زنن، من هم تعجب می کنم. زن یک سانت دور تا دور لبش رو اضافه تر رژ کشیده بود، دستمالی دستش دادم و گفت: لطفا پاک کنین و بخوابین. 


٥- اون خانومه بود که مخم رو گذاشت توی فرقون که میخوام دو تا دندون بچه ی شیرخواره ام رو ارتودنسی کنم و سری قبل سوار سرویسم شده بود و بی اغراق ٢٠ دقیقه ی تمام ازم سوال پرسید و قانع نشد، هفته ی قبل دوباره سوار شد. پسربچه اش به تازگی راه افتاده بود. راستش رو بخواین به حد مرگ خسته بودم و بی اعصاب و اصلا حوصله ی ویزیت خودش و بچه هاش رو دوباره اون هم توی ماشین نداشتم؛ چون انقدر خسته میشم که اکثرا کل راه مرکز تا پانسیون رو خوابم. سریع هندزفری ام رو درآوردم و توی گوشم گذاشتم، کنارم نشست و در حد فاصل اینکه آهنگی انتخاب و صداش رو بلند کنم یکی دو تا سوال پرسید: تشریف بیارین درمانگاه ویزیت بشین و بعد سرم رو به شیشه تکیه دادم و چشم هام رو بستم. آخییییش! 


٦- چند روزی خانوم نون بیمار بود و نیومد. من بودم و تمیزکار از زیرکار در روی مرکز. بیمارها تک تک و با فاصله میومدن و من با آرامش نسبی کار می کردم. حالش بهتر شد و برگشت و با برگشتش دوباره دندونپزشکی از شدت شلوغی منفجر شد! بهش گفتم: همش تقصیر شماست ها! جاذب مریضین! خندید و گفت: خودمم همین فکر رو می کنم. می خواین بعدا مطب زدین، یه صندلی بذارم یه گوشه اش بشینم تا سرتون پر از مشتری بشه؟! -عه خانوم نون! مشتری چیه؟ بیمار، مراجعه کننده. - همون! 


٧- دختر که از بیمارهای سابقم بود و چند تا دندونش رو ترمیم کرده و کشیده بودم و بعد باردار شده بود، برای معاینه دوباره پیشم اومد. لبخند زدم: مبارک باشه، چند ماهته؟ - ٥ ماه. - باز کن. عه عه عه! دندون عقل هات رو که جراحی نکردی دختر! مگه نگفتم اول اینا رو خارج کن، بعد؟! خجالت کشید: نشد دیگه. 

مردی که دندون عقلش رو کشیده بودم و اون هم از بیمارهای ثابتم بود، وارد شد و قبضش رو روی میز گذاشت: بفرمایین، گفتین چی بخورم؟ - بهتره امروز رو مایعات بخورین. سوپ، آبمیوه و ... ؛ به دختر باردار نگاه کرد و گفت: واسم امروز سوپ درست کن. لبخند زدم و با ذوق گفتم: عه زن و شوهرین شما دو نفر؟ دختر خندید: بله. 

حس مادربزرگی رو داشتم که دو تا نوه اش با هم ازدواج کردن! 


٨- خداروشکر توی یکی از مراکزم به حدی جا افتادم بعد از ١٣-١٢ ماه، که برای یک عده شدم اولین و تنها دندونپزشکی که بهش مراجعه می کنن. یعنی طرف میاد، نه تنها اسم و فامیلش رو یاد گرفتم، بلکه با تک تک دندون هاش خاطره دارم! "ف" هم یکی از این افراده. پسر خوش برخورد، با شخصیت، خوش تیپ، خوش هیکل و بسیااااار قد بلند و متاسفانه ٦ سال کوچیکتر از من! :-)))) یعنی اینطوریه روی یونیت دراز می کشه، برخلاف بقیه که میگم یکم بیاین بالاتر، سرتون بیاد روی قسمت به اصطلاح پشتی یونیت، به ف میگم: برو یکم پایین تر! بعد سری قبل اومده بود دو تا دیگه از دندون هاش رو ترمیم کنه. وقتی خوابید و بی حسی بهش زدم، گفت که داره فشارش میوفته. شکلات بهش دادم و به این فکر رفتم که چرا همه ی فتبارک الله ها، زود فشارشون میوفته؟!!! که خودش اقرار کرد به خاطر داروهای هورمونیه که توی باشگاه بدنسازی استفاده می کنه. -خب استفاده نکن، ارزشش رو داره که همش قندت بیوفته و حالت خراب بشه؟ مگه چند سالته؟ با قیافه ی نادم گفت: سه ماه دیگه بیست سالم میشه! از چشمم افتاد: چرا شما پسرها عشق هیکل و هورمونین آخه؟! ورزش کنین بدون هورمون و دارو، دیرتر به هدفتون می رسین ولی اون کجا و این کجا؟


٩- یکی از سرگرمی های من حین امضای کارت سلامت بچه مدرسه ای ها، نگاه به تاریخ تولدشونه. بعد یکی دو نفرشون هم تاریخ بودن با خودم، کلی تبریک گفتم بهشون که افتخار کنین مهری هستین و اینا. چند نفرشون هم حدودای تولدشون بوده و بهشون تبریک گفتم. قیافه ی ذوق کرده ی بچه ها دیدن داره. 


١٠- پیرزن اول صبح از روستا اومده بود و عجله داشت: بکش این دندون رو برم! به سختی راضیش کردم عکس بگیره و بیاد. اومد، سرم شلوغ بود، نیم ساعتی معطل شد. خوابید و بی حسی زدم و شروع به لق کردن دندونش کردم؛ دندون انکیلوز (فک جوش) بود و تاجش خرد شد. شروع کردم به تراش استخوان دور دندون که یک دفعه پیرزن بلند شد و داد زد: میخوام برم! - کجا بری؟ - بلد نیستی بکشی دیگه، میخوام برم. - حاج خانوم بخواب، دندونت فک جوشه باید تراش بدم. دوباره از بن جیگر فریاد زد: بیخود میکنی بلد نیستی دندون بکشی، دست می زنی بهش، بقیه دندون هام رو کشیدم اینطور نبود! نفس عمیقی کشیدم و به خودم گفتم: آروم باش، آروم باش! - هر دندون با دندون دیگه فرق داره، شرایط کشیدنش هم فرق داره. خانوم نون که بعدا فهمیدم بهش برخورده که چرا پیرزن داره اینطور سرم داد می زنه جلو اومد و دخالت کرد: چرا داد میزنی؟ بخواب! این دندون رو نباید از اول دست میزد می رفتی مطب خدا تومن پول جراحی می دادی، دل خانوم دکتر واست سوخته! - بیخود کرده دست زده! میخواست بگه نمیتونم میرفتم مطب. میرم ازت شکایت می کنم! با درموندگی گفتم: حاج خانوم بخواب، دندون رو خودم دست زدم و خودم باید بکشم. شونه هاش رو گرفتم و خوابوندمش. خانوم نون دوباره گفت: چرا یهو قاطی می کنی؟ پیرزن دوباره عصبانی بلند شد و نشست و داد زد: خودت قاطی داریییی! خودت دیوونه ای! داشت می گفت خودت باید بری تیمارستان که خانوم نون رو بیرون کردم و گفتم که بیرون منتظر بمونه! 

دوباره خوابوندمش و با آرامش ظاهری، در حالی که دست هام از شدت فشار و استرسی که پیرزن وارد کرده بود می لرزید می گفتم: آروم باش حاج خانوم، آفرین، دهانت رو باز کن، آهان. من خودم دست زدم و خودم هم برات درش میارم عزیزم. شما فقط باز کن. آهان باز تر. بیا دراومد. ببین. 

گاز رو توی دهانش قرار دادم و گفتم: پاشو. 

خانوم نون ساکت اومد داخل: شما ببخش که بهت گفتم قاطی کردی منظوری نداشتم. پیرزن با دهان پر گفت: حرف دهنت رو بفهم از این به بعد. بعد آروم اومد کنارم و آروم تر گفت: ببخشین خانوم دکتر سرتون داد زدم، دستتون درد نکنه. 

-خواهش می کنم. خانوم نون پنج دقیقه کسی نیاد داخل. 

به دستهام که هنوز می لرزید نگاه کردم. لبخند زدم. 


١١- اول صبح بود. پیرزنی با دختر میانسالش وارد شدن. - میخوام دندون هام رو بکشم. - بیماری خاصی دارین؟ - فَشار خون دارم. - قرصتون رو صبح خوردین؟ - نه. - معمولا رو چنده؟ - وقتایی که مِخورم روی شونزه، هفده، وقتایی هم هَ که میره رو بیس، بیسو دو! - عه! خب باید فشار خونتون کنترل بشه، بعد بیاین واستون بکشم. یه نامه از پزشکتون هم میخوام حتما. - واس چی نامَ میخوای؟ - برای اینکه ببینم مشکلی واستون ایجاد نمیشه زیر دستم. پیرزن زد به کانال شوخی: ها خو حق داری. ممکنه زیر دستت سکتَ کنم، پدرتَ دربیارم! بعد منم که پیرزن شرِ دهاتیم، تا دیه ازت نگیرم ول کنت نیستم. اول با تعجب نگاهش کردم و بعد همراه دخترش زدیم زیر خنده ولی پیرزن با جدیت تمام سر به سرم می ذاشت: بعد دو برابرشم ازت بگیرم راضی نمیشم، هر چی پول درآوردی اینجا همشَ ازت می گیرم. ها بخند، اول صبحی تنها نشستی اینجا. بذار یکم بخندونمت و ...

قهقهه می زدم که خداحافظی کردن و رفتن.


+ چند وقت پیش توی جمع پزشکای طرحی می گفتیم که باید بعدا برق وصل کنن به مغزمون تا خاطرات اذیت های طرح فراموشمون بشه. ولی الان می بینم دوست ندارم خاطراتم، خوب یا بد یادم بره، واسه همین گلچینی ازشون رو می نویسم، هرچند خیلی اذیت باشم از دست شبکه و کارد به استخونم برسه گاهی وقتا. ما هم خدایی داریم، هوم؟ ؛-)


  • ۳۴۱
جناب قدح
سلام :)

خیلی خوبه این خاطرات رو مینویسی اینجا


سلام
خودمم دوست دارم نوشتنشون رو
tiktik tiki
باورتون میشه مورد 10رو خوندم از استرس قلبم اومد دهنم!
ینی از این اتفاقا چندتا برامن میوفته😁
من خواب چنین موقعیتی رو قبل از طرحم دیده بودم اگه یادت باشه. 
انقدر اتفاق میوفته که دیگه عادی میشه برات
ملکه بانو
چه ماجراهایی داری
بیشتر بنویس بعدا کتاب بدی بیرون
:-))
کی میخره کتابشو آخه؟
اله سار
نامعتاد حرفه ای ((:

فقط اونجاییه که گفت من نمیدونم ظرف پیشاب بده ((:

لطفا پاک کنید و بخوابید ! عجب طنز تلخی!


۷. چه جالب ((:

ادم بعدها وقتی یاد خاطرات سختش میفته ٬ بیشتر از خاطرات خوش و اسودگیش کیف میکنه (: یعنی من اینجوریم !
والا آدم نمیدونه دم خروس رو باور کنه یا قسم حضرت عباسشو؟
هعییی

اوهوم میگه پسررررر دیدی دووم آوردم؟!
صبورا کرمی🦄
چقدر باعث افتخاری هوپ جان:)

میخواستم درباره دو سه تا از این شماره نویس ها نظر بذارم ولی فقط میگم‌که باعث افتخاری و ازت بابت لبخندی که با خوندن نوشته هات میزنم ممنونم :)
چرا باعث افتخار دخترم؟ 
کاری نکردم خاطرات بی اعصابیامو نوشتم که
مرسی :-*
مهدی رنجبر
خیلی این پستا خوبن 
... ... 
آره متاسفانه حوصله ی وقت گذاشتن برای ورزش و درست غذا خوردن ندارن خیلی پسرا و روی استروید ها و بوستر های تستوسترون بیشتر از ورزش وقت میزارن. انگار قرار نیست عواقبش دامنشونو بگیره. 
؛-)

هیچ حواسشون نیست که چقدر عوارض داره واسشون، میخوان یه شبه راه صد ساله رو برن.
میس تیچر
منم همههههه دندونام خرابه ولی نه سیگار میکشم نه قلیون نه این مدلام...پس چرا خب 🙁
میخونمتا ببخشش کامنت نمیزارم فقط میگم حالمو میفهمی... 
اگه بهداشتت رو خوب رعایت میکنی احتمالا جنس دندونات خیلی خوب نیست.

درکت میکنم عزیزم، آروم باش
آسـوکـآ آآ
خدا قوت دکتر جان ❤
ممنونم آسوکای پاییزی
simu lator
لهجه شماره 11 میخوره که خراسانی باشه

یه سوال!دندون پزشکِ جوون کجا میشه گیر آورد؟یکی که 22/23سالش باشه؟
نه تلاش کردم لری از آب درش بیارم! /-))
یه سوال! برای چی می پرسین!'
🦉 شباهنگ
پست‌هاتو عمیقاً دوست دارم. شاید تنها بلاگری هستی که این روزا وقتی پستاشو می‌خونم یاد دیروز خودم می‌افتم. بنویس بازم تو رو خدا :))
عزیزمممم یعنی یه طویله نویس ازم تعریف کنه، پرروتر میشم بیشتر طویله می نویسم :-)))
مصطفی فتاحی اردکانی
چه پستای خوبین این پست های طرحی
ای بابا چرا همه میگن خوبه این پستا در مورد محتویاتش نظر نمیدن؟ :-))))
ممنونم
simu lator
میخوام برم پیش چندتاشون شانسمو امتحان کنم:)میخوام مشکل سنی وجود نداشته باشه که اگه جذب شدن بهونه ای نداشته باشن
لااله الا الله
شما آقایون این اعتماد به نفس بالا رو نداشتین چیکار می کردین خدایی؟ :-))
دکتر ٢٢-٢٣ ساله نداریم دانشجوان تو اون سن هنوز
گندم بانو
وای هوپ!! خیلی خوبن خاطراتت. من خیلی دوست دارم بخونم خاطراتتو! ^__^ پس با اون دوستمون که گفت کتاب کن این خاطراتو موافقم. شاید این اتفاقا واسه همه دندون‌پزشکا بیوفته، ولی تعداد اونایی که بلدن اینطوری تعریف کنن کمه :) پس روی کتاب نوشتن فکر کن. این خارجیا منتظرن یه اتفاقی تو زندگیشون بیوفته زودی کتاب بنویسن!!! تو هم خارجکی‌طور برخورد کن خب :)))))

۱. واقعا قضیه قلیون تاسف برانگیزه. متاسفانه خیلی هم با افتخار از این کارشون تعریف میکنن ملت!! :/

۲. اون دندون‌پزشکی هم که من میرفتم بغل آزمایشگاه بود! :/

۳. خسته نباشه واقعا!! :/ حتما هم استخدامش میکنن! یعنی بهش میگن هر چند دندونات داغونه ولی به خاطر ضریب هوشی بسیار بالایی که داری نمیتونیم از دستت بدیم! :)))

۸. واااای :)) حالا ایشالا بعد طرحت یه دونه فتبارک‌الله با سن و موقعیت مناسب میاد میشه مشتری ثابتت ^__* :))

۱۰. :/ احسنت به صبر و حوصله‌ت!


مررررسی عزیزم، انقد اعتماد به نفس ندین بهم، باد می کنم می ترکم ها :-)))) 
ولی ایده ی جالبیه، شاید بهش فکر کردم با توجه به اینکه عاشق نوشتنم


چرا دندونپزشکی رو میریزن تو آزمایشگاه ها؟ :-/
اصلا بی اعصاب بود دختره، عمرا استخدام بشه مگه اینکه بخوان توی گشت حجاب و اینا استخدامش کنن.

واااای ایشالا خواهرررر :-)))))
خودم راسش تعجب کردم که چقدر صبوری کردم از من بعید بود.
گندم بانو
واااای عاااالی بودااا ... استخدامش کنن واسه گشت! :)))))))
آره دیگه، موفق هم خواهد شد مسلما!
هانیه
متاسفانه تو دانشگاه ما هم دخترا جلوی حیاط یواشکی سیگار می کشیدند:(
شماره 8 پسرا این کارا رو به خاطر بعضی دخترا انجام می دهند که بهشون توجه می کنند متاسفانه اما با زور بازو کسی مرد نمیشه
:-// عجب
خب آره خیلی از دخترها به این چیزها جذب میشن.
هانیه
هوپ این فتبارک الله الخالقین هم خودشون دنبال فتبارک های بالاتر از خودشون هستند:)
والا مشکل مابین ما فقط تفاوت سنی معکوسمون بود :-)))))
ساحل آرامش
راستش ترسیدم از طرح. وقتی مریض میزنه به در نفهمیدن و کولی بازی و سروصدا همه انرژی آدم گرفته میشه یهویی.‌ توی دانشکده صدجور مشکل عجیب پیش میاد وقت اکس دندون که فقط استاد حلش میکنه تو طرح آدم تنهایی باید چکار کنه
ببین عادت میکنی، بعد از یه مدت میبینی انقدر خبره شدی که تک و تنها همه مریضی رو با همه رفتاری کنترل میکنی، در واقع آزم شناس میشی، استرس نداشته باش
اعظم
سلام
روزگار گل چین های توام با شادی بهت بده.
هر کدومو شروع میکردم به خوندن تموم میشد.
قشنگ بودن.
سلام
ممنون ؛-)
منظورتون اینه کوتاه بودن؟

مهدیه
طرح فقط اونجاش که صبحت اینطوری شروع میشه که داری صدای اهالی و میشنوی که باهم حرف میزنن پشت در اتاقت و تو با فاصله ولی کاملا میشنوی  و دقیقا صبح اول صبح با پا در اتاقتو و با یه اکراه خاصی یه ذره باز میکنه یکیشونو به بغلیش میگه عههه این 'زنه'  من دفعه قبل رفتم پیشش هرچی گفتم آمپول بده نداد به درد نمیخوره این عصن با اون دماغه عملی زشتش 
و بعد فکر میکنی چندین سال درس خوندنت درنهایت اسم عادی خودتو حتی به زنه تغییر داده و به درد نخوری چون آمپول ندادی بهش دماغتم زشته!
خدایی اینجایی که من طرحم خانم دکتر خانم دکتر از زبونشون نمیوفته، ولی برای اثبات خودم زمان گذاشتم.
البته به فرهنگ مردم اون شهرم خیلی بستگی داره ها.
حسین

هر کجا هستم باشم

آسمان مال من است

پنجره ، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت ؟

 سهراب سپهری

:-)
اعظم
سلام
بله مینی داستان بودند.دلپذیر مینویسید.

سلام
بله، مرسی 😊
ساحل آرامش
امیدوارم...
حس میکنم طرح واسه دندون پزشک مث سربازی واسه پسرا میمونه. قبل و بعدش خیلی فرقه 😂
خدایی سربازی بدتره! ولی آره به جورایی سربازیه چون اجباره
سالار
عالیییییییی
سپاس
شارمین امیریان
سلام عزیزم.

۱. یه بار سر کلاس، دانشجوهام، شروع کردن از سیگار و قلیون کشیدنشون بگن یه عده هم سعی می کردن قانعشون کنن کارشون غلطه. برای من خیلی ناراحت کننده بود دخترای به اون نازی و همه چیز تمومی اهل دود و دم باشن. ولی چیزی بهشون نگفتم. به همکلاسیهاشون هم که حرص می خوردن گفتم مسلما دوستاتون خودشون همه این حرفها رو از حفظن و ضرر دود و دم رو میدونن و هزاران بار این حرفها رو شنیدن. اینجا مساله دونستن و ندونستن نیست. مساله خواستن و نخواستنه و دلایل شخصی خودشون. پس بهتره در این مورد بحث نکنیم. =/

+ ای دل غمدیده حالت به شود دل بد نکن 😘☺
سلام دکتر شارمین
١. بله نمیشه به کسی که عاقل و بالغه گفت فلان کارو نکن ولی ما دندونپزشک ها یکی از وظایفمون اینه که بیماران رو به ترک سیگار و سایر مخدرها تشویق کنیم. :-)

+عزیززززم 😍😍😍

بهاره
سلام من تا ایموجی دندون دیدم سریع یاد شما افتادم گفتم بفرستم
🦷🦷🦷
سلام عزیزم مرررسی، آره منم از وقتی کشفش کردم همه جا دارم استفاده اش می کنم :-)))
مرسییی 🦷
صبح
سلام موفق شدم شماره 9 رو به پایان برسونم. خاطرات خوبی می نویسید. چطور دست به قلم نمیشین برای چاپ؟ هورمون چه وقتایی باعث افت فشار میشه؟ 
سلام به سلامتی
مرررسی، شاید بهش فکر کردم
راستش نمیدونم!
ممنون بابت معرفی کتاب
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan