آینه درمانی در راستای تحقق رویا

  • ۱۵:۴۳
قبلا در این پست در مورد یکی از رویاهام نوشته بودم ، من واقعا عاشق جینگیلیجات سنتی ام ، توی ذهنم هست که ان شاالله بعدا توی خونه خودم یک قسمتی رو به صورت سنتی دربیارم ، که دری با پنجره های رنگی رنگی حتما جزوی ازین قسمته :)
واسه همینه که چهارشنبه شب وقتی داشتیم خانوادگی از جلوی مغازه ها رد می شدیم ، چشمم این آینه رو گرفت و قلبم شروع کرد به تالاپ تولوپ ... بابایی هم به مناسبت روز جوان برام خریدش ( مرسی بابا ) 
دیروز با هزار ذوق و شوق به دیوار اتاقم زدمش ، دقیقا رو به روی پنجره آفتاب گیر امه ، از اون موقع تا حالا هی با ذوق میرم جلوش می ایستم و خودم رو نگاه می کنم ، شاید باورتون نشه ولی واقعا از بقیه آینه ها آدم و زیباتر نشون میده !  اونقدری که حتی ابروهای تابه تای محصول دست آرایشگر ناشیم رو هم  زیبا نشون میده ! 
بازی رنگ ها غوغا می کنه ...


  • ۸۱

در سطح شهر

  • ۱۶:۵۷

به تازگی توی سطح شهر پر شده از این بیلبورد پند آموز فرهنگ شهروندی : 

همه جدایی ها بد نیست* ...

امیدوارم این پیام های اخلاقی که هر چند وقت یک بار عوض میشه ، واقعا روی مردم تاثیرگذار باشه . مثلا یک مدت آموزش صبر و تحمل میدادن ، یک وقتی درباره مذمت غیبت حرف میزدن و مدتی بعد توصیه میکردن به صله رحم ...

 شاید به این امید که مردم همیشه عجله دار ایران ، وقتی برای دقایقی پشت چراغ خطر می ایستند به جای اینکه سرشون رو به این طرف و ماشین بغلی و مغازه اون ور خیابون بدوزن ، حواسشون پرت این تابلوها بشه و کمی فکر کنن در موردش و باز هم شاید تغییر هر چند کوچیکی در رفتارشون بدن ...

* هر چند من جور دیگه ای از این جمله برداشت کردم ، ولی گویا هدف و رمز این جمله چیزی دیگه ای بوده :))

  • ۱۲۵

از هر دری سخنی

  • ۲۲:۰۲

وان - خانومه بهم گفت یک ساعت قبلش پماد لیدوکایین و بزن بیا ، من از ترس درد لیزر دو ساعت و نیم قبلش استفادش کردم ، نتیجه اش این شد که هنوز که هنوزه پام بی حسه و سنگین :| حس فلجا رو دارم ! ولی اصلا درد نداشت :)) 

تو - فرمون ماشین امروز تق صدا میداد ! بابا سوارش شد ، گفت خطریه ممکنه یهو حین رانندگی در بیاد ، بیاد تو دستت !!

تیری - به مامانم امروز گفتم : مادرجان شکوه ! تازگیا حس می کنم الویه غذا نیست ، فقط یه سالاد خوشمزس !! بسکه خوش خوراکه و نیم ساعت بعدش دوباره گشنه ات میشه ... مامانم هم چپ چپ نگاه کرد و گفت : بسکه برنجی شدین شماها ...

فور - سرویس عقد دوست صمیمیم رو دیدم ، ته مایه ی گلدن رز داشت ، با قیمت خیلی مناسب از تهران خریده بود ، حدودا 4-5 میلیون ارزونتر ، چرا من فکر می کردم تهران چیزاش باید گرون تر باشه ؟ 

فایو - میشه واسه خوشبختی دوستم ، که مثل خواهرم دوسش دارم دعا کنین ؟ 

سیکس - شماها هم مامانتون قهر می کنه ، در کابینت و یخچال و محکم میکوبه به هم ؟! :-\

سون - امروز تمرین صبر کردم با خانوم اسمال زاده ! جان خودم ، خودش گفت اسمال زاده هستم ...یکی دو بار نزدیک بود از کوره در برم ها ! 

ایت - آدم گناه کار میشه توی گروه ورودی بخواد رمزی حرف بزنه ، چون تک تک بلند میشن میان پی وی و میپرسن جریان چیه ؟ یادم باشه ازین به بعد بیشتر حواسم به زبونم باشه :| 

ناین - پیرو مورد قبلی ولی یه کار دیگه هم باید یاد بگیرم ، اینکه شجاع باشم و زیر ظلم نرم ، می خواد ظلم استاد باشه یا هم ورودی ! 

تن - وابستگی به ماشین خر است ! من بدون ماشین چیکار کنم ؟

الون - ایروبیک متابولیسم بدنم رو برده بالا ، خوراکم بیشتر شده و مقابله با میل به خوردن خیلی سخته ! 

توالو! - اصن نگاه به شماره پاراگراف می کنم ، خندم میگیره یادم میره چی میخواستم بگم ! حرف هام تموم شدن اصلا ...

  • ۱۲۸

سخنان برادرانه

  • ۰۰:۵۲

 ازت خواهش میکنم احساس قشنگت و سفت و محکم در دلت نگهش دار تا بتونی به کسی که واقعا شایسته توست بدی و نگذار که اذیتت کنه.

میدونم تو سرشار از احساسی، سرشار از عشق و محبتی هم نیاز داری که دوست بداری و هم نیاز داری که دوست داشته شوی،

میدونم که گاهی از شدت تنهایی و هجوم احساسات یا خاطرات، بار سنگینی بر روی سینه ات حس می کنی،


بدون موهبت جلا خوردن روح و وسیع تر شدن احساس و شخصیتت به تو داده شده،


گاهی باید گام در پرتگاه بگذاری تا بدانی پرواز را بلدی و انگاه اوج بگیر.


ایزد یکتا تو را دوست دارد و از تو جواهری ناب می سازد،...

عشق موهبتی است الهی، آزمونهای سختی دارد، تو بزرگ و قوی باش و سرت را بالا بگیر و از دل این آزمونها بگذر...

تو دختری  که تجربه ای گرانبها و به قیمت بسیار زیاد و سخت و دشوار بدست آورده هستی، این کم چیزی نیست،...

 تو دیگر آن دختر سابق نیستی، تو بزرگتر، عمیق تر و عاقل تر هستی، اینها حاصل همین زخمیست که خورده ای. و تو باید ترمیمش کنی....


+ مرسی که هستی ،حتی به صورت مجازی :)

  • ۱۴۲

مسلمان نشنود ، کافر نبیند !

  • ۱۸:۳۳
یکی از اهداف نوشتنم در اینجا رو دیروز کشف کردم ...
 اینکه حواسم باشه تگ مطالب  'غم درون' از ' هوپ درون' جلو نزنه ! که اگه اینجور بشه یعنی اوضاع به قول یارو گفتنی خیلی کیشمیشی ه و باید خودم رو دریابم !
یه جورایی نبرد بین خیر و شره توی وجود هر کس ... وقتایی هست که نا امیدی مثل بختک چمبره میزنه روی وجود آدم و می خواد جوونه ی امید و بخشکونه ؛ هر چقدر هم بهش بی توجهی کنی و دست و پاش رو بگیری و پرتش کنی از زندگیت بیرون ، ولت نمی کنه و از درماندگی تو به وجد میاد ... این جور وقت هاست که باید هوپ-امید درونیت دست به کار بشه و از حوزه ی استقرارش دفاع کنه ، باید انقدر با روش های مختلف تقویت شده باشه این جوونه که بتونه از پس دیو ناامیدی بربیاد ...

+ به امید اینکه امید و شادی بر غم و ناراحتی همه پیروز بشه و هیچ بنی بشری حتی دشمنتون ، رنجی که من کشیدم رو تجربه نکنه ... 
آمین :)
  • ۱۵۱
۱ ۲ ۳
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan