هلپ می ( موقت)

  • ۲۲:۰۸

مطالبم مرتب داره کپی میشه، این که به کجا منتقل میشه رو نمیدونم، فقط میدونم اصلا این روند رو دوست ندارم.

دوستان بیانی! کدی یا راه حلی سراغ ندارین که بتونم کپی مطالبم رو ببندم؟!

بعدا نوشت: با کدهایی که آقا امین گفتن، خداروشکر مشکلم حل شد. پست رو چند روزی نگه می دارم تا بقیه هم بتونن کدها رو ببینن، فقط چون امکان کپی وبلاگم بسته شده، مجبورین خودتون تایپ کنین. :-)))))

  • ۲۵۱

کسی که چشماش یه کمی روشنه/ شاید یه قدری هم شبیه منه

  • ۱۶:۱۴
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۸۸

چه بویی پیچیده اینجا، به به! :-/

  • ۱۶:۱۸

 باز بابا قصد خروج از خونه رو کرده. بوی گلاب و حرم توی خونه پیچیده، فضا خیلی معنوی شده و دوباره من و مادرجان بینی هامون رو گرفتیم که سردرد نگیریم. فکر نکنین بابام به خودش گلاب یا عطر مشهدی میزنه ها، نه! بلکه پدرجانم اخیرا از عطر معروفی که زمان خودش گرون قیمت هم بوده، استفاده میکنه. 

همین چند سال پیش بود که جوگیر شدم و خواستم لاکچری بازی دربیارم و برای اولین بار عطر گرون قیمت بخرم هرچند زیاد عطر نمیزنم. این شد که تنهایی وارد اولین مغازه عطرفروشی شدم. دیدین توی مغازه از بس عطرای مختلف رو بو میکنین گیج می شین و نمی فهمین چی شد؟! نمی دونم چطور عطری که خریدم توی مغازه انقدر خوشبو بود! حتی دفعات اولی که میزدم به خودم هم می گفتم: " اوه مای گاد! چقدررر بوش خوبه. الانه که هر کسی ازت بپرسه اسم عطرت چیه و کلی فیس بدی باهاش! " ولی زهی خیال باطل. از بس خواهر و مادرم گفتن " بوی بد میده؛ بوی گلاب میده، سرمون درد گرفت و ..." که دلم رو زد و دیگه ازش استفاده نکردم. چند سالی گوشه کمدم خاک می خورد تا اینکه به خودم گفتم بدم بابا بو کنه شاید دوستش داشت، حالا کاری ندارم عطر زنونه رو به جای مردونه به پدرجان انداختم؛ ولی سورپرایزینگلی بابام ازش خوشش اومد! شروع کرد به استفاده و بعدها گفت که همکارانش هم گفتن اسم عطرت چیه آقای هوپیان و چقدر خوش بوئه و این صحبتا و این شد که پدرجان تشویق شد هر بار که بیرون میره با این عطر دوش بگیره و تا ساعت ها توی خونه بوی گلاب بپیچه و بوش روی تک تک اعصاب من اسکی بره! احتمالا تموم هم بشه بابا میره یه بُکس ١٢ تایی ازش میگیره، انقدر که این عطر مورد پسندش واقع شده!

 این جاست که میگن هر چه را برای خود نمی پسندی، برای دیگران هم نپسند. 

 حرف از عطر مشهدی شد، تولد شاه خراسان هم مبارک باشه. همین چند وقت پیش بود که 88/8/8 بود و تولد امام رضا(ع) ها! چقدر زود می گذره...

  • ۴۲۷

برای فریبا جانم ؛-)

  • ۰۱:۲۸

کی گفته دوستی مجازی الکیه؟! کی گفته به حرف هایی که اینجا میزنن اعتباری نیست؟ پس چرا انقدر مهربونیش به دل من نشست؟ چرا انقدر احساس نزدیکی می کنم باهاش با اینکه چندین سال ازم بزرگتره؟ چقدر صبر کرده باشم برای دیدنش کافیه؟! چهار سال خوبه؟ انقدر این زمان طولانی بوده که وقتی از دور ببینمش، به سمتش پرواز کنم و بعد برای چندین دقیقه هم دیگه رو نگاه کنیم، هی هم رو بغل کنیم و فقط و فقط بخندیم به دلیل بی دلیلی! انقدر که اون حرف بزنه و من خیره بشم به چهره ی دوست داشتنیش. انقدر که خواهرش با تعجب نگاه کنه به نزدیکی بین ما دو نفر. 

و در آخر، یادداشت یادگاری که توی دفترچه ی شربت خونه ثبت کردیم، به امید اینکه دفعه ی بعدی که نمی دونیم چند ماه یا چند سال دیگه است، پیداش کنیم و پر بشیم از حس خوب اولین دیدار.

  • ۹۷

I'm Forrest, Forrest Gump

  • ۱۲:۱۱
- به شدت دیدن فیلم " فارست گامپ" رو البته اگر تا به حال تماشا نکردین، بهتون توصیه می کنم. فیلمی بسیار زیبا، دراماتیک و پرمفهوم. از بازی تام هنکس هم که هر چی بگم کم گفتم. 

- "سکوت بره ها" رو هم به توصیه ی جناب یگانه دیدم و از این فیلم هم خیلی خوشم اومد، عاشق کلوز آپ هایی بودم که از صورت آنتونی هاپکینز گرفته می شد. ( نشونه ی دوست داشتن فیلمی برای من اینه که به فاصله ی کوتاهی دوست داشته باشم دوباره با یک نفر که دوستش دارم ببینم و حس خوبش رو باهاش شریک بشم.)

- دیگه اینکه سریال "فرندز" هم نیاز به توصیه نداره. ببینین، با شخصیت ها دوست بشین و از ته دل بخندین. ته ته دلتون هم به روابط دوستانه شون حسادت کنین!

- "لالالند" هم اونقدری که تعریفش رو از بقیه شنیدم، به نظرم تعریفی نبود. ولی یک بار دیدنش ضرری نداره. 

+ گویا فینال نمک شو امروزه. دوستان خوشحال میشم متن ها رو بخونین و رای بدین ؛-)
  • ۲۶۱
۱ ۲
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan