اینجا همه چی درهمه! (2)

  • ۱۲:۰۹

1. دختر 30 ساله ی دوست داشتنی، مثل ذکر تسبیح این جمله رو مرتب تکرار می کرد: " خانوم دکتر! به خودا حالم بهم میخوره!" و جلوی دهانش رو میگرفت؛ من هم که می دیدم کوچکترین نشونه ای از حالت تهوع نداره، به شوخی می گفتم: " ناخن هاش رو! " خجالت می کشید و دست هاش رو از روی دهانش بر میداشت و داخل جیب مانتوش می کرد تا ناخن های بلند یک سانتیش رو قایم کنه. دهانش رو باز می کردم و کار خودم رو میکردم و هیچ وَقَعی نمی نهادم (خیلی این فعل رو دوست دارم!). وقتی اِلواتور نزدیک ریشه های دندون هاش می شد، جیغ و داد بود که به هوا می رفت: " دردت میگیره عزیزم؟ " ابرو بالا می انداخت " نه. به خودا حالم بهم میخوره. " با قربون صدقه رفتن و کمک خاله اش که بیچاره با دیدن خون حالش بد می شد، سریع 4 تا ریشه های قدامیش رو کشیدم. ریشه هایی خیلی کوتاه.  " ببخشین خانوم دکتر اذیتتون کردم! ولی به خودا حالم بهم میخوره... "

 محبوبه جان مبتلا به سندروم داون بود. به نظر استاد، به خوبی منیجش کردم.

2. از بیمار تخت مجاور تخت پدرش سوال می پرسم و درحالی که حواسم هی پرت میشه که چقدر چشم های این مرد میان سال با این رنگ آبی تیله ایش خاص و عجیبه، جوری که انگار ته چشم هاش هم پیداست؛ می بینم که مرتب سراغ پدرش میره و آروم میگه: " برو دندونادا نشونش بده. " پیرمرد مقاومت میکنه ولی پسر اصرار: " طوری که نی، ضرری که ندارِد مفتیِس! " جلوی خنده ام رو به سختی می گیرم و ادامه سوالات رو از مرد چشم تیله ای می پرسم.

3. بعد از رکودی دو ماهه، که خرابی لپ تاپ و اذیت کردن مسئولین ذیربط پایان نامم باعثش بودن؛ دوباره چند روزی هست که درگیر جمع آوری داده و نوشتن شدم. نوشتنش سخت نیست، ولی حوصله ی زیادی میخواد. 

4. قضیه کل کل من و برادرجان تمامی نداره. روم به دیوار بعد از یک دعوای لفظی و کل کل شدید، برای تنبیه کردنش کیبورد کامپیوترش رو برداشتم و جایی قایم کردم که عقل جن هم نمیرسید. اون هم وقتی من توی سرویس بهداشتی بودم، گوشیم رو از توی شارژر کشید و قایم کرد! اما اگه فکر کردین من کسی بودم که اول کوتاه اومد، اشتباه می کنین!! الان هم مثلا قهریم، ازون قهرهایی که وقتی حواسمون نیست، با هم حرف می زنیم. :))))

5. آدم باید توی هر صنفی آشنا داشته باشه تا در مواقع اورژانسی سریع مشکلش حل بشه. از آرایشگر آشنا گرفته تا صافکار آشنا! :-/ حالا قضیه اصلا حاد نبود، ولی برای قایم کردن از پدرجان لازمه!  

6. روی صندلی نشسته ام و کفش سرمه ای رو امتحان می کنم. پیرمرد و پیرزنی وارد میشن. مرد با دقتی عجیب به تک تک کفش ها که همگی زنونه هستن، نگاه می کنه و میگه: " نپسندیدم. بریم مغازه بعدی" خانم فروشنده با خنده میگه: " ماشالا حاج خانم قدر شوهرتون رو بدونین که دنبالتون واسه ی خرید کفش اومدن. " زنی تقریبا 40 ساله از اون ور مغازه میگه: " والا شوهرهای ما که حوصله ندارن بیان دنبال ما بازار." پیرزن به جدی و شوخی اخم می کنه و میگه: " حاج آقا بیا بریم تا از راه به در نشدی. "  و بعد سریع دست شوهرش رو می گیره و از مغازه فرار می کنه.

7. گاهی اَبَرجوشی روی صورتت ظاهر میشه که به اضلاع صورتت اضافه میکنه؛ اونم به صورت کاملا شیک و مجلس پسند! خدایا شکرت.

8. این روزها از همه جا صدای حامد همایون میاد؛ از تک تک ماشین های پشت چراغ خطر گرفته تا مغازه های مختلف و رستوران و ... . جالبه بعضی از سایت های دانلود آهنگ اینجوری طبقه بندی کردن آهنگ هاشون رو: سنتی، غمگین، شاد، حاووومد هماوویون! من که خیلی وقته از آهنگ هاش سیر شدم و سریع میزنم ترک بعدی!

9.  وقت هایی هم هست که گوشیت از بی شارژی خاموش شده و حال دلت خرابه و نمی دونی با کی درددل کنی. اینجور وقت ها یه دفترچه یادداشت بردار و بشین همه ی حرف هات رو به خدا بزن. مثل یک دوست خیلی صمیمی. وقتی به خودت بیای می بینی چندین و چند صفحه رو پر کردی. ولی بعدش یا سربه نیست کن دفتر رو یا جایی قایم کن که کسی پیداش نکنه! :)))

#توییتر نوشته: قدیما وقتی احساست را روی کاغذ می‌نوشتی می‌شد مچاله‌اش کرد.کاغذ‌ها مچاله شوند بهتر از این است که درد دل کردن‌های اشتباهی مچاله‌ات کند  *پرنیان*


+ از عنوان مشخصه، از هر دری سخنی هست در این پست. پس به دنبال پیدا کردن ارتباط بین شماره های مختلف نگردین. با تچکر ؛)

  • ۲۷۵
سام نجفی نیا
لایک
؛-)
AmiN ☯
9 . عمر حاج‌آقا مستدام. نداریم از اینا اصلا. :))
شماره اش رو عوض کردم، شد 6 :)))))
گشتم نبود نگرد نیست!
دچــ ــــار
من شانسی 5 رو خوندم :)
خو نظرتون در مورد 5؟!
حنا :)
واااای... یه زوج از این زن و شوهر مهربون گیسو سفیدا امروز سوار اتوبوس شدن.اقاهه با یه احترامی خانمه رو به سمت صندلی هدایت کرد که فلان...
عشق عشق که میگن اینه ها! نه این عشق های آبکیه دروغکیه دوزاریه الکی!
ام اسی خوشبخت
مورد یک رو دوست داشتم :)
مورد شش عالی بود :)
^_^
آره، حالا فکر کن من هم تهنای تهنا رفته بودم کفش بخرم، چقدر حسودیم شد :)))))
شارمین
سلام.

1. آخی! چه خانوم دکتر مهربونی.
2. آ راسم میگفتسا! خخخ
3. موفق باشی.
4. من دیگه تا این حد تجربه ندارم تو این زمینه. 
5. بازم موفق باشی!
6. چه با نمک
7. اونم درست وقتی که یه عروسی یا مهمونی مهم دعوتی! ولی بازم خدایا شکرت!

سلام شارمین جان
1. مهربون تا وقتی زیاد از حد حرص ندن! بنده سابقه ی داد زدن بر سر بیمار رو دارم! :-/
2. بسوزه پدر تجربههه :)))
3. و 5. ممنون
4. خدا نصیبت نکنه :-|
6. خیلییی
7. بازم خداروشکر که تبخال نیست، یکیو میشناسم هر سال عید حتما روی لبش تبخال میزنه!
ربولی حسن کور
سلام 
خداییش ترانه به پرمغزی های من هوی هوی
هوی من های های حاومد همایون شنیدین؟!
سلام آقای دکتر
نه والا! خعلییییی پر مغزه این ترانه ؛))))
گل نرگس
سلام 

رشته شما پزشکی هست میشه بنده رو راهنمایی کنید چندتا سوال در مورد رشته پزشکی داشتم البته کنکور
سلام
نه بنده دندونی ام! ینی دندونپزشکم، اگه سوالی باشه که بتونم جواب بدم دریغ نمی کنم. البته این نکته رو هم لحاظ کنین که 6 سال پیش کنکور داشتم!
آرزو ﴿ッ﴾
۴. مامان من کابل برق رو می‌برد محل کارش! زیرا جایی نمونده‌بود که داداشم بهش دسترسی نداشته‌باشه!
۶. به‌بـــــه! :)
۸. از وقتی که آهنگای ایشون رایج شده، حرف w هم رونق دیگری یافته، در میان فینگیلیش نویسان البته. :)
4. دفعه بلد تصمیم دارم دسته های گیمش رو ببرم قایم کنم چون راحت تر می تونم جاسازشون بکنم ؛؛))))))
6. خدا نصیب شما هم بکنه چنین عشقی خواهر!
8. آووورههههه! 
دچــ ــــار
یادم باشه ماشین دست دخترم ندم :/
:))))))
یعنی انقدر که از بابام می ترسم از پلیس سر چهارراه نمی ترسم :))
نیمه سیب سقراطی
4 رو هستم بددددجور :))) 
پس تو هم اهل کل کل کردنی :)))
مهربان
ماشینو چیکار کردی؟
شیب؟ بام؟! :دییی
mehdi
هرچی یادمه یا دندونامو پر کردم یا عصب کشی یا کشیدم یا نهایتا روکش کردم 
چه قدر درد تحمل کردم با دکترای مختلف
یه سال پیش اوایل بهار بود که شب مجبور بودم اضافه کار وایسم و قراردادها رو تنظیم کنم
همون شب دندونم به عصب رسید 
هروقت بهش فک میکنم کابوسش میاد جلو چشمام
بعد ازون ماجرا خیلی از دندونامو پیش از بحرانی شدن بهش رسیدم
الانم یکی دوتا از دندونام نیاز به ترمیم داره و البته روکش ولی وقت نکردم باز
از طرفی هم هزینه هاش خیلی زیاده
تحمل درد دندون و بعدش درد دندونپزشکی خیلی سخته، درک می کنم. 
اگه علاج واقعه قبل از وقوعش بکنین یا قبل از اینکه شرایط دندونتون بد بشه درمانش بکنین، هزینه های دندونپزشکیتون خیلی کمتر میشن
ریحانه
سلام علیکم 
اصلا قرار نیست پدرا هرچی رو در مورد ماشین بدونن!!!من الان صافکارای شهر بهتر از پدرجان میشناسم!
و علیکم السلام بانوی امتحان دار! چه خبر؟ اوضاع خوبه؟ :)
واقعا! چه معنی داره اصلا؟! :-/
ریحانه
ارادت خانم دکتر :)
امتحان که نظری ندارم!!! فعلا کلیدا رو ندادن ...
ان شاالله که همون تخصصی که دوست داری رو میاری، نه خسته!
آبان ...
سلام سلام 
برای مورد 1 //دمت گرم دکتر جان ..به نظرم کار خیلی سختی است .
مورد 3 همیشه ترس اسن را دارم که بعد از نوشتن پایان نامه ..لب تابم یبی خبر خراب شود :)) ..
مورد 4 ..گناه داره خوب ...دلت اومد کیبورد را برداری ..:))
مورد 5 خودت که خوبی ؟ اون فدای سرت .خخخ
مورد 8...بیچاره شدیم از بس همه جا صداش هست ..اولش خوشم اومده بود ولی الان دیگه واقعا خسته شدم ..
مورد 9 نگه اش دار ..بعدا که ادم می خونه ..دلش اروم میشه :)
همیشه شاد باشی عزیزم »

سلام به روی ماهت، به چشمون سیاهت ؛)
1. با عشق هر چیزی راحته :)
3. وای نه! خدا نکنه، البته من دو ماهی لپ تاپم خراب بود، روی فلشم هم همه مطالب رو نداشتم، مونده بودم چکار کنم!
4. به شدت دلم اومد، حقش بود ؛))))
5. اصلا مورد حاد نبود آبان، در حد یه رنگ پریدگی، ولی خب باباها رو که میشناسی!
8. وای من به حد تنفر رسیدم دیگه، فقط از همون آهنگ اولش بدم نیومده هنوز: چتر خیس.
9. آره دلم نمیاد از بینش ببرم، فعلا فقط قایمش کردم که بعدا بخونمش دوباره
تو هم دلشاد باشی جان دلم ؛)
تی رکس
عه ما عم قهر میکنیم بعد یادمون میره حرف میزنیم :دی
ولی ما وفتی یادمون میوفته دوباره قهر میکنیم و حتی حرفمون و نا تموم میذاریم ؛))))
طلوع ماه
پست پروپیمونی بود.روحمون شاد شد خانوم دکتر...
بچه های سندروم دان بچه های عجیبین.اتفاقامنم دنبال مقالاتی هستم که بیشتر از رفتارشون و احساساتشون بدونم.
خداروشکر ؛)
خیلی بچه هاب دوست داشتنی و مهربونی هستن، به راحتی خودشون رو توی دل بقیه جا میکنن :*
شهرزاد
3.موفق باشین...ان شاالله خوب پیش بره.
4.منو خواهرم بعدازکل کل ازترس اینکه مامانم بفهمه دعوا کردیم،نمی تونیم قهر باشیم.
چنددقیقه بعد دعوا نه خانی اومده نه خانی رفته...
6.آخییی
9.موافقم این کار واقعا ادمو سبک میکنه.من گاهی کاغذشو میسوزونم....خخخخ
3. خیلی ممنون، فعلا که کج دار و مریز دارم باهاش تا میکنم!
4. واقعا؟! :))) نه دعواهای من با داداشم رو همه متوجه میشن ولی با خواهرم رو دقیقا مثل شما نمیذاریم به دقیقه بکشه زود صلح برقرار میشه ؛)
9. من فعلا دلم نمیاد، قایمش کردم!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan