بی خیال بالام جان، تا آخر عمرت همینه اوضاع!

  • ۰۷:۴۵

من: حس جالبی بود شبه اَتِند بودن! می رفتیم بالای سرشون و به سوال هاشون جواب می دادیم. تجربه مقوله ی مهمیه. می ترسیدن تراش دندون رو عمیق کنن، یک دور میزدم و برمی گشتم می دیدم بدون چک کردن با سوند هم تابلوست که کجا پوسیدگی باقی مونده دارن، کجا عمقش کمه و ...

خواهرجان: به حرفت گوش می دادن؟

من: چرا که نه؟! وقت هایی هم که شک داشتم استاد رو خبر می کردم. قیافه ی یکی شون بعد از اینکه ازم خواست کمکش کنم و نشستم سریع واسش تراش رو دادم و گفتم پرش کن، دیدنی بود. من هم خودم از سال بالایی ها زیاد کمک می گرفتم. یادش بخیر دندون 6 بالای یه بنده خدا رو دو ساعت تلاش کردم تراش دادم، بعد سال بالایی اومد چک کرد گفت فلان جا پوسیدگی هست! ولی من اصلا نمی دیدم که بخوام تراش بدم؛ نشست سر دو ثانیه آماده اش کرد و رفت. اوایل واسم عذاب بود تراش دندون های خلفی بالا از توی آینه! منیج زبان بیمار، آروم کردن بچه های گریون و... 

خ.ج: باورم نمیشه دکتر شدی رفت! ولی گفته باشم واسه من همون هوپی که بودی میمونی!! در ضمن هنوز از لثه ام خون میاد.

من: آخرین مدرکم دیپلمه. دکتر کجا بود؟ خونریزیت هم طبیعیه حین نخ کشیدن. خوب شد بعد از عصب کشی دندونت به فکر نخ دندون افتادی بالاخره!

پدرجان (ازون ور سالن برای بار هزارم): میگم خیلی فکم درد می کنه... چکار کنم؟! 

من: پدر من! دیدین که چه دندون چغری داشتین! طبیعیه! مسکن بخورین و یکم تحمل کنین خوب میشین...

برادرجان: زدی دهن بابا رو سرویس کردیا!

من ( با حس آشنای اینکه چرا دوباره واسه فامیل کار کردم؟):  :-|

بابا: :((

دندون چغر انکیلوزش( فک جوش): :دی

دست های آلوده به خون پدرجانم: یوهاهاها!! 

خواهرجان: :(

دندون اندو و ترمیم شده اش: :پی

دوباره من: :-/


+ خدایا این اعتماد به نفس رو از من نگیر! ؛))


  • ۳۷۸
🍁 غزاله زند
دندانپزشکی و دیگر هیچ (。♥‿♥。)
عه تو ام عشق دندونی؟! ♡ 
الـ ــی
خدا قوت :)
چه حسِ خوبی داشت این پست ؛)
مچکرات حسابی الی جان ؛)
پژال ..
اونایی که بالای سرشون بودی ترم چندی بودن هوپ جان؟
یک سال پایین تر بودن پژال ژان!
ملیکا
چه باحال چه خانم دکتر خوبی هوپ جون😁
هر چقد واسه بقیه خوب باشی واسه خانوادت کمه انگار :-/
آقای سر به هوا ...
خیلی خوب بود :))
خوب خوندین دکتر ؛)
دچـــــ ــــــار
هوپ در خانواده توی کلمات کلیدی نبود :)
همه اعضای خانواده تقریبا بودن دیگه ؛)))
آرزو ﴿ッ﴾
پست کمی ترسناکی بود واسم!:دی :))
کلا ادبیات برادرجان‌ ها این چنینه پس! :))
چرا؟! :))) یعنی اگه من مثل تو انقدر فوبیای دندونپزشکی داشتم ها، عمرا وبلاگ یه دندونپزشک رو میخوندم ؛)))
برادرجان تو ام اینجوری باهات صوبت میکنه؟ :|
خانمِ میم
جدا چه بده مدرک آخرمون دیپلمه ها :))

خیلی! هر وقت میام ژست دکتری بگیرم خود همین خواهرجان میزنه تو ذوقم که مدرکت با من که چهارم دبیرستانم یکیه! -_- بعد دوستای هم سن من الان ارشدشون رو هم گرفتن، مدرک دکترای من به یک پایان نامه بنده :((

+ عه راستی! برگشتی موژان؟! چقدر خوب
ملیکا
:/
خب آره بعضی وقتا پیش میاد ولی همه چیز به خاطر محبت زیادی که تو خونوادس به زودی فراموش میشه 🌹
بعله ازون جنبه ام میشه بهش نگاه کرد ؛))
تی رکس
چه زود بزرگ شدی هوپ [اشک را قبل از افتادن میزداید] :دی
خعلی زود گذشت اصن! دستمالت رو به من هم برسون، البته دستمال تمیزهات رو :دییییی
آرزو ﴿ッ﴾
:))) آخه اینجوری یه‌ذره نسبت به سختی‌های این شغل آگاه میشم و میتونم حسِ قدردانی بیشتری داشته‌باشم. :) تازه شما واسه من هوپی هستین که دندون‌پزشکه، نه دندون‌پزشکی که اسمش هوپ‌ـه! :))
دقیقا! تازگیا واسه وبلاگ هم نظر میذاره، کم‌کم اینجورحرفا هم دیده خواهد شد! :| :)
پس قدردان باش و انقدر دندونپزشکت رو حرص نده :)))
چقدر خوب که من واست اول هوپم ؛)
وای آدرست رو داره؟! :))) من که نمیذارم پای خانواده دیگه باز بشه به اینجا
شارمین

اصلا من خراب این یه تیکه م:


خ.ج: باورم نمیشه دکتر شدی رفت! ولی گفته باشم واسه من همون هوپی که بودی میمونی!! در ضمن هنوز از لثه ام خون میاد.

من: آخرین مدرکم دیپلمه. دکتر کجا بود؟


خو بده مگه خودم اعتراف می کنم فعلا دیپلم دارم فقط؟ :))))
مهربان
خدایا این اعتماد به سقف هوپ رو ازش بگیر دهن ما رو سرویس کرده
مرسی اه
.
.
.
راستی همون دیپلم هم نداری
موقع ورود به دانشگاه ازت میگیرن میزارن رو پرونده !
سیکل
دهان تو رو که سرویس نکردم هنوز! گذاشتم به وقتش

+ :| 
نه دیگه میتونم با دعوا برم دیپلم عزیزم رو ازشون بگیرم 😄😄
برنا
همیشه موفق باشی خانم دکتر
خیلی ممنون به همچنین داداش برنا ؛)
شارمین
تازه اعترافت یه طرف اون سه تا جمله ی خ. ج یه طرف! =)
کلا من به تیکه و کنایه های خواهر و برادرم عادت دارم..
هعیییی
:)))
پژال ..
:||||||
یعنی ما تا سال پنج اینو هم یاد نمیگیریم؟؟؟!!!! 
انصافا چی یاد میدن تو این دانشکده های دندون؟! :-))))))
حرص نخور عزیزم! چرا یاد میگیرین توی سال 4ام هم یاد میگیرین، تعداد بیمار بالا هم کار میکنین تقریبا. هرچند این تعداد بیمار کافی نیست. از طرفی چون از سال 91 به بعد نظام نوین شد یکم دروس عملیشون از ما عقب تر و تجربشون نسبت به سال 5 ما کمتره. 
 توی دندونپزشکی هر چقدر بیشتر کار کنی، دستت سریع تر میشه، کیس های مختلفی رو میبینی. من به شخصه دستم توی اردوهای جهادی و تعداد بیمار بالایی که داشتیم سریع شد وگرنه که توی بخش از صبح تا ظهر یک مریض فقط داری واسه کار کردن. پسرها هم که بیرون کار میکنن دستشون راه میوفته! دخترام اکثرا توی طرح!
گمـــــــشده :)
دندون پزشک حقیقتا برای من ترسناکه
می ترسم ازشون
خیلی درد داره

من هم برای خودم اصلا دوست ندارم و خدا خدا می کنم سریع تموم بشه!
پژال ..
:'( :'( :'(
مرسی بابت توضیحات :-*
قابلی نداشت ؛*
ام اسی خوشبخت
خانواده همیشه متفاوت از دیگران به مهارت های اعضای خانواده نگاه میکنن.
دقیقا و انتظاراتی فراتر از بقیه دارند. از شانس بد ماها اکثرا دچار سندروم فامیلی می شویم و سخت ترین تجربه هایمان بر روی افراد فامیل و دوست و آشنا است!!
دچـــــ ــــــار
واقعا واقعا دندانپزشکا هم باید دکتری بگیرن؟ ظلمه آخه ! نیازه به نظرتون؟ :)
:||||
نه پس! پزشک دهان و دندان میشیم ها! نکنه لیسانس کافیه به نظرتون؟
شیرین
واقعا تو با پدرت اینجوری حرف میزنی میگی پدررر؟؟؟ بفرمایید دندانتان را بکشم؟؟؟ :/
لفظ پدرجان و مادرجان و ... مخصوص نوشتار این وبلاگ هستن ولی بله، من به پدرم میگم شما. فکر نمی کنم با احترام صحبت کردن با والدین انقدر تعجب داشته باشه!!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan