یه روزی استقلالی بودیم، الان می خوایم استقلال پیدا کنیم!

  • ۱۲:۱۲

همین الان که ظهر نشده هلاک شدم از خستگی و هر لحظه یادم میوفته ناخن گیر برنداشتم، نخ و سوزن برنداشتم، دمپایی یادم رفت و باز هم کلی وسیله وسط اتاقم هست که جا واسشون ندارم؛ مادرجان شکوهم هم ازون ور میگه: بنویس توی برگه زردچوبه، آویشن، فلفل، عدس، سویا، امم بده بقیه اش رو خودم بنویسم، بابات رو بفرستم بره بخره. برو از تو کابینت یه دونه پریل مونده برش دار. دستکش هات یادت نره بعد نگی دست هام بوی پیاز گرفت! 

درست همین الان، به این فکر افتادم بیچاره دخترایی که میخوان برن خونه ی بخت! جهیزیه خریدن و از قلم ننداختن تک تک ملزومات چقدر پروسه ی سخت و حوصله سر بریه...


+ پدرجانم دیشب یک قابلمه و یک ماهی تابه ی کوچیک یک نفره واسم خریدن. رنگ ماهی تابه به طرز خیلی خوشگلی آبیِ پررنگه. با ذوق نشونم میدن و میگن: " چون استقلالی بودی واست این رنگی گرفتم! " درسته از سال های فوتبالی بودنم خیلی گذشته ولی میشه واسه چنین پدری نمُرد؟! 

  • ۲۱۳
Unknown 96
😍 دلت شاد
مرسی!
آرزوهای نجیب (:
ایشالا بهترین روزها و اتفاقات برات رقم بخوره (:
من مشتاقانه منتظر پست های دوران طرحت هستم(:
ان شاالله! 
خودم هم دلم واسه بیمار داشتن تنگ شده :-)
حامد سپهر
خدا پدر مادرتون رو همیشه براتون حفظ کنه
دوری شما سخته براشون با اینکارا یه جوری خودشون رو آروم میکنن
سپاس، به هم چنین
دقیقا! میدونم انقدر که من دوستشون دارم اونا چند برابرش من رو میخوان!
حامد سپهر
استقلااااااال ؟؟
مگه توی لیگ برتر استقلال هم هست؟؟؟:)))
خب حالا :-/
یادش بخیر اون فصلی که اوایل فصل بد بازی میکرد یک دفعه موتورش روشن شد و ٦ تا گل به استقلال اهواز (فکر کنم) زد! عجب فصلی بود که با قهرمانیش تموم شد.
life around me
خیلی بهت تبریک میگم...گرچه میدونم الان بیشتر دپرسی تا خوشحال اما اینکه داری یه پارت جدید از زندگیتُ شروع میکنی خیلی مهمه...
به پولش فکر کن شاید تسکین پیدا کنی:D
حس عجیب غریبی دارم! خیلی منتظر این روزها بودم ولی از طرفی دلم تنگ میشه، هر چند قول دادم هر هفته بیام سر بزنم به خانواده، که خیلی عملی نمی تونه بشه این قول!
پولش هم اخه زیاد نیست، میخوام طرح عادی بشم، شک دارم هنوز که خانواده بشم یا نه!
را مگا
روزای پیش روی خیلی خیلی خوبی زو برات امیدوارم،که بیای هر روز از اتفاقای خوب اینجا بنویسی
ممنونم دکترجان! ان شاالله به این خوبی که میگی باشن روزهام :-)
♫ شباهنگ
اتو
فندک یا کبریت
رنده :دی
از این آبمیو‌ه‌گیریای دستی
میخ
طناب
چسب
روزنامه
دستمال گردگیری و کاغذی و...
کتری
همزن
آینه دیواری
اممممم فعلا همینا به ذهنم رسید :دی
عزیزززم! چه کامنت خوبی.
اتو: منتظرم برم ببینم امکانات پانسیون چجوریه، اگه نداشت، بخرم.
کبریت: ✔️
رنده: ✔️
آبمیوه گیر دستی: خیلی واسه من کاربردی نیست فکر کنم. 
میخ و طناب: اینا هم رو هم باید باز شرایط رو بسنجم.
چسب: کدوم نوعش؟ زخم یا نواری؟
روزنامه: آیکن فکر کردن!
دستمال گردگیری و کاغذی: ✔️
کتری: اصلا چایی خور نیستم :-))
همزن: با چنگال فعلا هم میزنم :-))))
آینه: آخ آخ خیلی کلیدیه ولی بازم باید امکانات رو بسنجم!

آبان ...
هوپ رفتنی شدی ؟ 
اگه تو بری شمدونی ها دق می کنند ؟ :"))
ایشاالله بری یه عالم خاطره خوب بسازی ..چقدر هیجان انگیز :)
من از فوتبال چیزی حالیم نیست ولی ظرف خوشگل خودش یه عالم حس خوب می ده واسه اشپزی 
آره آبان جانم، باید برم دیگه که مستقر بشم و اول ماه کارم رو شروع کنم.
خدا نکنه، حیفن :-))
ان شاالله، خودم که خیلی امیدوارم.
من یه زمانی خدای اطلاعات فوتبالی بودم! خیلی خوشگلن ظرفام، تازه امروزم جافلفلی و ادویه جات گرفتن واسم، خیلی خوبن.
♫ شباهنگ
دمپایی و سفره حتی!
جفتش: ✔️
یه سفره ی آبی گل گلی یک در یکِ خیلی خوشگل!
هویجوری :)
الان اونایی که تو شهر خودشون دانشجو نبودن،3 هیچ ازتون جلوترن:))
خانم دکتر!!من تازگیا شنیدم که میگن زیاد مسواک نزنید مواد تو خمیر دندون لایه های دندون و از بین میبره:/ من روزی دوبار مسواک میزنم..درسته؟
به نظر من ده هیچ حتی! :-/
حرفای دکتر روازاده است و کاملا غیرعملی و بی اساس. به این شایعات توجهی نشون نده. مسواک زدن فقط در صورتی آسیب میزنه که با فشار خیلی زیادی به دندون ها نیرو اعمال کنی.
صبح قبل از صبحانه و شب قبل از خواب حالت ایده آله :-)
** دلژین **
یادش ب خیر 
یاد اون موقع که تو شهر دانشجویی خونه گرفتم افتادم :)) 
از اتفاق من امروز یاد تو افتادم. گفتم میتونه زندگی مجردیت به هیجان انگیزی دلژین باشه!
** دلژین **
:)) زیاد با خودت وسیله الکی نبر مثل مایع طرف شویی و مواد غذایی 
به مرور و کم کم هرچی کم داری تهیه میکنی
۲ ساله ؟ 
همه اینا رو دارم می برم، وقتی تموم شدن ازونجا میخرم، چون دیگه با شهر آشنا شدم.
یک سال و هفت ماه چون کمی تا قسمتی محرومه!
** دلژین **
خب خوبه پس 
خیلی زود میگذره 
خوش بگذره بهت حسابیییی 
ماااچ
امیدوارم شرایط خوب باشه که زود بگذره :-)
فدایت :-*
آبان ...
نیگا هنوز نرفته پز جهیزیه اش را میده 😂😂
جافلفلی و ادویه و ماهیتابه و  قابلمه ..سفره ..
ایشاالله به سلامتی :))
خوشحالم برات که یه پارت باحال زندگی ات شروع شده

نیمچه جهیزیه است ولی خیلی حال میده خدایی :-)))
سلامت باشی مهربون :-)
صبح
بسلامتی داری میری
اگه روستا میری آینه لازم نیست؛ جماعت پیر چشماش ضعیفه : دی ولی اگه شهره باخودت ببر
دستمال کاغذی یادت نره اگه دلت تنگ شد و نشستی گریه کردی اشکاتو پاک کنه:دی

لااله الا الله! از دست شما.
گریه رو که مطمئنم میکنم :-/
احسان ..
ماهی تابه آبی تون مبارک باشه
ممنونم :-)))))
مسـ ـتور
ای جان!
میخواین برین طرح؟
إن شاءالله که خاطره های خوشی براتون رقم بخوره (:

+ پدرا همه عشقن، عشق... من که میمیرم براشون (((:
بله اگه خدا قبول کنه! 
ان شاالله. به دعای شما ایمان دارم :-)
+ خدا همشون رو حفظ کنه
... S҉A҉H҉A҉R҉
مااادر است دیگر واقعااا همینطوره هههه
من شخصا پرسپولیسیم ولی واسه ماهیتابه ی ابیت از همینجا غش کردم:))
نمیشه واسه چنین پدر نمررررد و انشالله سلامت باشن همیشه:)
آخه اصن خیلی دلبره، دلیل دلبریش هم اینه که رنگ پیراهن استقلاله! بعله :-))))
ان شاالله خدا سایه پدر تو رو هم بالای سرت حفظ کنه :-)
هانیه
ایشالا موفق باشی هر چیزی ببری باز یه چیزی کم میاد که میتونی از اونجا بخری
دقیقا! دو ساعت پیش دیدم آب معدنی ندارم، رفتم از سر خیابون خریدم و اومدم. لعنتی چقدر یه باکسش سنگینه!
آرزو ﴿ッ﴾
به‌به! به خوشی و سلامتی ان‌شاءالله :))
با کلی خاطره و تجربه‌ی خوب برگردین (:
سلامت باشی عزیزم! به قول دوستان شما خوابگاهی ها الان از من سه هیچ جلوترین :-))
... S҉A҉H҉A҉R҉
نخیر نخیر من دلیل دلبر بودنشو واس رنگ پیراهنه استق لال تکذیب میکنم از همین تریبون:))))

فدایت بشوم:)
اصلا اصل دلیلش همینه! :-)))
خدا نکنه عزیزم
آرزو ﴿ッ﴾
چند دقیقه‌ست که توی این صفحه‌ام و دارم فکر می‌کنم چی بنویسم! خب الآن آرزویی رو تصور کنین که امروز از خونه برگشته خوابگاه و هنوز تحت تاثیر احساساته. حالا با این پیش‌زمینه می‌تونم بگم: به نظرم کسی که فرصت بیشتری برای بودن با خانواده و دوستاش داشته/داره جلوتره (:
اینم در نظر بگیریم که ممکنه با خوابِ امشب و طلوع خورشید فردا نظر آرزو تغییر کنه :دی
اممم، خب نظر من اینه بالاخره باید از یک سنی از خانواده مستقل شد، نه که کلا خانواده رو رها کرد، نه! ولی باید برای رشد شخصیت باید استقلال پبدا کرد و چقدر خوبه که زودتر این اتفاق بیوفته!
:-)))
صبا
مگه داری میری پشت قله قاف که همه اینا رو باید ببری؟!!دیگه الان تو هر دهکوره ای سوپر پیدا میشه که!!خوراکیا و شوینده و واسیل اشپزخونه و اینا رو بذار همونجا بخر
یاد اون روزی افتادم که جول و پلاسمو جمع میکردم که خوابگاهی بشم.هعی...یادش بخیر
آره ولی گفتم شاید تا بیام آشنا بشم با منطقه، یکم طول بکشه! 
یعنی میشه من هم دلتنگ این روزهام بشم بعدا؟
منم ها
عزیزم استقلالی 😊استقلال عالیه عالی👍
عه سلام منم ها :-))))
رو نکرده بودی که استقلالی هستی! ماچ رو لپت
جنابــــــــ دچار
عه!یبار داشتم باخودم فک میکردم مادرجان شکوه واسه کدوم وبلاگ بود! :)))
اصلش واس ماس! بلهه
صبح
اگه اونجا نت ضعیف باشه فکر کنم باید از اینجا برای مدتی خداحافظی کنید
نه نتش 4g ه.
میس تیچر
کلی بوس بهت دکی مهربوونم :-*
فدایت میس تیچر جان :-)
eli
سلام:)
یه سوال داشتم خدمتتون ؛ اینکه توی رشته دندونپزشکی هم بحث استریت شدن و امکانش هست?
اگه بله شرایطش چیه?
ممنون میشم راهنماییم کنین
سلام، بله، رینگ استریت: ازدواج
استعداد درخشان
المپیادی ها
نفرات برتر هر ورودی
eli
واقعا ببخشید که باز مزاحم میشم
استعداد درخشان شامل چه کسایی میشه?میدونید?
خواهش می کنم
نفرات برتر المپیاد
رتبه های کشوری زیر ٥٠٠
منم ها
استقلالی نیستم😒 گفتم احساس استقلال عالیه😒 من به زور طرفدار تیم ملیم😂😂😂
گفتم بهت نمیخورد فوتبالی باشی :-))))
divane !!
یاد روزی که داشتم وسایل واسه خوابگاه میخریدم افتادم.
چون آبکشی که خریدم فقط صورتیش قشنگ بود تو کل عمرم برای اولین بار مثه دخترا یه چیز صورتی خریده بودم و مامان کلی پلاستیک فروشی گشت که یه سینی پلاستیکی صورتی که به آبکشم بیاد پیدا کنه! و هر وقت تو خوابگاه ظرف میشستم فکر میکردم مامان جان اگر میدید من قراره کجا از این سینی استفاده کنم احتمال قریب به یقین اینقدر خودشو اذیت نمیکرد.
با همه ی سختی هاش تجربه ی قشنگی واقعا من بعد از علوم پایه که از فرمت خوابگاهی دراومدیم واقعا دلم واسه خوابگاه و پرده ی همیشه اماده به سقوطش و کبریت نداشتمون (همینجا این نکته هم اضافه کنم مامان بعد از شنیدن داستان های عجیب من از اینکه مجبور بودیم کل اشپزخونه های خوابگاه رو بگردیم واسه یک نخ کبریت  یه فندک صورتی به جهیزیه ی خوابگاهم اضافه کرد،فندک خیلی خوبه ببرید)و خیلی چیزای دیگه تنگ میشد
مفید ترین وسیله ای که با خودم بردم خوابگاه یه کشوی پلاستیکی چهار طبقه بود با یه صندلی تاشوی کوچیک این دوتا نصف مشکلات خوابگاه منو حل میکرد:)
روزهای خوبی رو تو این مرحله ی جدید واستون آرزو میکنم:)
هر تغییری شروع کای اتفاق و تجربه ی خوبه.من مطمئنم:)
همه اش رو صورتی گرفتی؟! :-)))
من مقاومت عجیبی دارم برای خریدن وسایل صورتی، در عوض یه تشت کوچیک زرشکی با سطل آشغال قرمز خریدم، کلی هم ذوق کردم. 
فعلا که کبریت آوردم با خودم، ولی توی فکر فندک هم هستم. 
امیدوارم روزهای بهتری در پیش باشه. 
مرسی
divane !!
راستش من ابکش رو فقط صورتی گرفتم بقیه اش رو مامان تصور میکرد داره واقعا جهیزیه اماده میکنه و وسواس عجیبی داشت همه چی ست باشه رفت صورتی گرفت:)))
منم واسه اولین بار با ابکش صورتی و سینی صورتی یکم دخترونه طور وارد خوابگاه شدم:))))))
عزیزززم، دارم جهیزیه اصلیت رو تصور میکنم :-)))
خیلی دخترونه بودییییی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan