هوپ و بیماران در هفته ای که گذشت (٢)

  • ۱۵:۵۸

دو تا از دندونای پیرزن رو که دبیر بازنشسته بود کشیدم و توی سومی گیر کرده بودم. یه وقتایی دندون لجبازی می کنه با دندونپزشک و هر چقدر میخوای لقش کنی، مقاومت می کنه و می خواد در آغوش یار دیرینش، فک خان، بمونه. خسته شدم. چندین نفر هم پشت در منتظر بودن و چند دقیقه یک بار در میزدن: چی شد؟ به پیرزن گفتم کار من نیست حاج خانوم باید برین با جراحی واستون دربیارن. با دهان پر از خون گفت: من جای دیگه نمی رم خفّتم میدن میگن بگو همون که دست زده بکشه. خودت باید برام بکشی. 

-نشد دیدین که! 

+خسته شدی. برو یکم بشین استراحت کن و بیا بکش.

دستکش هام رو کندم و نشستم. گردنم درد می کرد. در باز شد. مردی داخل شد و وقتی بهش گفتم نوبت ندارم و برو فلان روز بیا شروع کرد به فحاشی و تهدید به شکایت. خسته بودم، با داد و فریاد بیرونش کردم. دوباره پیش پیرزن رفتم. خداروشکر این بار سریع حد فاصل استخوان و دندون رو پیدا و خارجش کردم. ذوق کرده بود پیرزن. با دهان پر از گاز استریلش گفت: حیف که اون موقع دهانم پر خون بود، وگرنه پا می شدم می زدم تو دَهَنِ مرده. بی شعور صداش رو واسه ات بالا برده. بی فرهنگ...

ساکت بودم و از ناراحتی حرفی برای گفتن نداشتم: تا یک ساعت گاز رو از دهانت خارج نکن. به سلامت...

نگم از مرد که پارتی داشت و رفت شکایت کرد به فامیلش که یکی از کله گنده های شهر بود و یک ساعت بعد با یکی از افراد شبکه برگشت ولی من زیر بار نرفتم که واسش کار کنم، چون حاضر نمی شد ازم معذرت بخواد. یه وقتایی واقعا احساس دلسردی می کنم... اگه مردک بی شعور بهم حمله می کرد، چه طوری از خودم دفاع می کردم؟! اینه عاقبت درس خوندن و شاگرد اول بودن از اول دبستان تا آخر دبیرستان ( نگفتم دانشگاه چون خرخون تر از من زیاد بود اونجا! :-))) )

***

بچه زیر دستم ضجه می زد و من در حین تلاش برای آروم کردنش، چشمم به کفشای صورتی بنفشش افتاد: وااای خاله چقدر خوشگلن کفشات. باباش گفت: تازه چراغم داره. پای دخترک رو گرفت و با مشت چند بار کف کفش کوبید. چراغ هاش چشمک زنون روشن شدن. بچه آروم شد؟ حاشا و کلا! 

***

پسر سی و یک ساله بود و به اصطلاح کمی عقب مانده ی ذهنی. وقتی دندون هاش رو کشیدم، گاز استریل رو برداشتم و داخل دهانش بردم و روی محل کشیدن فشار دادم: پسرِ خوب، این گاز... 

امان نداد جمله ام تموم بشه و دهانش رو به محکم ترین حالت ممکن بست. 

-آااخخخخ. باز کن باز کن. چرا گاز گرفتی دستم رو؟ این گاز با اون گاز فرق داره. داشتم می گفتم این گاز رو تا یک ساعت در نیار. اصلا این گاز رو تا یک ساعت گاز بگیر! خوبه؟! 

***

خانوم دال چهل و خرده ای ساله روی یونیت دراز کشید تا دندون قدامیش رو ترمیم کنم. حین بی حسی چشمم به چشم های آبیش افتاد: چشم آبی کی بودی تو خانوم دال؟! صبر کرد تا سرنگ از دهانش خارج بشه: بابابزرگم! -جانم؟! - میگم به بابابزرگم رفتم. -آهان، گفتم الان اسم شوهرتون رو میارین! 

***

یکی از پرسنل بچه ی چهارمش به دنیا اومده. سر به سرش می ذارم که کو شیرینیش؟! وقتی از اتاقم خارج میشه خانوم نون با شیطنت میگه: یاد بگیر خانوم دکتر نصف توئه! چهار تا بچه داره. 

می خندم و میگم: اولا دو برابر من سن داره، دوما مگه بچه دار شدن کار داره؟ خیلیم راحته.

بی اغراق ده دقیقه ای غش غش می خنده خانوم نون از حرفم. دروغ میگم مگه؟! متریال موجود نیس خو!

***

زن جوون میاد توی اتاقم که نوبت دارین امروز؟ از شانس خوبش اول مهره و بچه هایی که نوبت گرفتن از یک ماه قبل نیومدن. میگم بخواب. دراز می کشه و شروع میکنه به گفتن که: این دندونم رو، دستش رو می ذاره روی دندون لترال ( دومین دندون قدامی از خط وسط) پیش شما ترمیم کردم قبلا، اون دندونم رو، دستش رو میذاره روی دندون متناظرش در سمت راست، رفتم فلان شهر عصب کشی و ترمیم کردم. بعد دندونپزشکه باورش نمی شد که دندونی که شما ترمیم کردین، کار دندونپزشک روستا باشه! هی میگفت الکی نگو! خیلی تمیزه، مگه دندونپزشکای شهرستانم ازین کارا بلدن؟! پوکرفیس شدم: خب میگفتی مگه دندونپزشک روستا تو روستا درس خونده؟ تو شهر درس خونده، فرستادنش ناکجاآباد! - آره بابا اصلا من بعد از اتمام کارش بهش گفتم کار خانوم دکتر خودمون بهتر از شماست. 

مرسی دفاع. مرسی انرژی مثبت :-))

***


+ یک سری از پست هام موضوعاتش مخلوط زندگی روزمره و بیمارهامه، اسمشون رو گذاشتم: از هر وری دری! بعد یک سری هاشون خالص خاطرات بیمارهامه اسمشون رو گذاشتم: هوپ و بیماران. بعد مطمئنم کلی پست با این موضوعات دارم که عناوین دیگه ای دارن. بعد حال ندارم پیدا کنم درست کنم. بعد اصلا ادیتشون کنم، کی برمیگرده نگاه می کنه اصلا؟! بعد یکی نیست بپرسه الان که داری غش می کنی از خستگی واس چی نمی خوابی داری پست می ذاری؟ حالا گذاشتی واسه چی ول نمی کنی همین طور داری تایپ می کنی؟! 

هیچی دیگه، تا برنامه بعدی

خدافظ :-)


  • ۳۶۰
مهدی رنجبر
این آقا هه که شر درست کرده بود رو من جاتون بودم یه وقت بهش میدادم و دهنش رو سرویس میکردم :)) کاری نداره که. 
الان که واسش کار نکردم، ارث باباش رو ازم طلب داشت. فکرشو بکنین دست می زدم به دندونش و مشکلی هم پیش میومد اونم به صورت ناخواسته. زنده نبودم دیگه
داش فرزاد
خانوم دکتر قضیه این آب نمک چیه؟
کدوم آب نمک؟ کدوم قضیه؟
کرگدنِ بنفش
من فقط خداروشکر میکنم طرح عمومی ندارم 
تامام :)))
از معدود مزایای تک فرزندیه :-))
شارمین امیریان
واقعا اینه عاقبت درس خوندن؟! نسل جدید، همین ماها رو می بینن که هیچ میلی به درس خوندن ندارن [با چاشنی مقادیری از سیاه نمایی!]
آره، خواهرم غر می زد میگفت دانشگاه نمیخوام برم و حالش رو ندارم، گفتم نرو، بری و نری هیچ فرقی نداره.
حامد سپهر
چه خاطرات شیرینی دارین توی کار ما طرف حسابهامون همشون مشریهای گردن کلفت، توصیه نامه دار از وزیر بی اعصاب هستن:)

کلی به اون متریال خندیدم:))
خب واقعا دوز خاطرات شیرین ما بیشتره، ولی همون تلخی ها می تونه کل روزت رو خراب کنه.

:-)))

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خداقوت واقعا:-)
واسه یه نوبت رفته شکایت کرده؟ :|
ممنونمممم
بله و اینکه من گفتم کارت اورژانسی نیس امروز انجام نمیدم برو پیش فلان همکارم فلان روز
معلوم الحال
ما شنیدیم شما خیلی خرخوان بودید. ای دروغو که میگن راسته؟ :)

یک سری از داستان ها 32+ بود! من ممنوع الکامنتم. D:
کی گفته؟! نه بابا 
اوخی مثبت سی و دو؟! ینی منی که اینو گفتم ٣٣ سالمه حداقل؟! بروووووو برو از خدا بترس
tiktik tiki
حقیقتا وقتایی درباره کشیدن دندون صحبت میکردین همش از خودم میترسیدم که اگه نتونم چی تا اینکه دیروز رفتم دندون 8مو جراحی کردم به حرفتون رسیدم"کشیدن مهارت میخواد تا زور"
×چقدر اینجایی هستین میان میکشن:|
یک سری از دندون ها زور می خواد واقعا ولی من اکثرا قلق دندون ها دستم اومده با تکیه بر تجربه اندک و صبر و حوصله دندون رو خارج می کنم.
طرح و شبکه بهداشت همینه. چون کشیدن رو با دفترچه بیمه انجام میده و به جز ترمیم و کشیدن امکانات دیگه ای در اختیارت نمی ذارن
علی حق جو
خیلی هم شاد
از هر وری دری خیلی ترکیب جالبیه از هر دری وری، از هر وری دری
اممم 
یعنی می خواین بگین دری وری و اینا زیاد می گم؟ :-))))
divane !!
در باب اون آقای سی و خرده ای ساله ما هم یه مریض داشتیم تو بخش مردان،من هی به پرستارا میگفتم بابا این یکم ریتارده میگفتن نه باباااا فقط یه جوریه:/ بعد من میخواستم از یه مریض دیگه خون بگیرم( abg )و این چون از سرخرگه یکم دردناکه و معمولا دانشجو ها انجام میدن نه پرستارا بعد من رفته بودم خون بگیرم این اومده بود بالای سر من وایساده بود که ازش خون نگیر همین حالا ازش خون گرفتن منم میگفتم این فرق داره و اینقدر میترسیدم یه حرکتی بزنه نیدل تو رگ بیمار یهو یه چیزی بشه:/ در نهایت هم یه مریض دیگه صداش زد رفت :( ولی گناه داشتم موقعیت ترسناکی بود:(

موقعیت استرس ناکی بوده. خوب شده زیر دستت نزده
یه سوال ینی اون نوع خون گرفتن تخصصی پزشکهاست و پرستارا بلد نیستن؟
x
کار تومحیط درمانی کلا استرس و فشارش زیاده !
فکر کن ادم های معمولی این روزا خل و چل هستن !!دیگه ادمی که درد کشیده و مشکلات خاصی هم داشته بدتر هم میشه رفتارش و تحملش هم سخت تر . دیگه اگر ادمی هم که ذاتا رفتارش طلبکارانه طور باشه بدتر !
باید لحظه های سختت رو با لحظه های شیرین و ادم های دوست داشتنی تعدیل کنیم :) 
اره همین طوره. 
نه این مرد اصلا کار اورژانسی نداشت که بخواد درد روی اعصابش اثر گذاشته باشه. بعدا خبر رسید کلا دعواییه.
آدم دوست داشتنی کم نیست بین بیمارهام، ولی این تک و توک افراد بدقلق، روز آدم رو کدر می کنن.
ساعت شنی
این که دلسردی نیست. دلسردی اینه که فوق لیسانس شریف باشی کار پیدا نکنی بخوای از این مملکت بری و برای رفتنت هم پول لازم باشی و نداشته باشی. سرم به کدوم دیوار بزنم بهتره؟
قبول دارم دلسردی شما بالاتره، خیلی هم بالاتره. تو اون دانشگاه معتبر درس بخونی و این وضع، این بازار کار ضعیف رشته های فنی که بخاطر سیاست های غلط دولت های قبلی در افزایش تعداد و انواع دانشکده های فنی رشته های مهندسی رو نابود کرد برای ما هم کم کم داره میرسه متاسفانه. 
برنا
من عاشق پره مولر سه ریشه شده ام....نداری تو دست و بالت؟؟؟؟
یکی بود فروختم ٣ دلار رفت
داش فرزاد
بابا آدمو یه کامنت عقب نندازین دیگه. همین آب نمک که میگن تو دهان بچرخونیم خوبه. اصلا راستیت داره نداره و جزئیات.
قبلا هم گفتم بهش اعتقادی ندارم، مگر برای پیرمرد پیرزنایی که دهانشویه نمیتونن بکنن. 
divane !!
پرستارا که بلد هستند خیلیم بهتر از ما دانشجوها ولی این جز وظایف دانشجوهای پزشکیه یعنی قانونا ما باید بلد باشیم ولی بقیه کارهای خونگیری و اینا جز وظایف ما نیست و اگر بلد هم نباشیم بازخواست نمیشیم.
فکر کنم چون یکم عمقیه پروسیژر محسوب میشه وگرنه هروقت ما نباشیم یا نتونیم پرستارا خیلی حرفه ای تر از ما انجام میدن:)
آهان حله...
😉😉
NAZI
واقعا خــسـتـه نـبـاشـیــد:))))
سلامت باشی :-)
آرزو{لبخند}
تولدتون مباااارک :-))
امیدوارم امسال بیماران آروم‌تر و طفل‌های همکارتری داشته باشین :دی
و فارغ از هویت دندان‌پزشک بودن، همیشه هوپ‌وار و Brave باشین و خوشحال. :))
عزیزدلم آرزوی لبخنددار :-)
مررررررسی 🌹🌹🌹 
کلی ذوق کردم از اینکه یادت بود
ان شاالله همین طوری باشه که میگی
کرگدنِ بنفش
توللللدت مبااارک هوووپ
سلام عزیزدلم
ممنونم ازت 😘😘😘😘
فامس
سلام تولدتون مبارک😘😘😘 
سلام خیلی ممنونم 🌹🌹
آبان ...
تولدت هوپ ما مبارک :)
مرررسی آبان جانم :-***
پاپیکا
برای این مردک بیشعور متاسفم ! با اجازه نفرین کنیم دست جمعی همه دندوناشو شب کرم بخوره . 

تجارب شما ناب و درجه یکن و بسیار خواندنی . ممنون 
عالی بود نفرینتون :-)))
مرسی از حسن نظرتون
بانوچـ ـه
خدا قوت بهت...
آدم خسته شده باشه بعد یه آدم بی فرهنگ هم کل انرژی باقیمونده رو بخواد بگیره
ممنونم
و برای ادامه هفته هم حتی اعصابت رو بهم بریزه
نلیسا 🌠🌟
تولدت مبارک دنتیست دوست داشتنی بیان:**
ممنونم نلی مهربون :-)
ایران جوجه
ماشلا کامنتاااااا
ماشالا
بانوی عاشق
خاطره ی گاز گرفتن دستتون خیلی بامزه بود
اینا واسه شما جکه، واس ما خاطرس :-))))
امیرحسین
(:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan