حس خوبی بود!

  • ۲۳:۲۱

می دونین؟ بیمار پروتز پارسیل1 خیلی کمه، یعنی مردم معمولا ترجیح میدن که همه ی دندوناشون رو بکشن و دنچر کامل2 بذارن؛ تا اینکه دنچر پارسیل بذارن و چند سال بعد مجبور بشن بخاطر پوسیدگی دندون های پایه یا سایر دندون های باقی مونده، دنچر رو عوض و دنچر کامل بذارن. در صورتی که اگر به دندون های باقی مونده شون خوب رسیدگی کنن و هر شب دنچرشون رو از دهانشون در بیارن و تمیز کنن، خیلی درمان بهتریه نسبت به کامل. هرچند برای این بیماران بهترین درمان ایمپلنت و اووردنچره3

خب مثل اینکه خیلی بحث تخصصی شد... بگذریم! 

بیمار پارسیل کمه و حتی دیده شده بچه ها 4 یا 5 نفری یک بیمار اون هم یک فک گرفتن! خب این روش چه بار آموزشی قراره داشته باشه واسه دانشجو؟ اون هم دانشجوی سال آخر!

من و دوستم سه هفته از شروع روتیشن گذشته بود و بیمار نداشتیم، البته با بدبختی و گشتن و به بخش تشخیص و ثابت و غیره سپردن، سه تا مریض پیدا کردیم که به دلایل مختلف رد شدن و سر ما بی کلاه موند... هفته قبل وقتی استاد گفت بیمار نیست و امیدوار به گرفتن بیمار نباشین و بیاین برای پاس کردنتون روی فانتوم4 کار کنین، خون ما به جوش اومد و من تصمیم گرفتم آخرین راه رو که همون کار روی فامیل بود، امتحان کنم!!! 

راستش رو بخواین کار روی آشنا و دوست و فامیل، اون هم اوایل کارت سخته و چون تا آخر عمرت باهاشون چشم تو چشمی، باید به بهترین نحو براشون کار کنی که این یکم استرس کار رو بالا میبره! بالاخره همین ها هستن که برای آینده کاریت تبلیغ می کنن!! پس تا وقتی به خودت و کارت مطمئن نشدی، ریسکه یکم کار روی آشنا! هرچند قبلا دو تا از دندون های مامانم رو ترمیم کردم، برای خواهرم پلاک ارتو ساختم و در بخش اطفال برای دوقلوهای یکی از نزدیکانم کار کردم... 

خلاصه زنگ زدم به یکی از فامیل های نه خیلی نزدیک و نه خیلی دور حساس! که قبلا توی یکی از مهمونی های چند سال پیش دهانش رو برام باز کرده بود و سوال ازم پرسیده بود!  اینطور یادم بود که از دنچر پارسیلش که یکی از آشناها براش کار کرده بود راضی نبود...  اون و مامانش هم سریع بلند شدن اومدن، ولی وقتی دهانش رو باز کرد، دیدم که بریج5 قدامی داره نه پارسیل!!! استاد هم گفت اگه ناراضیه بره پیش دکترش تا خودش براش درست کنه، ما دست بهش نمیزنیم! 

قشنگ آب سردی روم ریخته شد، حالم خراب شده بود، دیگه مجبور به کار روی فانتوم بودیم... که یهو مامان دختر دهانش رو باز کرد و گفت: هوپ جون! به نظرت من دندونامو چیکار کنم؟! 

خدای من... فک پایین فقط دندونای قدامی رو داشت و یه دندون 7 پوسیده اون ته مه ها! از چشمام ستاره بود که بیرون میزد! :)) سریع به استادها نشونش دادم، بعد از عکس گرفتن از دندون 7 اش ، گفتن نگه داریش خیلی سخته و باید بکشیش!  یکی دو هفته بعد از کشیدن هم میتونی قالب گیری کنی ازش و ...

دویدم از بخش جراحی واسش نوبت گرفتم و گفتم خودم میکشم براش... 

اونجا بود که خانم فامیل که بهش خاله میگیم، نگاه به مچ های ظریف دستم کرد و گفت: من ریشه های دندونم خیلی سفته ها! چند سال پیش یکی از دندونامو یه خانوم دکتره نتونست بکشه یه ساعت دهنم باز بود و ... 

من هم توضیح دادم که: کشیدن دندون همش به زور بازو نیست و بیشتر تکنیکه و من شاید بعضی وقتا دیر بکشم ولی انقدر ور میرم تا بکشم و ...

ولی از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، ترسیده بودم! حالا دندون های خیلی سخت تر ازین رو هم کشیده بودم قبلا، ولی خب پیش خودم گفتم اگه نتونستم بکشم یا اذیت بشه، این ها هم که خانوادگی حساسن، خیلی بد میشه؛ ولی مجبور بودم... بیمار پارسیل نداشتم!!

از هفته پیش تا همین امروز استرس داشتم، حتی مامانم هم استرس گرفته بود! هی خودم رو آروم می کردم که: هوپ! نترس! قوی باش! تو قلق کشیدن رو بلدی، فوقش نتونستی با کمک استاد میکشی...

صبح رفتم بخش و استاد جراحی معاینه کرد و گفت: امکان داره بخاطر پوسیدگی شدیدش خورد بشه تاج!

خاله رو به استاد کرد و گفت: دندونای من خیلی سخت کشیده میشن ها! استاد هم خندید و رو به من گفت: یه بی حسی خوب بزن براش و برو بکش! نترس خانوم...

پرونده رو پر می کردم و زیرچشمی به خاله نگاه میکردم، حس میکردم با ترس و شک بهم نگاه میکنه... با واگویه های درونی خودم رو آروم کردم و براش بی حسی زدم... یکم صبر کردم و الواتور6 به دست، دوباره نزدیکش شدم که خاله گفت: بیرون که میریم که دکترا بی حسی میزنن میگن برین بیرون منتظر باشینا! 

گفتم: خاله جان! چون اون ها میخوان کار مریض قبلی رو راه بندازن بین کار به مریض بعدی بی حسی میزنن، امتحان میکنم اگه بی حس نبودین صبر میکنم...

خداروشکر عمیقا بی حس بود... یکم با الواتور کار کردم و لثه اش رو کمی کنار زدم،تصمیم گرفتم با فورسپس7 امتحان کنم و وضعیت رو بسنجم، امیدوار بودم که این حرکت خورد نکنه تاجش رو... فورسپس کمی به سمت زبان، مکث چند ثانیه ای... به سمت لپ... مکث... دوباره به سمت زبان... حس کردم لق شد... نیرو رو بیشتر کردم و محکم رو به بیرون، دندون رو کشیدم!

آخ جون دندون به راحتی و سالم خارج شد... زیر 5 دقیقه... 

با لبخند به خاله نشون دادم و گفتم: ببینین کامل دراومد...

قیافه ذوق کرده اش دیدن داشت: چقدر خوب کشیدی هوپ! 

نفس راحتی کشیدم... 

دو سمت لثه اش رو با فشار دوباره بهم نزدیک کردم، گاز استریل رو روی لثه اش فشار دادم، توصیه های لازم رو حین مشایعتش تا دم بخش دادم و گفتم هفته دیگه بهتون میگم برای قالب گیری بیاین... شوهرش دم بخش وایساده بود، با تعجب گفت: تموم شد؟ خاله گفت: آره خیلی خوب کشید ... فکر کنم خودشون رو برای یکی دو ساعت انتظار آماده کرده بودن!

همون موقع یک دفعه، مرد قوی هیکلی اومد جلو و گفت: سلام خانم دکتر! 

سلام کردم، قیافش آشنا بود... چشمام رو مثل زن ترا.مپ تنگ کردم... دقیق یادم اومد، توی حراست دانشگاه کار می کرد، دو سال پیش دندون 5 چپ پایینش رو کار کردم، حین کار خوابش می برد با دهان باز! 

گفتم: براتون دندونتون رو عصب کشی کردم؟ 

گفت: احسنت به این حافظه! 

یکم تعریف کرد ازم و میدونین جلوی افراد فامیل خیلی خوب شد!!

حس خوبی بود...

امروز به خیر گذشت خداروشکر... کاش بقیه اش هم خوب بگذره ؛)


1.این پروتز شامل چندین دندان جایگزین متصل به یک پایه پلاستیک به رنگ لثه است که توسط یک اسکلت فلزی بهم متصل شده اند. 

2. دست دندان کامل

3. پروتز متکی بر ایمپلنت

4. در اینجا کار روی فک پلاستیکی، که ما سه سال پیش برای یادگیری روش کار میکردیم!

5. پروتز چند واحدی ثابت

6. شبیه پیچ گوشتیه! برای لق کردن دندون و کنار زدن لثه

7. تقریبا شبیه انبردسته! در شکل های مختلف برای دندون های مختلف

  • ۲۸۰
پژال ..
دمت گرررررم خانوم دکتر. ایشالا که همممییییشههههه موفق باشی عزیز دلم :-*
فدات عزیزم ^_* 
ممنون ایشالا خاطرات تو رو بخونیم ؛)
آرزوهای نجیب (:
مطب زدید آدرسش رو به ما هم بدید: اون اسمایله که از تو چشاش قلب می زنه بیرون:D
آخ جون! ترفند تبلیغاتی زیرپوستیم، جواب داد :)))))
Eli .
راس میگه آدرس مطب لدفن 😊
می دونی تا مطب زدن من چند سال مونده؟!! باید برم طرح و بعد هم توی کلینیک ها کار کنم تا امتیاز مطب جمع کنم :(
آرزو ^_^
اعتراف می‌کنم حتی موقع خوندن این متنها هم استرس می‌گیرم !!
حسابی موفق‌تر باشی خانوم دکتر ^_^
آرزو جان همونی هستی که از دندونپزشکی میترسیدی، نه؟ :)))
خیلی سپاس خانووم ؛)
آرزو ^_^
آره‌ خودمم :))
نگاه کن توی خاطرم موندی ؛))) 
ترس نداره خدایی! 
فآ --
اونی که یهو رسید تشکر کرد خیلی خوش شاانسیه بزرگی بود:)
آره خیلی! توی دلم قند آب کردن راستش!
ree raa
من به تو افتخار میکنم اصن^ـ^ هر روز موفق تر از دیروز^ـ^
وای عزیزم ^_*  ممنونم به هم چنین تو هم موفق باشی ؛)
pary daryay
خیلی تخصصی شد  خانووم ((-:
ادامه مطلب که تخصصی نبود عزیزم، خوندیش؟ ؛)))
سهیلا ملکی
میشه درد و دل کنیم؟ :/
میشه عزیزم، نکنه شما هم از دندونپزشکی میترسی؟! :))
فینگیل بانو
الهی :)))) 
طوری نوشتی که منم استرس گرفتم اولش :دی
موفق باشی دنتیست بانو ^-^ 
نصف استرسم رو هم ننوشتم! ولی خوب حفظ ظاهر کرده بودم ها، اگه خاله هه از قیافه ام میفهمید ترسیدم، فرار میکرد ؛))))
خیلی ممنون فینگیل بانو ؛)
نفس نقره ای
خداروشکر که به خیر گذشت :دی
واقعا خداروشکر... وگرنه میومدم پست غمگین و شکست عشقی طور میگذاشتم!
مهربان
تو مریضات رو بعد دو سال یادت میمونه؟
من واسشون عکس مینویسم پنج دقیقه بعد برمیگردن یادم نمیاد کی بودن و چی بودن
ترم پنج بودیم یکی از هم کلاسیام رو تو خیابون دیدم. سلام کرد هرچی فکر کردم این چقدر آشنا بود ...کی بود؟ یادم نیومد
خب آره، کلی وقت زیر دستم خوابیدن کار کردم روشون!
 ولی باید بگم من حافظه تصویریم فقط خوبه، اسم ها رو زود یادم میره، فامیل اساتیدو کلی زور میزنم آخرشم اسم کوچیکشون یادم میاد! اونم چون توی ذهنم مثلا تصویرسازی شده اسمشون!
از نشانه های آلزایمره دکتر، خودت که بهتر میدونی ؛))
منیر
چه خوب که جلوی فامیل سربلند شدید. این عالیه. ان شالله بعد از اینم همین جور خوب پیش میره.

نمی دونستم دندون کشیدن قلق داره و به زور بازو نیست.
یه بار واسه دندون کشیدن رفتم دانشکده دندونپزشکی دانشگاه خودمون! آقاهه هر چی زور می زد نمی تونست دندون رو بکشه. دو تا دوستاش هم اومده بودن کمکش و نمی تونستن. بعد مثلا خیلی هم مهربون بود سی ثانیه یه بار می گفت درد داره؟ با سر می گفتم آره. می گفت الان تموم میشه!!!!!! همین! خخخخخ
ان شاالله ؛)

خب قلق داره ولی همه ی دندونا به این آسونی کشیده نمیشن، من هم پیش اومده که نشده بکشم و از استاد یا یکی از آقایون کمک گرفتم ؛))
منیر
اِ دکتر جوابت به کامنت مهربان رو الان خوندم! منم دقیقا این طوریم اسم کوچیک بقیه تو ذهنم می مونه. بعد فکر کن یه نفر که رابطه تون کاملا رسمیه رو می خوای صدا کنی یا داری در مورد یه پسر با مامانت حرف میزنی فقط اسم کوچیک میاد به زبونت! =)
وای خیلی بده، بعد خیلی وقتا از همون اول توی ذهنت اسم یه نفر یه چیزی ثبت شده و دیگه هم از ذهنت پاک نمیشه مثلا اسم یکی از اساتید فیروزس ولی نمیدونم چرا توی ذهن من سوسن ثبت شده :| :| 
الین
خداروشکر به خوبی از پسش بر اومدید البته از شما خانوم دکتر نازنین کمتر ازین انتظار نمیرفت. منم دو تا دندون ، دندان پزشک لازم دارم که تنبلی میکنم. دست راستتون رو سر ما خانوم
ممنون این بارو شانس آوردم :)
تشریف بیارین در خدمت باشیم الین جان ؛)
باران
سلام.
ایشالا موفقیتهای بیشتر خانوم دکتر
من چن وقتیه دندون فک بالام وقتی غذا میخورم درد میگیره ولی نمیدونم کدومشونه...رفتم عکس گرفتم هیچکدوم ب عصب نرسیده... از کجا بدونم کدومشونه؟
ی مورد دیگه
یکی دیگه از دندون عقلام پارسال خیلی درد داش بعد دکتره پرش کرد برام ولی الان دوباره وقتی ک فشارش میدم درد میگیره .بنظرتون ب عصب رسیده یا بد پرشده؟

سلام خیلی ممنونم عزیزم ؛)
1. میتونه دندونت پوسیده باشه، حفره دار شده باشه و وقتی غذا داخلش میره درد میگیره، یا ضربه ای به دندونت خورده باشه و لثه یا دندونت آسیب دیده باشن، یا یکی از دندونات به صورت عمودی ترک خورده باشه، فقط وقتی به عصب برسه که درد دار نمیشه، میتونی بری پیش دکتر و ازش بخوای تک تک دندونات رو تست کنن با روش های مختلف: سرما، گرما، دق تست الکتریکی و اینجوری حتما مشخص میشه

2. هم میتونه ترمیمت بلند باشه و اذیتت کنه، هم اینکه چون دسترسی خوبی نداشتی برای مسواک زدن و نخ کشیدن، دوباره پوسیده شده باشه
باران
ممنونم از پاسخت خانوم دکتر🌹🌹🌹
خواهش میکنم، لطفا آدرس وبلاگت یا اگر نداری آدرس ایمیلت رو وارد کن موقع نظر دادن ؛)
باران
ببخشید یه سوال دیگه
واسه اینکه دندونا بیشتر پوسیده نشن چه راه هایی وجود داره؟
من در عرض 3ماه دو تا از دندونام پوسیده شد 
راه هایی که همه دندونپزشکا همیشه توصیه میکنن و شما هم حتما شنیدین ؛)
نخ دندان مرتب برای تمیزی سطوح بین دندانی، روزی دو بار مسواک زدن صبح و شب به صورت صحیح و اگر احساس میکنی ریسک بالایی داری برای پوسیدگی، هفته ای دو تا سه بار دهانشویه فلوراید
ترتیب استفاده اشون هم این طوره: اول نخ بعد مسواک و در نهایت دهان شویه!
از نظر تغذیه هم سعی کن مواد چسبنده و شیرین رو کمتر استفاده کنی یا بلافاصله بعدش مسواک بزنی
x
تو خیلی شجاعی هوپ خانومی :)
من جات بودم هیچ وقت برای هیچ اشنایی کار نمی کردم :)))
شجاع که هستم ولی امیدوارم ازین شجاعت پشیمون نشم :||
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan