اندو، عشق و موتور 1000!

  • ۱۷:۳۸

این صحنه چندین و چند بار برایش تکرار شده، به تاول پینه مانند و کوچک سر انگشت اشاره ی دست چپش نگاه می کند و زیر لب تند تند صلوات می فرستد: خدایا خودت کمک کن خوب شده باشه... خدایا مدیون مریض نشم... گرافی ظاهر می شود و دندان به خوبی اندو شده، نفس راحتی می کشد و می گوید: اینم از این!  فکر می کند چقدر اندو را دوست دارد، چقدر کار شیرینی است این عصب کشی، چقدر خوب است که درد مردم را با این کار ساکت می کند و این حس خوب تا وقتی که دندان بعدی را برای اندو اکسس میزند ادامه دارد! آن وقت است که دوباره چرخه ی ملامت درونی اش شروع می شود: کی گفت قبول کنی اندو کنی؟ خدایااا کی تموم میشه! از اندو متنفرم! و فایل را تند تند به دیواره های دندان می کشد، انگشت اش متورم می شود و ...

+ حالا شما این چرخه شروع کار و وسطای کار و پشیمونی و عجله برای اتمامش و پایان کار و خوشحالی و جوگیری آغاز دوباره رو تعمیم بده به کل ماجراهای زندگی!

  • ۷۰
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan