اگه یه دنیا دشمنم باشن، مطمئنم که تو رفیقمی!

  • ۲۳:۳۸

به بهونه اینکه داری میری به زودی و نیستی و بعدش تنهام و بی خواهرم و دلم تنگ میشه واست و این صحبت ها؛ وادارم کرد بریم یک جایی که جدیدا با دوستاش کشفش کرده بود تا بستنی زغالی و پنکیک بخوریم. دستش درد نکنه عجب طعمی داشت جای شما خالی. در حینی که داشتیم می خوردیم و به مرز ترکیدن رسیده بودیم، یک قاشق پُر بستنی برداشت و خورد و با قیافه فیلسوف واری به افق خیره شد و گفت: 

-میگم بری طرح، مانتوهات رو هم با خودت می بری؟!

با لحن مثلا عصبانی گفتم: نبرم؟! بگو ببینم دوباره مانتوهای من رو پوشیدی رفتی دانشگاه؟!

-نپوشم؟! مگه دست توئه؟! مال خواهرمه! مگه اونجا مانتو هم نیاز داری؟ دو تا روپوش سفید ببر، اولی کثیف شد، دومی رو بپوش. دومی کثیف شد اولی رو بپوش!

از افق کشیدمش بیرون و خودم سیامک انصاری وار به افق خیره شدم. خواهرمه. کفش هام رو میپوشه. کیف هام رو بر میداره. یه بار یه بافت نو داشتم توی یه مهمونی که من نبودم پوشیده بود. میگین چیکارش کنم؟! 

:-)))


+ با همه ی این اوصاف، عاشقتم خواهر کوچولوی شیطون من!


  • ۲۸۹
Unknown 96
:) خدا نگهتون داره واسه هم 
من خواهر ندارم :(
ممنونم!
دوست خوب کم از خواهر نداره برای آدم :-)
الی .
دلم خواهرِ هوپ گونه خواست الان! چیکار کنیم؟ :)
اممم! خواهر هوپ گونه؟! :-))
رفتم انبار گفتن تموم کردن تقاضا بالا بوده [آیکن خودشیفته طوری] 
من ...
واااای
این منو خواهرامیم‎:D
یه سری وسایل اونا رو حتتتما من استفاده میکنم، یچیزایی ام اونا
هردفعه من مسافرتم زنگ میزنن فلان لباس نوی تو رو بپوشیم؟‎:D

خوشحالم که خواهرای تو اجازه میگیرن. منم حتی اجازه میگیرم. خواهر من بین وسایل من و خودش تفاوتی قائل نیست که بخواد اجازه بگیره :-)))
divane !!
تا یه زمانی ما هم همین بساط رو داشتیم یعنی به یه جایی رسیده بود که اگر استثنا وسایل منو نمی پوشید همه تعجب میکردن ولی الان که سایز مانتو و شلوارامون یکی شده و خب اون سرگرم کلاس وتست و مدرسه است و وقت نمیکنه خیلی بیرون بره من...اهم..اهم...شلوار و جوراب و کفش وشال وکیف و ...اهم.همین دیگه.اصلا ما که این صحبت هارو نداریم...خواهریم دیگه:)))
ببین ما هم همین طوریم. یعنی من سایزم یه شماره بالاتر بود اون وسایل منو استفاده میکرد من نمیتونستم چون جیغ میزد گشادشون میکنی. الان سایزمون یکی شده و منم دارم برنامه ریزی میکنم واسه دزدی!
آرزو ﴿ッ﴾
یکی از حسرت‌های شیرینِ ما بی‌خواهران! :))
بابا برو شاد باش کسی نیست از وسایلت استفاده کنه :-))
صبح
خدا دوتایی تون رو برای هم حفظ کنه
از کل پست فقط همون بستنی زغالی و پنکیک (نخوردمش اسمشم نشنیده بودم)  
خانم دکتر هوپ بزودی میرین طرح از خاطرات طرح بنویسین 

خیلی مچکر
خیلی خوبه، امتحان کنین، البته بستنی زغالی همه ی جاها خوشمزه نیست.
ان شاالله!
آرزو ﴿ッ﴾
آخه دو طرفه‌ست، کسی هم نیست که من از وسایلش استفاده کنم :دی :))
سوئی شرت های داداشت رو بپوش :-))))
Nelii 💉📚
کامنت آرزو😢
من لباسای داداشم رو میپوشم و همیشه از دستم عاصیه:)
اگه قرارباشه جایی بریم کیف بر نمیدارم وسایلمو تو کیف داداشم میذارم و از لباسای اون استفاده میکنم،اما حیف...داداشم مانتو نداره:(
:-)))))
آرزو توجه کن، کیفم اضافه کن!
:-))
** دلژین **
:))) عزییییزم 

می بینی تو رو خدا؟ :-))
** دلژین **
مامانم همین کار رو میکنه
با سایز پای ۴۰ کفش های ۳۷ من رو به هر زوری هست میپوشه و در نهایت پاره میکنه ! 
وای :-)))))))))
مگه میشه؟ والا من که پاهام چهله توی کفش ٣٩ نمیره!
** دلژین **
خیلیم شیک میکنه پاش :))) تا حالا دو تا صندلم رو نابود کرده 
الان من باید بگم عزیززززم :-)))
آرزو ﴿ッ﴾
:))) ممنون از جفت پیشنهادها :دی
پس برو تو کارش و نتیجه رو خبر بده :-))
ملکه بانو
:))))
یکی از مهم ترین انگیزه های من برای لاغری استفاده از لباس های خواهرم بود!
مثل اینکه اینجا همه این کاره ان :-)))
مینا
راستی بانو هوپ کنکور خواهرت خوب شد؟به سلامتی رشته ای ک میخواست قبول شد؟
خوب نه زیاد. ولی رشته ای که میخونه رو دوست داره. غیرعلوم پزشکیه رشته اش و راضیه.
فکر کنم قبلا شما همین سوال رو پرسیده بودین؟ 
Fateme SD
من دوتا خواهر کوچکتر دارم. سرتاپاشونو نگاه می‌کنی وسایل منه. مانتو شلوار مقنعه کرم ضد آفتاب و... دیگه بقیشو نگم براتون. جالب اینجاست من شاید دوسالی یکبار هم لباس نو نگیرم اما اونا سالی دو سه بار لباس میگیرن ولی همیشه میگن ما هیچی نداریم بپوشیم. هر سه تامونم هم قد و قواره ایم:دی 
مشکل همگانیه پس :-)))) 
خواهر من سعی میکنه جلو چشم من نپوشه، قایمکی کارهاش رو میکنه :-))
حامد سپهر
هم سایز بودن این مشکلات رو داره دیگه:))
متاسفانه وقتی استفاده میکنن از وسایلت، خوشبختانه وقتی خودت سواستفاده میکنی :-)))
مهربان
مثه داداش من که وقتی نیستم ماشینمو تصاحب میکنه
البته لباسامون اندازه هم نیس شکر خدا
من هنوزم میگم سوئیچم رو برمیدارم می برم با خودم یا اصلا با ماشین میرم طرح! مثل تو حوصله درب و داغون شدنش رو ندارم.
جنابــــــــ دچار
من تا حالا فکر میکردم بزرگتره اونه! :)
این نشون میده با دقت نمی خونین پست هام رو!
نوچ نوچ نوچ
جنابــــــــ دچار
الکی مثلا میخواستم بگم میدونستم یه خواهر داری :)
فکر کنم شما فقط میدونین من پنج مهری ام مثل خودتون :-/
مینا
نه نپرسیده بودم ولی منتظر بودم که ی خبری بدی ازش که دیدم گفتی میره دانشگاه دیگ نتونستم تحمل کنم این شد که پرسیدم!😉
خداروشکر که راضیه.ان شاالله همه موفق باشند و تو مسیری قرار بگیرند که درست و دوستش دارن عمیقن!آمین🙏
:-))))
ان شاالله. به قول خودش: همه که نباید دکتر بشن!
هانیه
 حالا اجازه بدید از مانتوهات استفاده کنه:))
نمیتونه همشون رو آوردم دنبال خودم :-)))
هانیه
 حالا اجازه بدید از مانتوهات استفاده کنه.خودم از لپ تاب داداشم استفاده می کنم ولی دوست ندارم اون از شارژر موبایل  من استفاده کنه این پست ات منو یاد این انداخت که در این مورد چقدر خبیثم:)
نه خب ما دو تا توی استفاده از وسایل هم تقریبا یر به یر عمل می کنیم، فقط خواهرم اکثرا اجازه نمیگیره!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan