جوان تر یا پیرتر؟! این بار مسئله این است!

  • ۱۲:۰۷

عاشق اون بیمارهایی هستم که در می زنن و میان داخل و به در و دیوار با تعجب نگاه می کنن و رو به من میگن: دکتر نیستش؟ نمیاد؟

من هم لبخند سردی ( !! ) می زنم و میگم: خودم هستم. 

قیافه ی خجالت کشیده شون، همیشه به خنده می اندازه من رو!

***

به مکالمه ی من و زن و شوهر مسن دقت نومایید: 

من: چند سالتونه خانم؟ 

شوهر: ٦٣ سالشه! پیر شده دیگه! 

در حین اینکه دارم عکس می نویسم، نگاهم به سن زن توی دفترچه میوفته: عه خانم ٦١ سالتونه!

زبون زن باز میشه: دیدی ٦١ سالمه! هی می خوای سن من رو بالا ببری!

شوهر: الکی نوشته اونجا خانم دکتر!

زن: چون از من چند سال کوچیکتره و ده ساله دندون مصنوعی داره، حسودیش میشه بهم خانم دکتر!

شوهر: شما زنا پیر می کنین ما رو! هه هه الان هم که می خوای بکشی دندونای آهکیت رو، تو هم دندون مصنوعی میذاری! 

زن: من پیر کردم تو رو؟! خودت پیر بودی.

شوهر: ....

زن: ...

شوهر: ....

زن: ...

من: :-)))))))


+ فراوان تفاوت سنی معکوس بین زن و شوهرها دیدم اینجا. زن ٥ سال بزرگتر، ٣ سال بزرگتر و غیره. طوری که وقتی پسر درشت هیکلِ جوان با زن همراهش اومد داخل گفتم حتما زنشه ولی ٧-٨ سالی بزرگتره از پسر. کاشف به عمل اومد که اون زن مادرش بوده نه همسرش! ماشالا بزنم به تخته خیلی خوب مونده بود، البته پسر هم چند سال بزرگتر از سنش به نظر میرسید! 

اون بیمار نوجوان خوش خندهه بود که ماجراش رو تعریف کردم، این دفعه وقتی متوجه شد که ازش ده سال بزرگترم شاخ درآورد. می دونستین بی آرایشی شما رو جوان تر نشون میده عزیزانم؟! این هم از نکات مثبت طرح در منطقه ی محروم! 

***

روم به دیوار، روم به دیوار... ولی امروز باز بلا سرم اومد. حین کشیدن، دندون لق شد و الواتور دَر رفت و محکم رفت توی انگشتی ( شست له شده اخیرم!!) که برای ساپورت زبون و فک بیمار پشت دندون مریض گذاشته بودم  و زخم شد! بیمار مشکوک نبود ولی از بس همکلاسی هام، استرس وارد کردن که اگه این طوری شد، حتما بفرستین مریض آزمایش ایدز بده که از بیمار تست رپید گرفتیم. نتیجه منفی بود خداروشکر.



از طرفی واقعا عذاب وجدان می گیرم وقتی بیمار با دندون درد میاد و به خاطر سختی کارش و توصیه پزشکم، دندونش رو نمی کشم و ارجاعش میدم به مطب های سطح شهر. متاسفم که کاری غیر از ارجاع از دستم برنمیاد. :-(


  • ۲۴۵
حامد سپهر
چه پیرمرد پیرزن باحالی انگار دنبال همچین موقعیتی بودن چندتا تیکه بار همدیگه بکنن:)))
همینجوری پیش بری با اینهمه مصدومیت چندسال دیگه بازنشستت میکنن:))
دستتو کجا سوزوندی؟؟؟
آرهههه کلی خندیدم از دستشون :-))))
جانباز میشم، همین الان ٤٠ درصد رو دارم :-/
من؟ آهان، من نیستم توی عکس بهورزه! من که دارم عکس می گیرم
مهرداد
درود بر دکتر هوپ.چند بار وقتی آموزشکده تدریس می کردم  من هم اینو تجربه کردم شروع اولین جلسه رفتم کلاس پیش از همه و نشستم رو صندلی ها..یواش یواش دانشجوا میامدن و می نشستن رو صندلی ها...تا اینکه همه اومدن ، یکی میگفت استاد نمیاد ، یکی میگفت کلاس کنسله ، بعد از رو صندلی بلند شدم و رفتم پشت میز و شروع کردم به تدریس...من با لبخندی شیطنت آمیز، و دنشجوها با دهانی باز و چشم هایی گرد، آخه سنم هم زیاد نبود ...
آقا نچرال باشید باور کنید خیلی خوبه
خدای من یعنی همیشه استرس این رو دارید که خدای نکرده آلوده شید؟ خو من بودم حتما خیلی خیلی بیشتر مراقب میبودم و راه کار هایی خلق میکردم که هیچوقت از این اتفاقا نیفته  حتی اگه ابزار بشکنه..حتما راه هایی هست. شاید دستتون خیلی قدرت کنترل ابزار رو نداره و باید قوی ترش کنید، این یه راهشه
http://s9.picofile.com/file/8318411926/IMG_20180203_120831.jpg 
راستی تصویر بالا ابزاری هست که میتونید جهت تقویت دستتون استفاده کنید، قابل تنظیمه برخلاف حلقه های لاستیکی، از مهره نوک می تونید جهت تنظیم استفاده کنید و فنر رو سفت و شل کنید و آروم آروم قوی تر بشه ساعد و انگشتان.
درود بر شما
:-))))) نکنین این کارها رو. گناه دارن شاگردهاتون، چون ممکنه حرفهایی بزنن پشت سر استاد ( هرچند هنوز ندیدنش) که منجر به افتادنشون بشه :-))
بعنی مراقب هستم و انقدر بلا سرم میاد! اگه این انگشت به عنوان ساپورت پشت دندون نبود، الواتور رفته بود توی زبون مریض و زبون بیمار به فنا رفته بود! ابزارمون شکستنی نیست.
دست غالبم که ضعیف شده بعد از آسیبی که بهش رسیده و کم کم دارم قوی و مثل اولش می کنم ولی باز هم مسلما فشار بیارم روش دردش شروع میشه! 
خیلی ممنون برای عکسی که فرستادین. چقدر جالبه
بهروز ...
آیا انسان 60 ساله مسن است؟

تازه اول جوونیشونه!
بلی
٦٠ ساله مسن نباشه، من مسنم؟ :-))
دست نویس
بنده از اینجا به شما خسته نباشید میگم خانم دکتر
موفق باشید
خیلی ممنون آقای دست نویس
مسـ ـتور
آدم مهمه دلش جوون باشه، تاریخای شناسنامه عددی چند ؟
نمیدونم چن تا مصدومیت دارین بس که هی زخمی شدین ولی امیدوارم همشون زود زود خوب بشن (: 
بله بله! :-))
سه تا مصدومیت. دیدی میگن تا سه نشه بازی نشه؟
صبح
سلام. خدا قوت
جالبه معمولا آقایون با خانمای بزرگتر از خودشون ازدواج نمیکنن که اونجا از این موردها هست
سلام سپاس
واسه من عجیب این بود که توی زوج های سابقه دار! که چندین سال از ازدواجشون گذشته و برای زمان قدیم بودن این مدلی دیدم.
هانیه
خسته نباشید بیشتر هم مراقب خودتون باشید

سلامت باشی
تلاش خودم رو می کنم :-/
my life

اینکه خون یکی ایدز داشته باشه و اتفاقی بیفته خیلی بده ..نمیشه قبلش تست گرفت ازشون ؟؟

خطرناکه

اون هایی که از قبل تشخیص داده شده اند که توی سامانه هست ولی من فرصت نمی کنم چک کنم. از طرفی نمیشه از همه تست گرفت که
خیلی
ملکه بانو
چه جالب!

اولویت با شماست خانم دکتر. شما باید سلامت بشی که بتونی در طولانی مدت به دندونای بیمارا رسیدگی کنی
اولویت با سلامتی خودمه ولی عذاب وجدانم رو چه کنم؟!
ام اسی خوشبخت
بازم آسیب؟مراقب نیستید, چه کنیم؟
سن فقط یک عدد هست و بس. مهم فکر و دل اون شخصه :)
من طرح مناطق محروم نرفتم اما چون هرگز آرایش نمیکنم این نکته رو میدونم :)
دعا کنین انقدر بلا سرم نیاد :-/
موافقم
من با آرایش ملیح و کم مشکلی ندارم ولی اینجا به جز ضد آفتاب هیچی نمیشه بزنی!
فریبا
وای کلی خندیدم به پیرزن پیرمرده. یعنی دعواها تو اون سن هم تموم نمیشن؟ خدااااا:(
مراقب خودت هم باش عزیزم. کشتی خودتو که
دعواشون جدی نبودها! بیشتر یه کل کل ادامه دار بود :-))))
فریبا :-(
x
نکته ای که توجهم رو جلب کرد: بهورزتون هم کم سن و ساله (زیر30) یا حداقل از دستاش اینجوری به نظر میاد :) 


آره فکر کنم هم سن و سال منه! 
مرسی دقت :-)))
زیرزمینی
کم کم عادت میکنی که متاسف نباشی
روند اذیت کننده ای داره این عادت...
تی رکس
اصلا سن هیچیا، دیروز یکی از اینترنای ما برخلاف همیشه بدون آرایش اومده بود اصن نشناختیمش!
وای اونایی که همیشه هفت قلم آرایش دارن حتی هفت صبح، یک روز که آرایش نکنن هم شناخته نمیشن، هم همه متوجه میشن و فکر می کنن مریض و بی حاله!!
étoile
*خواهرم تو شبکه بهداشت کار میکنه میگه بعضی وقتا یه زوج هایی با اختلاف سنی های عجیب میبینه نمونه ش یه خانم 31 ساله با یه پسر 22 ساله :| قبلنا یه رسمی بود که مثلا اگه کسی شوهرش فوت میشد، برادر شوهر مجردش باهاش ازدواج میکرد که بالا سر بچهای برادرش باشه.
**یکی (دندانپزشک) تعریف میکرد یه مریض اول وقت داشته که بعد که کارشو انجام داده دکترو کشیده کنار گفته خانم دکتر من هپاتیت دارم! بعد کلی دعواش کرده که چرا اولش نگفتی :/ 
خلاصه مواظب همچین مواردی باش :)
آره موارد رسم رو دیده بودم قبلا. ولی ازدواج اول با تفاوت سنی معکوس و در قدیم، که معمولا زن ها ده پانزده سالی کوچیکتر از شوهرهاشون بودن، واسم جالبه!
به ما گفتن همه ی بیمارها رو هپاتیت و ایدز دار تصور کنین. حالا من زیاد از ایدز نمی ترسم هپاتیت خیلی درصد انتقالش بالاست و از راه بزاق بیمار هم منتقل میشه. برای همین مرتب باید تیتر انتی بادیمون رو چک کنیم که اگه اومده پایین بازم واکسن بزنیم.
mona
سلام هوپ جان...خوبی؟
وای این پیرمرد پیرزنه رو گفتین یاد مامان وبابای خودم افتادم همیشه همینجوری باهم کل کل دارن عین تام وجری
مامان من 3سال ازبابام بزرگتره البته به شناسنامه ولی درواقع اینجورنیست...بابامم سراین قضیه همیشه اذیتش میکنه ومیخنده حالا مامانم عادت کرده حساسیتی نشون نمیده :)
سلام عزیزم، مرسی!
والا منم یاد مامانبزرگ بابابزرگم افتادم :-)))))
امان از دست این مردها!
mona
اونا که قدیم اینجوری ازدواج کردن باز یکم قابل هضم تره چون به اجبارخانواده بوده وشرایط اونموقع فرق میکرد ولی کسایی هستن که هنوووز هم همینطور ازدواج میکنن واقعا تاسف باره

باز4سال نهااایتش خانم بزرگترباشه یه ذره قابل تحمل تره ولی همکار خواهرم خودش متولد56هست با پسری که متولد 69 بود همین پارسال ازدواج کرد فکرشو بکن..منکه اصلا رفتم توکما اینارو دیدم با چه عقلی اخه چنین کاری کرد فقط محض اینکه از دست حرفهای مادروپدرش راحت بشه..حالا خوبه باز بچه دارنشدن وزودم طلاق گرفتن وگرنه طفلک اون بچه
:-(
متاسفانه یک سری فکر می کنن ازدواج تحت هر شرایطی بهتر از مجرد بودنه!
هانیه
هوپ جونی تازگی بعضی وقتا دخترا از پسرا تو ازدواج بزرگتر می شوند البته به نظرم تو این جور مواقع دختر شرایط ویژه مثل شغل خوب داده که پسرا قبول می کنند البته خیلی از پسرا اصلا قبول نمی کنند که دختر از خودشون بزرگتر باشه
آره توی این دوره من هم زیاد دیدم ولی در زمان قدیم و به این شکل عجیبه!
میس تیچر
کاش بین همه این دکتر تحصیل کرده یه نفرم بود علمش مداوای دل شکسته آدما بود ...

+کلی گشتم دنبال بلاگت هوپ جانم آدرس وبتو رو حفظ نبودم آخرش از وبلاگ هدیه دراوردم :*
کاش واقعا...
+ کجایی تو؟ وبلاگت رو عوض کردی؟ 
رهگذر
بقیه ی ویروسا چی ؟ 
البته دیگه کار از کار گذشته [ خباثت آلود ] 
نهایت مرگه دیگه! فوقش میمیرم!
میس تیچر
نه پاک کردم کلا 
چرا خب. برگرد با یه وب جدید!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan