خداوند دندانپزشک ها را دوست دارد، ما هم دوستشان داشته باشیم!

  • ۰۸:۴۷

عرض کنم خدمت شما که علمای اهل فن میگن: " توی این دنیا از دو چیز باید ترسید؛ یکی زنی که سکوت کرده و اون یکی دندونی که به درد افتاده!" در وحشتناک بودن سکوت یک زن، که جای هیچ مَثل و مناقشه ای نیست، پس میریم سراغ دندون، زبون نفهم ترین عضوی که پدر من و شما رو به وقتش خوب در میاره. البته همچین خوش وقت هم درد نمی گیره، مثلا میذاره دقیقا روز خواستگاری یا شب کنکور بشه، بعد! حتما میگین چیه این دندون کوچیکِ خال افتاده ی بو گرفته گُرخناکه؟ همه چیزش! از سر و شکل از ریخت افتاده ی نحسش گرفته تا ترس از خوردن بستنی و نوشمک و چای و هر کوفت و زهرماری که بگین که نکنه خدای نکرده به تیریج قبای دندان خان بربخوره و شروع کنه به تیر کشیدن و به همه دردها بگه: " برین کنار، منم سرورتون ابوالدردا! " واسه تنبیه چنین دندونی باید رفت همه دندونای کناریش رو کشید تا مثل سگ تنها بمونه! 

هعی روزگار بی وفا... بچه که بودیم، دنیامون کوچیک بود، دردهامونم کوچیک بود. دندون درد که می گرفتی یکم صبر می کردی تا خودشو شل بگیره و لق بشه، اون وقت می خوابیدی زیر دست ننه ات، اون هم با پر روسریش می رفت توی حلقت و اجی مجی گویان دندونت رو می کند. ناز و بوست هم می کرد حتی! قشنگ با پنبه دندون می کشید! ولی امان از وقتی که یکم بزرگ بشی و دندون دائمیت شاخ بشه واست. اون موقع است که یا باید باهاش بسازی یا پا به مسلخ بذاری.

 یادم میاد 10 -12 ساله بودم و با هوتن درازه سر جوب وسط کوچه نشسته بودیم و طبق معمول تجاربِ خفنمون رو واسه هم می ریختیم رو دایره. جفتمون می دونستیم 90 درصد خاطراتمون، خالی بندیه که یهو هوتن گفت هفته ی قبل رفته دکترِ دندون و دکتره یه آمپول گاوی فرو کرده تو لپش، جوری که سوزنش از نخاعش زده بیرون. اومدم بزنم به در شوخی و مسخره بازی و بگم ببینم جای سوراخشو! که یادم افتاد ننه ام هم واسه من از دندونسازی سر کوچه نوبت گرفته. زوزه کشان فرار کردم و خودم رو توی هزار پستوی زیرمین گم و گور. متاسفانه ننه ام منو مثل کف دستش می شناخت. کولی بازی هام افاقه نکرد و آقام در حالیکه با گوشم منو روی زمین می کشید و من نعره می زدم، منو برد پیش دکتر چنگیزخان. دستیارش آقا اسی دو طرف سرم رو محکم گرفت، هرچند نیازی نبود چون وقتی هیبت غول آسای دکتر و سیبیل های دسته کتری اش رو دیدم، زرد کردم و با دادی که دکتر چنگیز زد پس افتادم و دیگه چیزی نفهمیدم. به هوش که اومدم زبونم و یک طرف صورتم لمس بود. گویا دیده بودن بیهوشم و دیگه جفتک پرونی نمی کنم، کل دندونای یه طرفم رو سرویس کرده بودن. بیشتر از این از خرابکاری که روی صندلی دندونپزشکی چنگیزخان کردم نمیگم، نمیگم که با اُردنگی پرتم کرد از مطب ش بیرون؛ اما اجازه بدین اینو بگم تا جیگرِ لاکردارم آروم بگیره که تخته کردن در مطب دروغکیش رو! همشون همینن. یک مشت دلاک که دگردیسی کردن و یک اسم باکلاس هم روی خودشون گذاشتن. 

از ترس صندلی الکتریکی اعدامشون، از همون موقع شروع کردم به مسواک زدن و نخ کشیدن. بسوزه پدر اعتیاد! اوایل تفننی و با روزی دو بار شروع کردم و الان که یه من ریش و پشم دارم، کم کم دو ساعت یه بار مسواک سبز فسفریم رو از جیبم درمیارم و موهای افشونش رو می کشم به دندونام و تا صدای قیژقیژ تمیزی ندن، دست بردار نیستم. همیشه هم حلقه ی نخ دندون دور انگشت کوچیکمه و دستم توی حلقم. باور نمیکنین از ننه ام بپرسین که روزی چند تا نخ از روی فرش و از توی غذا جمع می کنه و جیغ و دادش هوا میره! نخ دم دست نباشه هم، خدا بده برکت به ریش و پشمم! تمیزکنندگی شون که عالیه!

ولی چه فایده؟ شدیم شیرینى نخورده و دندون پوسیده!  تک تک دندونایی که چنگیزخان سرویس کرده بود واسم، اعلام حکومت خودمختار کردن. چند وقتیه از ترس ابوالدردا، هیچی نمی تونم بریزم تو خندق بلا!  همش فکرم پیش حرفای هوتن درازه اس. میگفت این دندونپزشک جدیده با اینکه ضعیفه ای بیش نیست ولی با همشون تومنی صنار توفیر داره. با مهربونیا و خوشگلیاش هوش از سرت میبره و اصلا نمی فهمی چه بلایی سر دندونات آورد. درد دندون میزد به مغزم و پَسِ کله ام می سوخت، دیگه نتونستم مقاومت کنم. آدرسش رو گرفتم تا برم ببینم این ضعیفه چند مرده سلاخه! هرچند هوتن درازه که از آبجی کلثوم شنیده بودم بین دخترا اسمش هوتن هیزه است، وقتی انقدر تعریف بکنه از زنی، نمی فهمیدی واقعا راست میگه و ژن طرف مرغوب بوده یا چشم همه پسندش باز حواسش به جاهایی که نباید، پرت شده! استغفرالله!

دو ساعت و نیمی بود که توی این جای شیک و پیک نشسته بودم. اول از همه حساب کردم روزی چند تا مریض داره و از هر کدوم چقدر می سُلفه و درآمد روزانه و ماهانه و حتی سالانه اش رو هم حساب کردم. کوفتش بشه! یه زن این همه پول رو می خواد چیکار؟!  هعی روزگار بی وفا....اونوقت من یک ماه باید سگ دو بزنم تا بتونم یکی از دندونام رو درست کنم. توی شیش و بش این بودم که پاشم برم و نذارم جیب این جماعت پر تر بشه، که یهو فرشته ای زمینی از اتاق بغل اومد بیرون. با اون صدای نازش به منشیش گفت: " ساینا ژان بیمار بعدی لطفا." 

نگاهم چسبید به ساپورت جذبش و رفت بالاتر، اوه... کت و دامن سفید اندامی و اوه... موهای زرد قناری و رفتم توی هپروت! منشی سرخود معطلش پرونده ام رو پرت کرد تو صورتم و گفت برو تو. از هپروت دراومدم. وصله ی چشم چرونی به من یکی اصلا نمی چسبه، ولی قبول کنین خوب چیزی بود! روی صندلی دراز اون وسط دراز کشیدم. به گمونم صدای تاق تاق کفش از بالای سرم اومد. چشم هام چرخید بالا و چرخید راست و دوباره چسبید به دکتر. روی صندلی چرخونش نشست و نزدیکم شد. از بوی خوشش تمام عضلات صورتم شل شد و دهانم خود به خود باز. نگاهم به دست های خوشگل پنبه ایش بود که داشت دست کش پوششون میکرد، حلقه ملقه تو کارش نبود. چنین حوری بهشتی همه چی داره از جمال و کمال. فقط میمونه یک مرد که سایه ی سرش بشه. دیدی آخر این ابوالدردا بانی خیر شد مرد؟! آخ قربون اون ناخنای درازت بشم من، که دستکشت رو سوراخ سوراخ کرده! 

- " اسمتون شیه آقا؟"

 آخ به فدای صدای تو دماغیت: " کوچیک شوما کامران هستم."  

خوشگل خندید. فتبارک الله احسن الخالقین! یه چیزی توی دهانش برق میزد. نیم خیز شدم سمت لب و لوچه اش که ببینم چیه. آخ به فدای نگین روی دندون نیشت برم! مثل اینکه خوشش نیومد. ماسک رو سریع کشید روی صورتش و با دستش هولم داد روی صندلی. 

- "شششش! دهنت باز عسیسم." چسبیدم به صندلی. خم شد روی صورتم. اوه... من تحمل این همه نزدیکی رو ندارم، خانوم فعلا فاصله گوسفندی رو رعایت کن تا بعد محرمیت و این صحبتا 

- " آخ آخ آخ! شی کردی با دندونای این ورت. امروز یکیشو فقط واست ترمیم می کنم عسیسم. " 

موهاش، صورتم رو نوازش می کرد و دوباره رفته بودم توی هپروت. که یک دفعه لپم سوخت. پریدم بالا.

 - " اوخ چی بود این خانوم دکتر؟"  

خندید و گفت: "بخواب ژانم. یه بی حسیِ کوشولو بود فقط." 

دوباره حس مزخرف لمس شدن یک طرفه صورت. مثل اینکه واقعا هیچ کدوم از این دکترا قابل اعتماد نیستن. نگاه چه راحت خرم کرد! با نگاهم تک تک حرکاتش رو زیر نظر گرفته بودم. 

با دهان کجم گفتم: " خانوم دکتر! ما خیلی می رسیم به دندونامون نمی دونیم چرا اینجور شدن " چیزی نگفت و رفت سمت وسیله ای دریل شکل و برش داشت و مسلح شد! اینجاست یکی از مواردی که میگن از سکوت زن بترس. یا استخدوس! قرار بود این بره توی دهان من؟

 - "دهانت باز! نبندی اصلا ها کامران ژان."  ای به روی چشم شما جون بخواه. دوباره گوشام دراز شد. به قدری این "کامران ژان" دهانم رو باز کرد که فکم گفت: " بی جنبه! جون مادرت کمتر! پیچ و مهره ام دراومد. " صدای وحشتناکی بلند شد و دنبالش بوی کله پاچه ی سوخته اومد. وییییییژ... غیژژژژ... ویییییژژ... غیژژژ... تمام تنم شروع کرد به لرزیدن. انگار دریل می خواست از اون ور کله ام بزنه بیرون. سرم چرخید طرف صورتش و سعی تمام التماسم رو با چشام نشون بدم. مسلما چنین خانوم خوشگل مشکلی باید دل رحم باشه. جیغ زد:" سرت نَشَرخه." درسته که یک مرد هیچ وقت گریه نمی کنه ولی این بار با چشم های گریون سرم رو براش تکون دادم. باز هم محل نذاشت و بیشتر روی صورتم خم شد.  وییییییژ... غیژژژژ... ویییییژژ... غیژژژژژژ... چگلپگلپچچچچقفسچگگگ... آخیش مثل اینکه تموم شد. ولی نه مته اش رو عوض کرد و دوباره پرید توی دهانم. صدای این یکی فرق می کرد. حس جوجه خروسی اسیر در بند یک گربه ی سفید ملوس رو داشتم که یکدفعه دندونم تیر کشید و دیگه نتونستم تحمل کنم و دندونهای فک بالام رو بعد از یک ساعت به یار دیرینشون رسوندم. آقا محشر کبری برپا شد. من نعره بزن، خانوم دکتر جیغ بزن. دو تا دستش رو که بهم گیر کرده بودن، از دهانم به سختی کشید بیرون: "مرد گنده! از هیکلت خجالت بکش عَوَسی! واسه شی دهنتو بستی؟  " هر کاری کرد نتونست دست هاش رو جدا کنه. زیر دستکشش کم کم سرخ شد. گویا مته توی ناخنش گیر کرده بود! زیر لب داشت بهم فحش می داد و می گفت " بخواب ببینم" که با لگد زدم تو صندلیش و گفتم: " اون دندونی که دنبالشی رو لولو برد! " و فلنگ رو بستم.  سه تا خیابون می دویدم از ترسش و هی برمی گشتم عقب رو دید میزدم که نکنه دنبالم باشه. هوتن اگه نبینمت. کنار یه مکانیکی نفس تموم کردم و با کله افتادم روی زمین. حواسم پرت سر و صدای مکانیکی شد: 

- اوس جعفر! روغن ترمزشم چک کردی؟! 

- مشکلی نداشت مهندس. برو به سلامت. 

خودش بود. ابداع دایی زن برادر خواهر شوهر همسایه بغلی واسه ی پر کردن دندون. روغن ترمز. اورکا! همینه! از اون به بعد با یک انبردست و یک گالن روغن ترمز و وسایل لحیم کاری، تنهایی به جنگ این غول بی شاخ و دم رفتم و دیگه به هیچ دکتری باج ندادم. بین خودمون بمونه گوش شیطون کر درآمدش هم خوبه!

#هوپ_نوشته


+ اگه دقت کرده باشین داستان بالا یک جور خودزنیِ محضه که قبلا برای مسابقه ی فینال نمک شو نوشته بودم! دوست داشتم این داستان رو توی آرشیو وبلاگم هم داشته باشم. 

راستی، اولین سالیه که واقعنی دنتیستم! روزم مبارک... ؛-)


++ عنوان برگرفته از انیمیشن " خداوند لک لک ها را دوست دارد" !!

  • ۴۹۸
لیمو جیم
عاااالی بود , واقعا عالی :-) 



روزت مبااارک دنتیست جان
مرسی عالی خوندی!
ممنونم عزیزم :-*
tiktik tiki
خب روزتون(روزمون)مبارک:دی
روز تو هم مبارک :-)
همدم ماه
آره این رو تو نمک شو هم خونده بود و کلی روحم شاد شده بود و دوباره خوندش باعث شد دوباره لبخند بزنم:))
روزتون مبارک خانم دکتر مهربون🌸🌸🌸🤗
خوشحالم که دوست داشتین.
ممنونم همدم جان :-)
الی .
روزت مبااااارک واقعنی دنتیستِ واقعنی خوشگلِ بیان ؛))
مرسی الی جان خودم :-*** 
حامد سپهر
عاااااالی بود خانوم دکتر :)))) 
اولین سال دندون پزشکیتون مبارک ایشالا سالیان سال با سلامتی و دلخوشی و موفقیت

این متن مصداق عینیه پزشکان علیه پزشکان بود:)))


ممنونم
ایشالا شما هم موفق باشین
دقیقا!!! همکارام بخونن میکشن من رو :-)))
مستر صفری
خانوم دکتر جان روزت مباارک:)
دنتیست یعنی چه؟
اقا من دندونم را پر نمی کنم، دو تا تو خالی دارم، بعضی وقت ها ال امانم را در میارن، بکنم برن پی کارشون، یکیشون دندون عقله!
خوب خانوم دکتر الان من چیکارشون کنم؟
مرسی :-)
یعنی دندونپزشک
دندون عقل اگه جای کافی داره و میتونین خوب مسواکش بزنین و مقابلش هم دندون عقل داره و در جویدن نقش داره، میشه نگه اش داشت در غیر این صورت باید خارج بشه. اون یکی رو هم خب عصب کشی و ترمیمش کنین برای چی بکشینش؟

♫ شباهنگ
انقدر خوب نوشتی که یه کم که خوندم اومدم آخر آخر که ببینم بخشی از کدوم کتابه
بعد دیدم نوشته‌ی خودته

اوا خجالتم ندین :-**
این متن برنده ی فینال شد، لقب نمک اعظم رو بهم دادن!
بوبک جان
وای چقد قشنگ بود :)
من همش منتظر بودم تهش نوشته باشی که از کتابی جایی اینو نوشتی ولی نمیدونستم انقدر قلمت خوبه۰تبریک :)
روزت هم مبارک عزیزم :)
مرسی
نویسنده نیستم ولی نویسنده ها رو خیلی دوست دارم.
باز هم مرسی
؛-)
مستر صفری
خوب من الان قید کشیدنشو
زدم و میخوام برم ازشون عکس
بگیرم و بهتون نشون میدم و شما بهم بگین برم چیکارشون کنم، مطب شما اصفهانه؟
باشه عکس رو آپلود کنین ببینم. ولی یک دندونپزشک دیگه هم میتونه اصل عکس رو ببینه و نظر بده.
نه، اصفهان محرومه مگه که منو به عنوان نیروی طرحی بفرستن اونجا؟ :-))
آرزوهای نجیب (:
روزت مبارک با کلی آرزوهای خوب (:

پ ن: من از وقتی اینجا رو می‌خونم، همیشه گفتم اگر روزی خدای ناکرده دندون درد گرفتم، کاش تو دندون‌پزشکم بودی. از همون وقتی که دانشجو بودی یه دقت خاصی تو کارات بود که آدم کیف می‌کرد(:


مرسی عزیزجان
یعنی شمای نویسنده از من تعریف کنی من ذوق مرگ میشم!
به دنبال کتابت بودم ولی نتونستم پیداش کنم متاسفانه :-(
Nelii 💉📚
کلی خندیدم،قلمت گرم:))
به به...روزت مبارک دنتیست مهربون:*
هدفم از نوشتنش نشوندن لبخند به روی لب های شما بود.
مرسی نلی جان :-*
باران ...
سلام 
فعلا بگم که :
 روزتون خیلی خیلی  مبارک 🌹🌹🎂



+
چون الان خارج از هر گونه شوخی 
 دندون درد شدیدی دارم با اجازه تون بعدا میام هم رو منبر هم پستتون میخونم :)
ممنونم 
سلام
فعلا بگم که خیلی ممنون :-)
+ خدا بد نده، چرا؟ 
life around me
روزت خیلی مبارک عزیزم...همیشه سالم باشی و برقرار که بیمارات بهت احتیاج دارن:)
ممنونم اینترن جان :-* خدا تو رو هم واسه مردم حفظ کنه.
معلوم الحال
سلام
خیلی طولانی بود 😁 حال نداشتم بخونم

امیدوارم تبریک سر صبحم به دستتون رسیده باشه.
نرسیدم خودم اومدم بگم.
HDD
HAPPY DENTIST DAY

تا روز دندون پزشک اسلامی و پزشک اسلامی ایرانی که بازم مجبوریم بیایم تبریک بگیم فعلا :)
سلام، نخوندین؟ از دستتون رفته!
تبریک؟ اینجا؟ ندیدم.
Hdd 
 :-)))))))))))
عه شما بودین پارسال هی میومدین تبریک میگفتین. یادم اومد :-)))
مرسی
جناب قدح
سلام

این روز بر سرکار عالی و تمام دندانپزشکان عزیز و بزرگوار گرامی ...  بهترین ها براتون خانم دکتر ...
سلام
باز هم ممنون از تبریکات پیشاپیش و پساپستون :-))
my life
روزت مبااارررک نمک اعظم :**  :))
:-)))
فدای شما
هانیه
روزتون مبارک خانم دکتر منم شاید تو صندلی دندونپزشکی استرس بگیرم ولی مثل این آقا صدام در نمیاد:) فقط هم خدا رو شکر دندون پر کردم 
این آقاهه خیلی بی ادبه! خیلی رو اعصابه!
آفرین به تو
اگه زود به دادشون برسی با یک ترمیم سطحی حل میشه!
:: فروردین ::
سلام روزت مبارک باشه که :))
سلام مرسی
مبارک باشه که؟ :-))
را مگا
😂😂😂😂😂ضمن ارادت به هوتن جان
روزت مبارک دنتیست واقعیی 🌸🌸
انقدر هوتن جان دور و برمون زیاده که!
قربونت دکترجان 😘😘
صبح
روزتون مبارک!
چقدر از دندونا بدگفتین مواظب باشید یهو زبونتونو گاز نگیرن. من از پیوند دهنده قلب ها میخوام که قلب و دندونای شما رو پیوند بده  حتی بدش.
من یبار یه دندونمو کشیدم تا چندوقت دلم براش تنگ میشد.
نفهمیدیم چرا از زن ساکت ترسید خب زن ساکت ساکته بنده خدا قدرشو می دونیم.
ممنون
حواسم هست
این پیونددهنده قلبها رو متوجه نشدم! 
دل تنگی داره مگه؟ :-)))
چون زن ساکت، ساکته ولی داره فکر میکنه چکار کنه که داد مرد رو دربیاره! 
:: فروردین ::
که اینقدر دندون پزشک ماهی هستی ^_^
قربون شما ماهی از خودته عزیزم :-*
مهتا
یعنی دندونی که تحمل داغ و یخ شدن نداره و خال افتاده بهش پوسیده اس؟ :((
روز دندان پزشک مبارک
نه تنها پوسیده است بلکه ممکنه به عصب رسیده باشه پوسیدگیش.
مرسی ؛-)
صبح
چیز مهمی نیست برای دل و دندون گفتم.
باش
باران ...
ممنونم 
دندون عقل ؟/ بی عقل ؟! زده بسرش :|


بی محلی کن بهش! نشد بکشش دورش بنداز! 
فرزانه شین
سلام
روزت مبارک(:
سلام، سپاس :-)
مسـ ـتور
اولین پست طولانی که از شما دیدم (:
خیلی قشنگ نوشته بودید ((:
و پساپس هم روزتون مبارک (((:
من که پست های طولانی کم نداشتم تا حالا! 
دو بار میگم: ممنونم
مهرداد
لیکن من با آنها قهرم .:|
به هر روی روزتان مبارک . :)

باس  فکر کنم باهشون آشتی کنم یانه ؟!!!!
.
.
همچنان که بانو شباهنگ نوشته بودند من هم فکر می کردم این متن برگزیده ای  از  یک کتاب است .
وتعجب نمودم که شما نویسنده این متن بودید.
بسیار مصور و با کشش داستان را به نگارش  درآوردین .آفرین  مشخص هست در  این زمینه استعداد دارید.

چرا؟!
ممنونم

خوشحالم که دوست داشتین. :-)
مسـ ـتور
من سعادت خوندنشونو نداشتم... 
روزایی که فرصت میکنم بیام و بخونم خیلی کمن... 
آخی، ان شاالله به بهترین نحو کنکورت رو بدی و سرت خلوت بشه.
میس تیچر
ولی من ک سالی ماهی یبار میام اینورا الان با چشمای خوابالو خوندمشون باحال بود😃😃
تازشم منم عین این بدبخت هی ازبچگی گیر دندونمم مثلا چندروزپیش رفتم برا روکش گقته دندونت پایین رفته یه کم باید لثه‌تو ببرم هیچی دیگه پدرم درومده از درد اون بریدگی و لثه پدرسوخته😥

روزتم مبارک جان دل😗😗😗
این از کم سعادتی بنده است که شما سالی ماهی یک بار میای اینجا! 😄
آخی میدونم درد لثه چقدر بده، خوب میشه به زودی.
مرسی عزیزدلم 💋
รђคђt๏t :)
سلام روزت مبارک هوپ عزیز :)
ببخشیدیکم  دیر شد😅
اما آرزو میکنم همیشه همینطور بدرخشی :** و
با آرزوی بهترین ِ بهترینا 😊♥️💗
سلام عزیزم، مرسی
با تاخیر هم ذوق میکنم! 
فدای شما به هم چنین شاتوت جان :-)
ریزوریوس ❤:)
روزت مبارک هوپ عزیززز ...
ایشالا قبولی تخصصتو تبریک بگیم ... 
و ایضا عروسیت :دی
مرسی ریزوریوس عزیز ( چقدر اسمت سخته!)
عروسی چی میگه این وسط؟ :-)))))))
مهربان
آقا داستانت عالی بود
گفته بودم تا حالا به دندون پزشک جماعت پول ندادم؟
روزت هم مبارک هوپ جان
 
مرسی، چون توش خون و خونریزی داشت خوشت اومد؟ یا اینکه چون به دندونپزشک ها فحش دادم؟ 🤔🤔
آره و فکر می کنم با شرایط اخیرت هیچ وقت هم پول نخواهی داد، دیگه از آشنا که پول نمی گیرن :-)))))
باز هم سپاس :-)
هانیه
امروز باز نهنگ عنبر 1 رو میدیدم که رویا عاشق اون دندونپزشک آقا خوشتیپ شد یاد این داستان تو افتادم:)
از اتفاق یه عکس با افکت گرفتم چند روز پیش، خود خود رویا شدم :-)))
مهربان
هم چون توش درد و خونریزی داشت هم چون واقعیت های جامعه در مورد پول دراوردن دندونسازا ها رو بیان کردی و هم اینکه یه آسیبی به دندونپزشک محترم وارد شد
البته اگه مرده یه لگد تو صورت دندونپزشکه میزد بیشتر راضی میشدم مخصوصا با پوتین مثلا در حدی که یه لیفورت سه میداد
.
.
هرینه ی دندانپزشکی رایگان منظورت خودت بود دیگه؟ تو واقعا روت میشه از من پول بگیری؟ خدایی
چقدر خوب شناختمت :-)))))
موهاش بلوند بودها، دلت میاد؟! :-))))))


نه خودت رو به اون راه نزن! من که نه، همکار محترمم و شرایط اخیر و اینا [شکلک زبان درازی عمیقی که اپیگلوت و حاشیه هاش رو نمایان میکند!]
مهربان
بلوند اوه مای گاد ...آیکن چشم به شکل قلب
.
در مورد کدوم همکار محترمت حرف میزنی؟ آیکن الهه ی انکار در یونان باستان
اسم اون دوستت رو فراموش کردم راستی
امان از ذاتت!

برو برو خودتو رنگ کن!
کدوم دوستم؟!
نیوزا
ما فقط اونایی که به اندازه کافی از بی حسی استفاده میکنن دوست داریم
منم دقیقا به اندازه کافی بی حسی میزنم نه کمتر نه بیشتر! :-))
مهربان
ذاتم خرابه دیگه
موی بلوتد دوس . خیلی دوس
اینو بگم حالا
داره خودشو میکشه که بزار موهامو رنگ کنم ، نمیزارم :دی
خدایی موی مشکی خیلی بهش میاد . چه کاریه که ملت میرن موهاشونو قهوه ای و بلوطی و فندقی و نمیدونم تنباکویی میکنن؟ انصافا فرق اینا رو نمیفهمم
دوتا رنگ میشناسم یه مشکی یه بلوند
بچه م هنوز دانشجوعه . هنوز توی کارای کاسمتیک اکسپرت نشده

آره به چشم دیدم این ذات خراب رو! 

خب تو نمیفهمی دلیل نمیشه خوشگل نباشه! معمولا اونایی ک میخوان بلوند کنن یهویی بلوند نمیکنن اول از رنگ های قهوه ای شروع میکنن بعد بلوندش میکنن! ولی آره شاه رنگ ها، مشکیه!
اون دوستم رو نفهمیدم کی رو گفتی.
Mahdi
دم هرچقدر دندانپزشکه گرم...
ممنون
:-)
آرزو ﴿ッ﴾
با شرمندگی و تاخیر بسیار، تبریک میگم! :)
و بازم با این داستان خندیدم. نمک اعظمی حلالتون واقعا! :دی
دشمنت شرمنده عزیزدلم.
خیلی ممنون.
فدایت 💋
مهرداد

دکتر هوپ خدا خوب همشون رو دوست نداره فقط خوباشون رو دوست داره.
نه  برادر مهدی 
فقط دم تعداد کمی شون گرم ،فقط دم با معرفت هاش گرم. که خیلی زیاد هم نیستن :) ولی خوب موجودن.
با مهربان موافقم ، خشونت بیشتری باید می داشت، مثلا در حد کوفتگی دماغ با پوتین. دی:
بعد می گفت : ته بپوشان آن شراره های آتش  بلوند ره ، ره ، ره.  دی:

آهان!
اینم نظریه.
چرا تا این حد خشانت آخه؟! :-/ 
آخر کامنتتون فقط :-)))))
مهربان
گفت رنگ میکنم اگه خوب نشد دوباره مشکی میکنم اما گفتم مثل قبلش نمیشه و موهات خراب میشه و خلاصه کلی میچزونمش
برار اول یخورده اذیتش کنم بعدا میگم بلوند کنه :دی
قهوه ای و مشتقاتش اصن جذاب نیس
.
اون دوستت رو میگم که هم اسم یه پرتده س
پسرها و سلایق عجیبشون! :-/

خب تو که یادته، چرا میگی یادت نیس!
مهربان
کلی بهش فکر کردم تا یادم اومد خب
دیگه وقتی ذهن جاهای دیگه مشغول باشه، همین میشه!
زهرا
دوست داشتم داستانت رو جان دلم
ممنون زهرای قشنگم :-*
رهگذر
سلام دیر رسیدم به صندلی داغ 
ولی دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
سوال : بدترین آدمی که میشناسینش و ازش بدتون میادو در نظر بگیرین . حالا فک کنید جای اونید و قراره به طرف مقابلو (خودتونو) بکشین ؟ از چه روشی برا قتل خودتون استفاده می کنین ؟ میذارین قبل کشتن (خودتون) چند کلمه حرف بزنه یا سریع کارو یک سره میکنین ؟ 
اگه قرار باشه اون از خودش دفاع کنه یا کاری کنه (یعنی خودتون) از چه روشی استفاده میکنه برای دفاع یا چیکار میکنه ؟ (یعنی خودتون بدون اینکه به خودتون باشین) 
سلام جناب
بسته شد دیگه پست صندلی داغ!
چه سوال عجیب غریبی! :-/
میذاره حرف بزنم و با سیانور میکشتم که سریع بمیرم!
خودم بدون اینکه به خودم باشم؟! هیچی سیانور رو میکنم تو دهان خودش! :-))(
پریسا ..
وای ولی من اصلا دندانپزشک ها رو دوست ندارم :(‌(آیکن ریختن عرق شرم و یادآوری خاطرات وحشتناک کودکی و گرفتن دلشوره حتی با استشمام بوی میخک)

خودت بچه بودی دندانپزشک ها رو دوست داشتی؟ :)
اشکال نداره! خیلیا دوستم ندارن :-))))
نه اصلا دوست نداشتم! ولی فراری هم نبودم ازشون.
زهرا
وا ..چرا صندلی داغ رو بستی ؟
من تازه امشب وقت کردم بیام درست و درمون بخونمش بالام جان

حالا سوال من اینکه شما کدوم یکی از دوستای وبلاگیتو خیلی دوست میداری ؟ (ایکون بدجنس بودن و ایکون زورت مبارک :-))   )
چون قرار بود این پست فقط ٢٤ ساعت بمونه ولی با این حال من ٤٨ ساعت نگه اش داشتم و مسئول این چالش ازم خواست ببندمش.
زورم مبارک؟
نمیتونم بین تو و فریبا کسی رو انتخاب کنم! :-)
صبح
سلام
قسمت نظرات پست بالایی بسته بود مجبور شدم اینجا بنویسم.
خواستم بگم ببخشید اگه گاها حروفو غلط مینویسم. گوشی چشمامو اذیت میکنه این میشه که کم دقتم.
سلام
خواهش میکنم متوجه نشدم.
یه سوالی الان واسه من ایجاد شد. شما غیر از اینجا کدوم وبلاگ ها رو میخونین؟ قوی باش رفیق رو از کجا پیدا کردین؟ 
صبح
زیاد میخونم مثلا ماری جوانا. الی. rezasr2. همراز. be happy که حذف شده
چندتای دیگه
بسیار عالی!
صبح
یادم نیست چطوری پیدا کرم فکر کنم از وبلاگ 
lifeahead بود
جالبه ممنون
مهرداد
دکتر هوپ  پست جدید بذارین خوب.
تنبل.
جدی تنبل شدم ها. باشه حتما
x
جواب سوالت هوپ جان : بله , حدست درست بود . 
چون رشته ات خیلی به این حیطه مربوط نبود، تعجب کردم!
x
اره خودمم هنوز متعجم چجوری شد ؟! 
هیچ وقت فکرشو نمی کردم
د آخه الان من کنجکاویم گل کرده دقیقا چیکار میکنی! :-)))))))
مبارکت باشه، معلومه شغلت رو دوست داری
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan