اینجا همه چی درهمه! (٧)

  • ۱۰:۵۵

این شما و این هم پستی دیگر از سری پست های از هر وری دریِ من ( وقتی چند روز ننویسی و کلیدواژه ها روی هم تلنبار بشن، همین میشه دیگه!):


زیقو- شکر خدا که از دوره ی کراش داشتن روی بازیگر و مجری و فوتبالیست دراومدیم و رو به نمونه های حی و حاضر آوردیم. نجم الدین شریعتی رو که می شناسین؟ مجری برنامه سمت خداست و الگویی که همه مامان های ایرانی روش کراش دارن و دوست دارن دامادشون شبیهش باشه. بعد چند ماه پیش تو فرودگاه مشهد یه آقایی با لبخند فوق ژکوند اومد نزدیکم و بعد از کنارم رد شد که نصف من بود هیکلش! حالا یا قد و قواره من خیلی بزرگه یا رزولوشن تلویزیون زیادی بالاست. تا توی هواپیما داشتم فکر می کردم کجا دیدم این بشر رو که یادم اومد: در سمت تو ام، دلم باران، دستم باران، دهانم باران... 


ان - پارکینگ آسفالت نشده و زمینش خاکی بود. استارت زدم و آروم از جای پارک بیرون اومدم. آخرهای شب بود. سه تا از این پلیس ها که سر چهارراه ها می ایستن و لباس سفید می پوشن هم داشتن میومدن تا ماشینشون رو بردارن. از کنارشون رد شدم. پسر پلیس جلویی یک دفعه گفت: خانوم تو رو خداااا آروم برو چش و چالمون رو پر از خاک کردی! و به هم قطاری هاش نگاه کرد و زد زیر خنده! می خواستم بگم: یخ نکنی سرکار! با دنده یک خاک بلند میشه که خاکی شدی؟ ولی فقط پوکرفیس نگاهش کردم و رد شدم.


دو - خاله دندون هات خیلی خرابه، همشون رو کرم خورده. چرا مسواک نمی زنی تو؟

دخترک به مامانش نگاه کرد. بعد به من خیره شد و گفت: مسواک ندارم! مامانم واسم مسواک نمی خره.

سر و وضعشون بد نبود. با حالت سوالی به مادر نگاه کردم که آره؟ 

هول جواب داد: نه خانوم دکتر! مسواک براش می خرم هی گمش می کنه. دخترم چرا الکی میگی؟

دختربچه می خنده. من هم می خندم: همین الان برین از داروخونه یه مسواک خوشگل براش بخرین. 


 توخواَ - این دختربچه ای که در موردش گفتم خیلی لوس بود رو یادتونه؟ (پاراف ٦) بعد از اینکه چند ماه پیش دو بار اومد پیشم و هر بار یک ساعت من رو مچل خودش کرد و اجازه نداد واسش پالپو کنم، هفته ی قبل رفته بود یکی دیگه از مراکز بهداشت و اونجا هم همین بامبول رو درآورده بود. بعد مامانش دستش رو دوباره گرفت اومد که گفتن شما می تونی فقط و از دخترم قول گرفتم اگه بذاره واسش کار کنین براش تولد بگیرم. نگاه به بچه کردم و دیدم نه این همون دختر چند ماه قبله که مظلوم خوابید زیر دستم ولی بعد محشر کبری به پا کرد: من واسش کار نمی کنم متاسفم.

-عه خانوم دکتر قول داده دخترم

-خانوم محترم به قول دادن نیست. بچه چار سال و نیمه که درکی از قول نداره. دخترتون به شدت غیرهمکاره و باید بره اتاق عمل و تحت بیهوشی واسش کار بشه.

-خب هزینه اش رو نداریم.

-خب ما هم امکانات اتاق عمل رو نداریم و من هم متخصص اطفال نیستم!

-تو رو خدا حالا این دفعه قول میده بخوابه.

-نه! همین چند روز پیش رفته پیش همکارم و اجازه کار نداده. تو چند روز که معجزه نمیشه.

دوباره من بودم و مکالمه ی بالا که چندین بار تکرار شد با همین کیفیت. بعضی وقتا دلم میخواد از دست یک سری از بیمارها جیغ بزنم که هر چقدر توضیح میدم درک نمی کنن و باز حرف خودشون رو می زنن. بالاخره زن رفت. نیم ساعت بعد داشتم تلاش می کردم دندون پره مولر (شماره٤) دختری که میخواست ارتودنسی کنه رو خارج کنم که دخترک لوس با پدرش وارد شد و اصرار پشت اصرار ولی من باز قبول نکردم توی این حجم شلوغی مرکز وقت خودم و بقیه بیمارها رو الکی بگیرم و دختربچه نذاره کار کنم واسش. پدرش داد زد: به درک! و درب رو محکم زد بهم و رفت. 

نگاهم چطوری بود؟ همون پوکرفیس معروف! 


کَتْخ - داشتم سعی می کردم یه جای گیر توی دندون که به شدت پوسیده بود، پیدا کنم تا نیرو وارد کنم و بکشمش. مقاومت می کرد و خرد می شد و پایین می رفت. خم شدم روی دندون و گفتم: من روی تو رو کم می کنم، درِت میارم! هنوز واگویه ی ذهنی ام تموم نشده بود که خرده های دندون با خون و بزاق بیمار توی صورتم پاشید. قشنگ خرده هاش رو زیر پلکم احساس می کردم. سریع ماسکم رو درآوردم و صورتم رو شستم. چند بار زیر شیر آب پلک زدم و برگشتم: ایشالا که این پیرمرده مرد خوبی بوده باشه در زندگیش و من مریض نشم!

با حرص بیشتری تلاش کردم دندون سرتق رو دربیارم؛ لق شد و برای تکمیل اذیت هاش پرید توی حلق بیمار! پیرمرد با کلی اخ و سرفه دندونش رو تف کرد بیرون. 

دندون سرتق لجباز!


سَنک - دختربچه رو معاینه کردم و فرستادمش بره. سرم خلوت شد. رفتم اتاق پزشک. بعضی وقت ها کیس های باحالی پیدا میشه لابه لای بیمارهاش. همون دختربچه و مادرش توی اتاق پزشک بودن. حواسم به مکالمه شون با دوستم جلب شد: یه شامپو می نویسم واسش. یه بار امروز سرش رو باهاش بشوره. یه بار یه هفته دیگه.

-خانوم دکتر استفاده کردم فایده نداشت.

-فلان کارو کردی؟ 

-بله

-بهمان کار رو؟

-بله

-خب باید موهاش رو کوتاه کنین و با شونه ی مخصوص موهاش رو شونه کنین تا شپش ها رو دربیارین.

شپش! منو میگی؟ گرخیده بودم. اخیرا این اطراف شپش زیاد شده، خصوصا بین بچه مدرسه ای ها. خوب شد بچه هه رو نخوابوندم واسش کار کنم ها. :-/


سیس - در ماه می تونیم تا دو ساعت دیر بریم و زود بیایم. بعد همیشه اوایل ماه سریع این دو ساعتم تموم میشد و تا آخر ماه دست به عصا حرکت می کردم. ولی الان آخرای مرداده و من هنوز ٤٥ دقیقه از دو ساعتم مونده. انقدر خوبه که صبح ها بی استرس حاضر میشم. امروز حتی یک ربع بیشتر خوابیدم. ظهرا هم ده دقیقه یک ربع زودتر انگشت می زنم میرم. چیکار کنیم ما معمولیا لاکچری بازی هامون در این حده!!


  • ۳۰۱
کاکتوس ..
چه عددای فرانسه ی لاکچری ای 😅😍
تو هم که عشق فرانسوی! 
سه رو درست نوشتم؟
معلوم الحال
سلام سلام
باز معلوم اومد سوال بپرسه :))
اِهِم اِهِم
در باب مورد deux: شما توی مکاتبات علمی و بین همکاری تون به کرم خوردن چی میگین؟ 
مورد trois: واقعا لازم میشه بچه رو بخوابونین (بیهوش کنید) و براش کار کنید؟! نمیشه با چکی، لگدی، نیشگونی چیزی بچه رو به راه آورد؟
سلام بر معلومی که همه چیز براش مجهوله!
دنتال کَریز (dental caries)
بله اگه بچه همکاری نکنه و سنش کم باشه لازمه. کتک بخورن بدتر میکنن که. راحت بیهوش میشن یک ساعت و همه دندون هاشون درست میشه و هیچ خاطره بدی هم پیدا نمی کنن.
♫ شباهنگ
به چه زبونی شمردی؟
فقانسه! :-))
آرزو ﴿ッ﴾
آرام‌بخش خوراکی‌ای چیزی نیست که به این بچه‌ها داد که کمتر اذیت کنن ولی نیاز به اتاق عمل هم نداشته باشن؟ 
این پیرمرده رو خوندم یه مورد دیگه به نگرانی‌های عجیبم اضافه شد، قورت دادن دندون :|

شماره‌گذاری کجاییه؟ :)
هست ولی اینجا امکاناتش رو نداریم. بیشتر الان رویکرد اتاق عمل رو دارن تا روش های دیگه.
نذاشتم قورت بده که :-)))))
فقانسوی :-))
مهربان
حاجی حالا اچ آی وی مثبت شدی عیب نداره که ...تو بیماری، مجرم نیستی . نیازی نیست داستان تخیلی از خودت بسازی . در ضمن با ساختن و پرداختن این داستان عمیقا مهارت های ناچیزت در اکس کردن دندون رو به نمایش گذاشتی
آره راحت میگم از بیمارم گرفتم بقیه هم باورشون میشه! 
از اتفاق دندونش جراحی می خواست ولی بدون جراحی خارجش کردم. دیروز هم دو تا دندون یه خانومه رو کشیدم تا تموم شد باورش نمیشد میگفت چند جا رفتم گفتن جراحی می خواد ترسوندن من رو!
بعله 😎😎
مهربان
و اما در مورد شپش
ما واسه مریضامون زحمت میکشیم و با  گال و شپش و ساس دست و پنجه نرم میکنیم
ما از خود گذشته ایم ....مثل شما لاکچری ها نیستیم ،حتی لاکشری یا لوکسوری که بگیم اخ و پیف و من فقط زیبایی کار میکنم
اره داداچ ما پزشکیم دلسوز جامعه
داداچ خوبه خودت دیدی پاراف بالایی در معرض هپاتیت قرار گرفتم! این شپش رو هم که من تشخیص نمی دادم داره، ممکن بود منم بگیرم. قضیه گاز گرفتن بیمارها رو هم که گفتم بهت.
لاکچری فقط رها رادفر، تو این دهکوره لاکچریم کجا بود؟

من ...
خانم دکتر به فغانسه میرود‎:D
کاش می رفتم و برنمی گشتم خدایی :-)))
دکتر محیصا
انقدر از این مورد توآ و اعصاب خوردیاش دیدم خوندمش تا مغز استخوون حرص خوردم ... عهههه😑😑😑😉😉😉
وقتی می گیم نمیشه فکر میکنن فقط به نفع خودمون داریم حرف می زنیم، عدم درک این مسئله من رو عصبی میکنه!
معلوم الحال
ممنون بابت اطلاعات کپسولی تون
میگم یک رو اون/عون/ئون/une مینوشتید بهتر نبود؟ 
کپسولی چیه؟ انقدر جامع توضیح دادم! شما ویزیت پرداخت کردی؟!
پرسیدم از کاکتوس گفت ان درسته عوضش کردم
مهربان
رها رادفر که بزنم به تخته هم مریضاش لاکشرین هم خودش
مثه قالی کرمون میمونه.پسرش هم سن توعه اما تو و اونو برارن کنار هم ....
بگذریم .
میگما در جریانی که اگه اچ ای وی مثبت بشی دیگه حق اقدامات مداخله ای نداری؟
پسرش بیست سالشه کجا هم سن منه؟ 
و همین طور اگه هپاتیت بگیرم!
میخوای زبونت رو گاز بگیری؟  :-/
مهربان
تو میگی از مریضم اچ ای وی گرفتم بقیه هم میگن آخی طفلکی
اما بعدش یه لبخند زیرپوستی میزنن که خودتی
طلا که پاکههههههه چه منتش به خاکه!
جوابت رو هم میدونم هوای تهران ربطی به من نداره!!
علی
اصلا جای هیچ گله ای نیست چرا که شما مطالبتون واقعا گران بهاست
ممنون :-)
آسـوکـآ آآ
شماره گذاریتونم لاکچریه آخه شما :دی
:-)))))
لاکچری در نگاه شماست!
divane !!
اون مورد پیرمرده باعث شد بازم فکر کنم حتی رکتال اگزم هم از این مورد تمیزتره...
آیکون ایش ایش دندونپزشکا:))))))

من اینقدر این پست های اینجا همه چیز درهمه رو دوست دارم یاد بچگیا میوفتم هفته ای یه شب سریال میذاشت با ذوق منتظر میموندیم نگاه کنیم:)
منظورت تی آره؟! عمرااااا چیه دستت رو بکنی جایی که نباید؟ :-/

وای عزیزم مررررسی، خوشحال شدم :-)
آقای صاد
هیچیه زیقو به عدد یک نمیخوره! D:
چون یک نیست! همون زیروعه: صفر!
برنا
آخ آخ...یاد دوران جوانی افتادم که کلاس فرانسه میرفتم....اونم با چه معلمی.....
مراقب خودت باش یه وخ چیزیت نشه :))
من که میگم دندون و لثه و خون و پاچیدن روی صورتو ...ول کن، برو یه کار دیگه بکن. مریض هم نمیشی، شپش هم نمیگیری، گاز گرفته هم نمیشی...(این تیکه آخرش منو یاد همه فیلهایی میندازه که وقتی کسی گاز گرفته میشه بعدش یه بلایی سرش میاد. یا زامبی میشه، یا وایت واکر میشه، یا اسپایدر من، یا تموم میشه)
در مورد دیر اومدن...دیدی چقدر کیف داره؟ منم یه روزایی دو ساعت تا دو ساعت و نیم دیر میام...آیا حال میده....آی حال میده....
من بچگیم دو سه جلسه بیشتر نرفتم، حلق درد گرفتم!
چشم
چه کاری مثلا؟ شغل دیگه ای بلد نیستم.
عه پس تو هم گات رو دیدی؟
خب اون دو ساعت دو ساعت و نیم خیلی لاکچری طوره من نمی تونم :-/
مصطفی فتاحی اردکانی
عه فرانسوی ها هم مثل ما به دو میگن دو
نه اونا میگن: du
معلوم الحال
چار کلمه توضیح دادی شد جامع؟ :)) باید با رسم شکل توضیح بدی
ویزیتم به کارتتون ریختم د:
* چون کاکتوس گفته دیگه من هیچی نمیگم! ولی آن، "ن" ش هم تلفظ چندانی نمیشه. نَزَل(تو دماغی)یه :)) 
بله! اسمش رو گفتم دیگه توضیح اضافی تو عمو گوگل!
عجبببب، بله استاد کاکتوس گفت
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
اولش داشتم فکر می کردم زیقو یه چیزیه شبیه ریقو!!  بعد تازه ربطش هم دادم به خاطره‌ای که نوشتی:/
اصفهانی باید باشی احتمالا :-)))))
عالی بود کامنتت، مخصوصا قسمت ارتباطت با پاراگراف
صبح
همانطور که شما جواد قارایی رو نمیشناسین  منم نجم الدین شریعتی رو نمیشناسم. مگه چجوریه که مادر ها دوست دارن همچین دامادی داشته باشن؟
وای گیرین رو این جواد قارایی ها! مجری یه برنامه مذهبیه، جوون آروم و خوبی به نظر میرسه.
صبح
اگه فرق بین ریقو و زیقو رو هم بگین خیلی خوبه
کلا دو تا مقوله متفاوتن ربطی ندارن به هم.
زیقو یعنی صفر به فرانسوی
ریقو یعنی آدم ضعیف و بی جون
ریحانه
حالا باز یه راه در رو تو داری میگی از مریضم گرفتم خخخخخ
به هیچ عنوان حرف منو قبول نمیکنن که تو رادیو نیدل شدم :))
خو مگه اصلا امکانش هست تو هم نیدل بشی؟! :-))

آقای صاد
بعدش که نظرم ارسال شد متوجه کند ذهن بودنم شدم ولی گفتم به یادگار بمونه :)
کاری به کندذهن بودن نداره، سوال بوده دیگه
رادیو
اقا در مرکز ما امکان نیدل هست بلهههه
ما هم لاکشری هستیمممم :))
این پرینتای سونو را با سوزن ته گرد میزنیم تو ریپورت !! یعنی اینقدر مفلوکیم که منگنه نداریم 
:-)))))))
ما با این درجه محرومیت مرکزمون منگنه داریم شما که رشته تاپین چرا دیگه؟ 

Reyhane R
 فقط مورد چهار یا همون کتخ!
😐😐😐
دیگه چکار کنیم اینم از سختی های شغل ماست!
ریحانه
روز پزشک مبارککککک:)

:-))
روزت مبااارک
ماهک
سلام. چرا عینک نمی زنید؟
سلام سوال خوبیه
باید بزنیم ولی گوشم اذیت میشه یک
دو دیدم کم میشه 
حامد سپهر
سلام ببخشید با چند روز تاخیر روز پزشک رو خدمتتون تبریک میگم و براتون آرزوی موفقیت میکنم:)
سلام خیلی ممنونم لطف دارین
هانیه
چه شماره های باحالی ولی تلفظ شون خیلی سخته
اوهوم کلا تلفظات فرانسوی سخته
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan