هوپ و بیماران در هفته ای که گذشت. (٤)

  • ۲۳:۵۱

اِی- بالاخره به آرزوی قلبیم رسیدم و اولین نقاشی رو از یکی از پسربچه های گوگولم گرفتم. جلسه دوم کارش دو تا نقاشی گرفت دستش و با خجالت داد دستم. عزیزززززم. منم وسط نقاشی های دیگم چسبوندمش به پانل.


بی- لا به لای مراجعه کننده هام بیمارهایی میان که شاخ درمیارم؛ مثل مرد جوونی که دفعه دومی که اومد پیشم یک تغییر عمده کرده بود، بله ایشون بین موهاش مش طلایی درآورده بود. بسیار شیک و مجلسی!


سی- درسته ماها به بوی بد دهان بیمارها عادت کردیم ولی از طرفی خارج از مطب هم بوی عفونت دهان رو سریع تشخیص می دیم و این خیلی بده. مثل اون آقای فروشنده که رفتم ازش آستین یک بار مصرف بگیرم و داشتم خفه می شدم وقتی حرف می زد، مثل اون پسر مهربونه آقای الف که هر بار دلم می خواد بهش بگم یه فکری به حال خودت بکن و اون خانومه که تو اتوبوس بغل دستم نشسته بود و از نفس کشیدنش حالم بد می شد.


دی- امید به زندگی رو در زنی ٤٢ ساله با پریودنتیت شدید ( بیماری پیشرفته لثه) دیدم که برای مراقبت پیش از بارداری اومد پیشم و بهش گفتم همه ی دندون هاش رو باید بکشه. هنوز که هنوزه درک نکردم چی میشه که یک زوج پول درست کردن یک دندون رو ندارن ولی به فکر بچه دوم و سوم میوفتن؟!


ای- کودک روی یونیت خوابید، بی حسی اش رو زدم. خیال مادرش راحت شد و نشست رو به روم. خواست سر صحبت رو با من باز کنه: آدم سر بچه اش خیلی می ترسه، بچه داری خانوم دکتر دیگه؟!

سرم رو از دهان بچه اش درآوردم و گفتم: چییی؟! والا من مجردم! 

معمولا اول می پرسن متاهلی یا نه؟! 


اف- بی حسی پیرمرد رو زدم و نشستم منتظر تا اثر کنه. - خدا خیرتون بده خانم دکتر.

-ممنون

-شما نباشین ما می میریم!

-نه دیگه خدایی، کسی از دندون درد نمی میره که! می میره؟! 

-ولی از کار و زندگی میوفته. 

-اممم، آره خب...


جی- سرنگ رو برداشتم و به سمت دهان زن بردم.

از جا پرید: بدون بی حسی نمی شه؟ 

-اذیت میشی. 

-نه خانم دکتر تحمل می کنم. قول میدم.

-پس پای خودت اگه دردت گرفت.

زن تحمل کرد و آخ نگفت. حین ترمیم چندین بار با تعجب پرسیدم مطمئنی درد نداری؟ 

آخر ساکشن رو درآورد: خانوم دکتر کسی که زایمان طبیعی کرده باشه، این دردا واسش چیزی نیس که!

اون لحظه قانع شدم ولی بعد یاد زن هایی افتادم که میان التماس می کنن قبل بی حسی واسشون ژل بزنم ولی من زیر بار نمی رم! :-)))


اچ- تجربه ی کوتاهم نشون داده که بچه ای که از بین در باز به من و بیمار قبل از خودش با فضولی نگاه می کنه، بلاشک فوق غیرهمکاره. انقدر دخترک اذیت کرد که مامانش زد توی گوشش و داد زد: دو تا شیکم زایدم قد تو جیغ نزدم که تو جیغ زدی امروز! 

البته که دندون دخترش رو کشیدم ولی خودش وقتی خوابید، بی حس نمی شد و به قدری جیغ و داد و ناله کرد که من هر لحظه منتظر بودم بچه سومش هم به دنیا بیاد. آخرش هم نذاشت واسش بکشم! :-/


آی- همیشه به حافظه ی تصویری خوبم( برخلاف حافظه ی اسامی افتضاحم) می بالیدم. ولی انقدر مریض دیدم و انقدر کشیدم و انقدر پر و عصب کشی کردم که تا کسی حداقل دو سه بار نیاد پیشم یادم نمی مونه قیافش. این طوری میشه که طرف میاد اصرار می کنه که به خدا خودت کشیدی ولی من انکار که الکی نگو دفعه اوله می بینمت. بعد که توضیح میده دندون فلان طور بود و اینا یادم میاد و میگم آرهههه. کسی که چشم هاش استرابیسم ( انحراف) داره دیگه خیلی خاص باید باشه، ولی باز هم یادم نیومد: خدا خیرت بده خیلیییی خوب کشیدی واسم. یادت نیست گفتم دارم میرم راهپیمایی اربعین، بکش برم درد دارم؟

یه چیزایی یادم اومد: آهان آره آره.

-انقدر پیش امام حسین دعات کردم که نگو.

شاد شدم: مرسی... 


جِی- چرا دلم واسه یک سری می سوزه؟! بچه با درد اومده و تابلو بود غیرهمکار دو منفیه! ولی باز هم خوابوندمش و اون هم نامردی نکرد و حین تلاش برای گذاشتن دهان باز کن، به شدت دستم رو گاز گرفت. انگشتم تا دو ساعت بی حس بود و  هنوزم جای کبودیش هست! آخر مجبور شدیم مامانش رو بخوابونیم روی یونیت تا بچه رو بغل و کنترل کنه و من تند تند عصب کشیش رو کامل کنم. سر و کله زدن یک ساعت و نیمه با این بچه کافی بود تا انرژی کل روزم بیاد پایین. بیمار سوم هم یکی بود بدتر از اولی. به قدری حالم خراب شده بود که دو بار قهر کردم وسط کار و گفتم دیگه کار نمی کنم. وقتی دوباره برگشتم و تلاش می کردم نوار رو دور دندون بچه ی سرتقشون ببندم که پر کنم برن و راحت بشم، هم زمان با جیغ و داد بچه، مامانش با صدای بلند قربون صدقه اش می رفت. سر درد گرفته بودم. سرم رو بلند کردم: خانم محترم به اندازه ی کافی بچتون تو گوشم داره جیغ می زنه، لطفا شما ساکت باشین وگرنه بیرونتون می کنم! زن ساکت شد و رفت یه گوشه نشست! 

بی اعصابم خودتونین! 


کِی- قبلا گفته بودم بهتون که لطفا وقتی می رین دندونپزشکی توی چشم دندونپزشک خیره نشین، نه؟ فکرش رو بکن بیمار مرد جوونی داشتم که هنوز روی یونیت نخوابیده، من از نگاه هیزش معذب بودم. کل مدتی که واسش کار می کردم هم بدون از دست دادن یک ثانیه توی چشم هام زل زده بود. چند بار اومدم بهش بگم لطفا چشماتون رو ببندین ولی نتونستم. به خودم قول دادم دفعه بعدی همون اول کار بگم ببند چشاتو! :-/


اِل- مراجعه کننده ی آقایی دارم، خوش قد و بالا و چهل یکی دو ساله. اولین باری که اومد واسش دندون بکشم با بی اعتمادی بهم نگاه کرد و دراز کشید ولی بعدش مریدم شد! طوری که باز هم اومد و دو واحد ونیر! (بله من با کامپوزیت های طرحی هم ونیر زیبایی می کنم. البته به بیمار میگم جنس کامپوزیت ها به خوبی مطب ها نیست ولی انقدر ارزونه که قبول میکنن دیگه) و دو تا ترمیم دیگه هم واسش انجام دادم. هر جلسه اصرار می کنه اینجا مطب بزن و برنگرد شهر خودت و این صحبتا. جلسه آخر لا به لای حرفاش گفت که دکترای نمیدونم چی دارم و قبلا کنکور دندونپزشکی فلان شهر قبول شدم و نرفتم. امروز پایان شیفتم که له و لورده بودم، خانوم نون با شیطنت اومد و گفت: آقای فلانی بودها. 

-خب

-دقت کردین دیروز می خواست توجهتون رو جلب کنه؟!

سرم رو با خستگی بلند کردم: نگو که...

-آرهههه مجردههههه! 

خیلی کلک شده خانوم نون. قیافه ی نالانم رو که دید غش کرد از خنده: الکی گفتم خانوم دکتر! دیدم خسته ای خواستم سر به سرت بذارم.

حیف که دوستش دارم وگرنه می خوابوندمش و حداقل دو تا از دندونهاش رو می کشیدم تا دیگه از این شوخیا با من نکنه.

  • ۳۹۹
آسـوکـآ آآ
چقدر تو این هفته بی اعصاب بودی دکتر جان 😀
( حق داری البته ❤)
یکی از سخت ترین هفته ها رو گذروندم. خیلی از اذیت ها رو هم ننوشتم از بس تکراری بوده.
مهدی رنجبر
یه سوال، شمام شروع میکنید با بیمار حرف زدن وقتی دهنش پر چیز میزه و بازِ بازه؟ 
نه من اینطوری نیستم. با بیمار حرف هم بزنم منتظر جوابش نیستم.
معلوم الحال
اچ - :))))

میبینم که سیستم نمره دهی تون داره برمیگرده به حروف الفبا :) پست بعدی لابد قراره حروف ابجد باشه و بعدترش هم اون اعداد عق وجق شعر وزین دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده ست: آن مان نباران دو دو اسکاچی آنی مانی کلاچی !!!
دو تا پیشنهاد بسیار مناسب دادی، مچکرم :-)))
simu lator
کی:داشتم فکر میکردم آخرین بار که رفتم دندون پزشکی کی بود!
اصلا یادم نیومد:)
فقط یه تصویرهای مبهمی توذهنم هست از یه آقای دندون پزشک که بقدری جذاب بود که قبل رفتن روی یونیت چشامو میبستم:))
:-))))
کاش همه مثل شما اهل پیشه کردن تقوای الهی بودن!
ملکه بانو
سر اچ کلی خندیدم!
خیلی صبوری. اینجا دکترا رسما بچه‌هایی که همکاری نکنن رو رد می‌کنن.
خدا بر صبر و حوصله‌ات بیفزاید مادر! :))
راستش رو بخوای به قدری بچه ها اذیتم کردن که پشت دستم رو داغ کردم بچه های غیرهمکار قبلی رو دوباره پذیرش کنم. اعصابی از فولاد میخواد و منم متاسفانه خسته شدم :-)))
tiktik tiki
چقدر من صراحتتو دوست دارم اونجایی که به مامانه گفتی شما ساکت شید لااقل:دی
چاکر شما! کار کردن از من یه هوپ دیگه ساخت...
حامد سپهر
اون میش وسط موها تا اون شهرها هم نفوذ کرده!!
۴۱ ساله!! پس باید ما هم امیدوار باشیم :)))
آره بابا، تا اونجا هم اومده...
مریم y.
+: هیچگاه با یک دندانپزشک خسته شوخی نکنید :D
هرگز، عمرا و هیچ گاه!
فتل فتلیان
مورد g و h برام جالب بود
حس میکنم مثل مورد جی رو یجا دیدم ولی یادم نمیاد 🤔
خاطره مال خودمه و تامام!
جناب قدح
سلام خانم دکتر :)

میگم با چیزایی که تعریف میکنی آدم دلش میخواد دندونپزشک بشه ! باور کن

واقعا اگه این خانوم "ن" نبود شما چیکار میکردی ؟:))
سلام 
دقیقا با کدوماش؟ من که خیلی میام غر می زنم :-)))
خدا حفظش کنه، یکی از دلایل تحمل شرایط سخت طرحم حضور اونه.
مهربان
من از همین تریبون بوسه میزنم بر لب و دهان و حتی دندان اون توله جن هایی که انگشت تو رو گاز میگیرن

درسته که دکتری و محرم، ولی دلیل نمیشه به بچه مردم در این حد نزدیک بشی! 
منتظر امضام هنوز
pary daryayi
(((: راجب هرکودوم کلی حرفداشتم به تهخش میرسم هه رو یادم میره
_من هروقت میرم دندون پزشکی چشاموباقدرت تمام فشارمیدم روی هم و حتی یه لحظه هم نمیتونم دکترو نگاه کنم بعضیا چطوری میتونن اخه:

به به ببین کی اینجاست! 
من هم یا چشمام بسته است یا افق رو نگاه میکنم...
صبورا کرمی🦄
وای هوپ چقدر بعدا عا دلت تنگ میشه...

خانم نون 😁
ایشالا بعدا توی کلینیک و مطب شخصیم هم بیمارهای پرماجرا پیدا میکنم.
آقای صاد
هاهاهاها D:
:-|
ماهک
سلام خانم دکتر هوپ جان
از وقتی خوندم تو نوشته هاتون که خانما سبیلاتون رو بزنید برق نزنه با وجود این که بورم و کم مو کلی قبل دندون پزشکی رفتن ،تو زاویه های مختلف نگاه می کنم نکنه یه تار مو از دستم در رفته باشه :)
دیگه این که موقع کار دندونپزشک کامل محکم چشمامو می بندم حالا جالب اینه که برای جراحی دندون عقلم رفته بودم که خانم دکتری شکسته بودش و ریشه اش مونده بود. آقای جراح می گفت چشماتو باز کن. هی از اون اصرار از من هم با دهن باز یه صدا در آوردن شبیه ههههه یعنی نه نه :)
آخه حساب کن با روپوش آبی و کلاه آبی و ماسک و یه اسکارپل تییییییییییییز بالا سرت ایستاده باشه کسی :)) ترجیح می دادم نبینم اون اسکارپل داره میره تو دهنم .
آخر این که ونیر یعنی چی؟ :)
سلام عزیزم
آفرین بر تو، من فقط بتونم روی خواننده هام تاثیر بذارم و اون ها هم برن به بقیه بگن، رسالت وبلاگم انجام شده :-)))
من هم جات بودم ترجیح می دادم چشامو ببندم. بعد باز کنم ببینم تموم شده.

ونیر کامپوزیت ترمیم زیبایی معمولا دندون های قدامیه که یک لایه نازک کامپوزیت برای اصلاح بدشکلی و بدرنگی و یک دست سازی دندون ها بهش اضافه می کنن.
نوا ...
جدی به کجا نگاه کنیم موقع کار رو دندونمون خانم دکتر؟ من به سقف و مانیتور و دست دندونپزشک می‌نگردم معمولا. یه وقتایی هم چشمامو می‌بندم. بعد می‌ترسم خوابم ببره. :| و فکر می‌کنم زشته. حالت بی‌احترامی و مسخره‌بازی داره. نداره؟ :|

عاشق اینم که شغلت تهدیدِ مخصوص به خودشو داره. می‌خواستم بخوابونمش دندوناشو بکشم. :)))
کار درست رو انجام میدی. به همه جا الا چشم دندونپزشک که به شدت تمرکزش بهم میخوره. خوابت نمی بره نترس ؛-)))
کلی از دوستای غیر دندونپزشکم رو اینطوری تهدید کردم و ترسوندم! :-)))))
pary daryayi
((('*من همیشه اینجاهستم و میخونمت
ای جان ^_*
** سیلاک **
من اتفاقا به همه جا رو نگاه می کنم جز خوده دکتر .. حتی خانم هم باشه دوست ندارم نگاش کنم کل صورتش که ماسکه دو تا چشم معلومه که اونم از تو مردمکش کل احما اجزای دهن خودمو می تونم ببینم که دیگه نیگا کردن نداره .. 

نه خسته دکتر جان ^__^
همینو بگو به چی نگاه میکنن، من درک نمیکنم! البته یک سری از ترسشون به چشمام خیره میشن تا حرکت بعدیم رو حدس بزنن. 
ممنونم :-)
پاپیکا
در مورد نگاه . من برای عصب کشی 2-3 سال پیش رفتم درمونگاه نوبت یه خانم دکتر میخواست بهم بده گفتم نمیخوام نوبت دکتر آقا بهم بده . معطل شدم ولی بهتر بود .
الزاما تا وقتی دکتر همجنس هست معنی نداره آدم پیش دکتر جنس مخالف بره . دله ، متاهل و مجرد نمیشناسه ، سن و سال هم نداره .

و اینکه نوشته های شما به عنوان یک دندانپزشک واقعا کمیابن و خواندنی.
راستش زیاد با نظرتون موافق نیستم ولی قابل احترامه.
سپاس :-)
هانیه
سلام هوپ من همیشه سعی کردم تو دندونپزشکی وقتی دکتر کار می کنه چشم تو چشم زیاد نشم یعنی زل نزنم بهش برعکس دکتر میگه برگرد طرف من دکتر به خاطر کارش مجبوری زل بزنه به صورت آدم کلی خنده دار میشه:)
مورد آقایی حدود 40 سال سن می گفت  به خاطر شغل ام دختر 17 ساله رو بخوام میدن اعتماد به نفس اش ستودنی بود:)))
سلام عزیزم
خب گفته برگرد طرفم نگفته ک به چشمام نگاه کن :-)))
یک سری از آقایون گوله ی اعتماد به سقفن
آقای صاد
خب خاطرات بانمکی بود خندیدم حسابی D:
آهان، راحت باشین :-))
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خانم نون:-))))))
خدا قوت:-)
یه بلاییه، انقدر از دست سوتی هاش می خندم!
ممنونم 
صبح
چی میشه زود به زود بنویسین مثل اینبار
از اتفاق یک هفته ننوشته بودم. نمی رسم واقعا. از طرفی اینطور پست ها باید سوژه جمع بشه تا همشو با هم بنویسم.
مهربان
امروز به مادر یه بچه خبر خوب دادم
گفت بزار زبونتو ببوسم.خندم گرفته بود
خودت و مریضات همه از دم منحرفین!
شارمین امیریان
فقط مورد ال =)))) مرسی خانوم نون =))))
طرفدار داره اینجا حسابی!
نل
درک نمیکنم اقایونی که مو رنگ میکنن.درسته معتقدم انسان ازاده هرکار بکنه تا اسیب ب اطرافیان نزنه.اما خب رنگ مو خیلی ی جوریه
بعد چرا خانمهامون ۹۵٪ رنگ میکنن؟
مگه موهای خودشون چطوریه؟

من تا همین دفعه اخری دکتر‌نگاه نمیکردم.میسبتم یا سقف با دقت نگاه میکردم.اما اینقدر که میترسیدم این دفعه یا میبستم چشمهامو یا صورت دکتر نگاه میکردم ببینم الان خوشحاله یا غمگین؟(راضیه از پیشرفت کار یا مایوس شده)
همونجا بود که عاشق شدم:))
مهربوون بود.اصلا غر نزد.اصلاااااا غر نزدا...اصلاااا..با دقت و ظریف انجام داد..
البته چندساعت بعدهم فارغ شدم^_^

از خانم نون بیشتر بنویس:-)
اون خانمه چطوری تحمل کرد بدون بی حسی؟؟یا خدااا


هووپ هووپ
نقاشیت مبارک:-)

رنگ نه، مش! :-//
خب محض تنوع این کارو میکنن، حس خوبی داره.

آره یک سری میخوان از چهره دکتر بخونن وضعیت قرمزه یا سفید. ولی یک سری هیزن هیز! 

تگ خانوم نون رو بزن پایین پستم، میاد پستاش

طاقتش خیلی بالا بود.

مررررسی :-)
هانیه
برگردم طرف اش که مجبوری باید به کل صورتش  نگاه کنم:))
آهان :-)))
Zar
اچ😂🤦🏻‍♀️
و این درسی باشد برایمان که با دندونپزشک جماعت شوخی نکنیم😶🤣
خسته نباشی شیر شیران
💚
دیگه کاریه که از دستمون برمیاد!
سلامت باشی :-)
Aida ht
من اخرین بار که رفتم دندونپزشکی کلاس چهارم دبستان بودم :)))) دکتره یه بلایی سرم آورد که قسم خوردم دیگه هیچوقت پامو تو دندونپزشکی نذارم! از اون موقع به بعدم به طور مرتب مسواک و نخ دندون استفاده میکنم که مبادا مجبور شم برم دندونپزشکی :)))))
دکتره دندونمو بدون بی حسی برام کشید! مختصر و مفید بگم روح از تنم جدا شد از درد،  اخه با بچه 10 ساله بدون بی حسی؟ :(
راستشو بخوای یک سری از بچه ها انقدر از آمپول می ترسن و انقدر دندونشون لقه که من هم تا میان بفهمن چی شد سریع بی بی حسی واسشون میکشم و دندون رو میدم دستشون. کلی هم ذوق میکنن.
میس تیچر
چقد اون مورد اچ آشناس :))))
مخصوصا که یه نفر بهم اون روزی گفت تحمل دردت کمه :)))

اول اسمش هوپ نبود؟ :-))
برنا
همش یک طرف، خط آخر پستت یک طرف.
دلیل وحشتم بر من آشکار گشت :)))))))))
آره خلاصه از ما بترس و اذیتمون نکن!
ساحل آرامش
مگ تو طرح میشه ترمیم زیبایی هم کرد؟
اندو هم می کنید خانوم دکتر؟
من انجام میدم. البته نه همه ی دندون ها رو، تک و توک که هم مریض راضی بشه هم دست خودم تر و فرز بشه.
پالپکتومی اطفال انجام میدم. دندونای دائمی رو نه امکانات نداریم
ساحل آرامش
منظورم همون دائمی بود.  خداروشکر :)))
گرچهه عاشق اندو ام ولی تو طرح ترسناکه تنهایی
البته یک سری با فقط یک عکس اولیه انجام میدن که من اصلا زیر بار چنین چیزی نمیرم!
مژده
اصلا چه معنی داره با دندون پزشک شوخی کنیم!!
آفرین نکته ی نهایی پست همین بود.
ساحل
خدا نیاره روزی که من دندون در بشم .... بدتر از درد دندون هزینه های زیاد دندون پزشکیه مخصوصا برای من که فقط از راه نویسندگی امرار معاش میکنم ( من تو سایت زبان رمزی که یک سایت آموزش زبان انگلیس است فعالیت میکنم با حقوق 1م) - باید کل حقوق یک ماهم رو خرج دندون کنم. جالبیش اینجاست که هیچ ربطی به مسواک زدن و نزدن هم نداره همش به اعصاب و روان راحت بستگی داره.
دندون درد از بدترین دردهای عالمه بدون شک! متاسفانه هزینه ها خیلی بالاست و روز به روزم با شرایط گرونی دلار بیشتر هم میشه. 

مانته نیا
یعنی از پشت ماسک و اینا هم باز بوی دهنشون میاد؟ چقدر بد >< حالم بد شد
وقتی بوی دهان خیلی شدید باشه، آره میاد به وضوح :-//

ساحل آرامش
طرح که خوبه دکتر. ما الان تو واحد درما جامعمون وسط تهران تو مناطق محروم که میریم اندو رو باید بدون عکس اینیشیال انجام بدیم
فقط عکس اخر
:-///
بدون عکس اینیشیال؟! خب عکس نهاییم نگیرین دیگه!
ساحل آرامش
دوستان میگن اون هیجان داره :/
دهانم دوختی :-// میخوان ببین چطوری داغون کردن ملتو؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan