نامه ای سرگشاده برای تو...

  • ۲۳:۰۱

می دونی گلکم؟ 

هر ترسی فقط از دور ترسناکه! ترس از مرگ من و پدرت، ترس از بیماری یا ترس از جدایی از کسی که دوستش داری، همه و همه از دور وحشتناکن... 

عزیزدلم! وقتی روزی خدای ناکرده توی موقعیت ترسناکی قرار بگیری که تا قبل از اون زمان با فکر کردن بهش قلب کوچیکت می لرزیده، ناخودآگاه می بینی که چاره ای نداری جز اینکه ترست رو کنار بذاری، چاره ای نداری جز اینکه قوی تر بشی و با ترست بجنگی! یا چرا جنگ؟ با ترست رفیق بشی، دستش رو بگیری و بگی: آهای رفیق! من قوی تر از این حرف هام، ازت نمی ترسم! پس برای اینکه با من بهت خوش بگذره، بهتره تو با قوانین من کنار بیای! 

پس از من مادرت این حرف رو بشنو و قبول کن دخترکم که رویارویی با ترس هات تو رو نمی کشه بلکه قوی ترت میکنه؛ طوریکه بعد از عبور از ترست، خودت هم باورت نمیشه این تو بودی که وسط مشکلاتت خم شدی ولی نشکستی و حتی با سماجتی عجیب در تمام لحظات لبخند میزدی... 


  • ۲۲۳
آرزو ﴿ッ﴾
بعد از عبور از هر اتفاق ناخوشایندی به خودم میام و میگم: دیدی نمردی؟! دیدی دنیا تموم نشد؟! اتفاقات ترسناک آینده هم یکی مثل قبلی :)
باید این طور بود وگرنه نمیشه زندگی رو ادامه داد
آبان ...
ادم‌نمی دونه چقدر می تونه قوی باشه ..تا وقتی که تو شرایط بد قرار می گیره ..اون موقع می فهمه 
آره، عیار واقعی هر کسی در مواجهه با ترس هاش مشخص میشه
گم نام
کل پست یه طرف اون آخرش هم یه طرف
من تجربه اش رو دارم
واقعا خود آدمم باورش نمیشه
حتی مورد بوده از دور و بعد از اتمام ماجرا که به قبلش نگاه کرده باز ترسش برگشته! به خودش گفته تو چجور زنده موندی پسر؟! 
شارمین
سلام عزیزم.

منم گاهی از خودم می پرسم: تو چه طور تو اون شرایط بودی و دووم اوردی؟!

خوبی دنیا به گذرا بودنشه.
اوهوم خوبه ک میگذره که اگه نمیگذشت...
الین
اتفاقا منم وقتی به حدودا 4 سال اخیر زندگیمکمی دقیق نگاه میکنم میبینم ووووی این من بودم که از پس همه اشون بر اومدم و رد شدم و هنوز خوبم و میخندم و زندگی میکنم شاید اگر از قبل اون روزارو متصور میشدم با خودم میگفتم غیر ممکنه زنده بمونم ولی نه تنها زنده موندم بلکه قوی تر و شجاع تر شدم. الان تقریبا هیچی نه میتونه بترسونه نه نناراحتم کنه. فقط از خدا سلامتی خانوادم و شادیشون رو میخوام چون اصلا نمیتونم ناراحتیشون رو ببینم. 
دقیقا! آدم وقتی از یه ترس وحشتناک عبور میکنه، بعد از اون خیلی شجاع میشه و باید ترسی خیلی بزرگ باشه که بتونه بترسونش!
خداروشکر الین جان که قوی شدی ؛)
ان شاالله 
نفس نقره ای
 ببین اونجا که گفتی گلکم من فشارم افتاد اصلا یهو :)) بعد دیدم با من نبودی :|
وی جان! تو هم جای دختر من، فرفی نداره گلکم ؛)))
آسمانِ صورتی
چه نامه زیبایی...چه حقیقت دلنشینی...
ممنان ؛)
برنا
گاه وقتی پا به پرتگاه می گذاری میفهمی پرواز بلدی
اوهوم ؛)
یک بار دیگه هم این جمله ی خوب رو ازت شنیده بودم :)
میس تیچر
با تمام این حرفا اینم یادش بده برا چیزی ک دوسش داره و میخاد باتمام وجووود بجنگه 
باشه!
 عزیزکم! ببین خاله چی میگه به حرفش گوش بده ؛)
طلوع ماه
اوهوم قشنگ بود.
خوب میفهمم چی میگی...
^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan