آسه برو، آسه بیا که گربه شاخت نزنه؟!!

  • ۲۱:۰۷

امروز خواهرم با رنگ پریده تعریف می کرد صبح زود توی ایستگاه اتوبوس بوده که پیرمردی اومده پیشش ایستاده و گفته: دخترم بیا این شکلات رو بگیر. بعد خواهرم هی گفته نه ممنون نمی خورم. پیرمرده هم هی اصرار پشت اصرار که نه بگیر ازم دخترم. وقتی دستش رو دراز می کنه تا از دستش بگیره، پیرمرد شکلات رو از سمت دیگه کشیده و هم زمان تلاش می کرده که دست خواهرم رو بگیره که خواهرم شکلات رو رها می کنه و یکی دو تا لیچار بار پیرمرد می کنه و فرار می کنه.


یادم نمیره دوست پیش دانشگاهی ام رو که دیر اومد سر کلاس و می لرزید. گویا دیرش شده و تاکسی گرفته بود تا به موقع برسه. با اطمینان اینکه راننده تاکسی پیرمرده، جلو نشسته بوده. پیرمرد تلاش کرده با دوستم حرف بزنه و در نهایت بهش پیشنهاد صیغه داده و دستش رو سمت دختر دراز کرده! دوستم میگفت با جیغ و داد از ماشینش پیاده شدم...


یکی از بدترین خاطرات خودم هم وقتی بود که دوم راهنمایی بودم. سوار اتوبوس شدم و قسمت وسط اش ایستادم. شلوغ بود و دوستم پشت سرم ایستاده بود. حواسم نبود کِی  ازم خداحافظی کرده و پیاده شده که یک دفعه دختری بزرگتر از من دستم رو کشید و گفت بیا این طرف و شروع کرد به جیغ و داد و مرد میانسالی رو دعوا کردن. گویا وقتی دوستم پیاده شده، اون مرد جای دوستم رو گرفته و تلاش کرده بوده به من نزدیک بشه در حالی که من اصلا حواسم نبود. زن ها من رو که شوکه شده بودم بین خودشون نشونده بودن و سعی میکردن دلداریم بدن. هنوز نمی دونم چرا اون لحظه  انقدر از همه ی کسایی که این صحنه رو دیده بودن، خجالت می کشیدم؟  گناه من چی بود؟  اینکه دختر بودم؟

+ دسته ی سوم (دسته ی اول و دوم ) مردهایی که درکشون نمیکنم، مریض های ج.نسی توی کوچه و خیابونن. من، خواهرم، دوستم و خیلی از افراد دیگه ای که داستان تلخشون رو شنیدم، پوشش مناسبی داشتیم، پس چرا؟! چی به سر این مردها میاد که توی اماکن عمومی دنبال این کارها هستن؟ بعضی وقت ها میگم کاش هنوز مثل قبلاها جایی بود واسه این افراد ه.رزه که توی خیابون و اتوبوس و تاکسی به دنبال کثافت کاری هاشون نباشن. :-/

  • ۲۶۲
جـاودان ـم
بعد می‌دونی.. ترسه می‌مونه. ترسه اون ته ته دلت تو تاکسی می‌مونه، تو خیابونای خلوت می‌مونه، تو کوچه‌های برفی.. همینه که ناراحت‌کننده ـش می‌کنه.
دقیقا! فقط یک بار مزاحمت توی تاکسی برای من کافی بوده تا تا حد امکان از تاکسی سوار شدن فرار کنم!
زهرا
یه بار هم این موضوع برای من پیش اومد....... با این تفاوت که من حس کردم یه چیزی  الله اکبر

بقیه اش رو نگم بهتره ...اینجا ملت رد می شن ..... :-((

خدایشان به راه راست هدایتشان بفرما ...... آمین
ای بابا! تو که امشب همه چیز رو میگی تعریف نمیشه کرد :-))
بیا پی وی
پیمان محمدی فرد
واقعاً دردناکه و تاسف باره.
مملکت اصلاً وضعیت خوبی نداره...
اللهم عجل لولیک الفرج.
فقط خود امام زمان میتونه بیاد و این وضع رو درست کنه :-)
** دلژین **
منم از این قبیل اتفاقات برام افتاده 
+ بهترین کار دقیقا همونه که کردین ! سکوت نکردن و فرییاد زدن جلوی بقیه... 
+من خیلیییی ها رو دیدم که سکوت میکنن 
یادمه یکیشون رو! پسر قلچماق توی کوچه که کمک کردنش گرفته بود!
+ من در برابر متلک ها و آزارها سکوت می کنم متاسفانه. لال میشم به نوعی! خواهرم خوب به پیرمرده فحش داده ولی :-)))
شارمین امیریان
یه زمانی میشد بگی طرف سنی ازش گذشته یا متاهله یا قیافه موجه مذهبی داره و در نتیجه قابل اطمینانه! یادش به خیر اون وقتها!!!!
متاسفم که بگم ولی من مواردی واسم پیش اومده که از همین افراد هم می ترسم!!
مهربان
خب همه جوره هست دیگه
همه که حضرت یوسف نیستن
اینجور بیمارها هم فراوونن تو کشور ما هم که حاشا و کلا اصلا از این صحبتها نداریم
تابو هستش . در موردش نباید صحبت بشه
در مورد اون مکان هایی هم که گفتی جامعه اینجور چیزل رو قبول نمیکنه . تو جامعه ی ما اصلا این حرفا نداریم .اصلا ما بیمار ج.ن. *ی تو کشورمون نداریم .هرچند اونایی که میرن اون مکانها بیمار نیستن
حضرت یوسف نیستن ولی تا این حد کثیف هم نیستن!!
متاسفانه همینی ه که میگی، صحبت در این موارد تابوئه توی جامعه ی ما! کلا صحبت نکنیم در موردش انگار چنین مسئله ای وجود نداره. قضیه همون استادی که برات تعریف کردم هم در زمینه بود، ترس یکی سری از دانشجوها از بی آبرویی و پاک کردن صورت مسئله!
ولی باور دارم اگه بود این حجم زیاد مزاحمت های خیابونی، مجازی و غیره نبود.
آبان ...
شده یه وقتایی با مزخرف ترین حالت ممکن ..بدون هیچ ارایشی با لباس ساده بیرون رفتیم ..بازهم مزاحم بوده ..بعضی ها از پایه مشکل دارند ..بیمارن ...هزار تا ترس می زترند تو وجود یه زن ..
واقعا بعضی وقت ها که متلک گفته میشه میرم یکم اون ور تر و آینه ام رو در میارم و به خودم میگم چی میشه که به این صورت خسته یا خواب آلود متلک میگن؟!!
خدا ازشون نگذره 
آبان ...
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
تبریک بگو پس به **** **** عزیز :))
چشم حتما عزیزم :-*
خاموشم
سلام.
خواننده خاموشتم.با این پستت داغ دلمو تازه کردی.یه آقای دکتری تو اینستاگرام،حدود یه ماه پیش اسکرین شات میذاشت استوری از صحبت های خانوم ها راجب همین تجربیاتشون.یکی گفت صندلی جلو امنه،من یاد یه تجربه تلخ افتادم گفتم بذار بگم شات بگیره که ملت ببینن که جلو هم امن نیست.ریپلای کردم گفتم که پیرمرد خرفت موقع دنده عوض کردن از عمد دستشو زد به من.بار اول فکر کرده بودم اتفاقیه،بعد که تکرار شد دوهزاریم افتاد و پیاده شدم.و بعد آرزو کردم کاش بره زیر هجده چرخ!
من یه دختر چادری محجبه بودم!تو ماشینی که پشتش آدم نشسته بود..اینطور مواقع آدم هنگ میکنه ..میدونی حتی اگه واکنش نشون بدی ممکنه به دیوونگی متهم بشی.
میس هوپ
کاش لآل میشدم و نمیگفتم اینا رو به آقای دکتر.بعدش چنان خجالتی کشیدم که ... حس کردم چقد خرم که همچین مسأله ای رو عنوان کردم.درسته نیتم آگاهی هم جنسام بودو بیان تجربه اما خیلی خجالت کشیدم.خیلی پشیمون شدم از گفتن این مطلب.فکر کردم الان راجبم چی فکر میکنه .. هی میخواستم بلاکش کنم تا دیگه نبینمش و اونم منو نبینه.هی منصرف شدم.گفتم من گناهی نکردم.اتفاق خاصی نبوده.امشب با خوندن پستت دوباره یادم افتاد .رفتم بلاکش کردم با اینکه مطالب پیجش رو دوست داشتم..بلاکش کردم تا دیگه این قضیه برام تموم شه...
میس هوپ!شاید این مسأله خیلی خاص نبوده و خیلی ها همچین تجربه ای داشتن.اما برای ماهایی که رو دست دادن با نا محرم های نزدیک ! هم حساسیم؛خیلی ناراحت کننده و سنگینه ...
میفهمی چی میگم؟..
سلام خواننده ی خاموش من، ممنون که تجربه ات رو نوشتی عزیزم. درک می کنم برای دختری به نجابت تو چقدررر سخت بوده. حس امنیتی که توی تو خدشه دار شده به این راحتی جبران نمیشه. ولی فکر میکنم اصلا نباید بخاطرش خجالت بکشی، تو هیچ تقصیری نداشتی؛ جامعه مریضه و تو خودت رو سرزنش می کنی؟ 
** دلژین **
یکیم فک کنم تو وب قبلیم نوشته بودم دقیقا همین وسط اتوبوس اتفاق مشابه برام افتاد که صدام درومد و بابامم باهام بود ، بابام که دست به یقه شد با مرده... 
واقعا؟! خوب بوده که پدرت باهات بودن. البته اون دختر بزرگ تر از من هم خیلی حامی من شد. هنوز چهره ی دوست داشتنی اش یادمه. چشم های سبز و موهای مشکی که فرق وسط باز کرده بود...
x
لعنتی ... 
منم یه تجربه ی مشابه داشتم .... 
یادم نمیره تا شب تنم می لرزید زبونم بنداومده بودنمیتونستم تا یک ساعت حرف بزنم 

از اونموقع به بعدهر وقت توپیاده رو راه میرم حتما از وسط راه میرم که اگر کسی خواست نزدیکم شه سریع جا به جاشم ....از اونموقع حواسم هست با هر جنس مذکری تو یه جا قرار میگیرم جوری فاصله رو رعایت کنم به بتونم سریع فرار کنم ,از اون روز اماده ام تا جیغ بکشم در صورت تکرار ماجرای مشابه 

طفلی این ها که تجربه های تلخ تری دارن جوری که وجودشون هزار تیکه شده وکل زندگیشون تااخر عمر بابتش کابوس شده .... 

خدا همه روبا هر سن وسالی از شر این بیمارا حفظ کنه 
من هم تا چند وقت از سوار اتوبوس شدن بدم میومد و ترس داشتم. همین الان هم وقتی یک مردی که توی ماشینه و صدام می کنه واسه ادرس پرسیدن با احتیاط نزدیک میشم که نکنه صحنه های بد یا حرف های نامناسب بشنوم...
همش فکر می کنم دختری که بهش تعرض ج.نسی شده، چطور میتونه به زندگیش ادامه بده؟! 
ان شاالله
my life

نچ نچ نچ چه قد اوضاع خرابه ...:(

من خودم همیشه بی ارایشم اما نمیدونم چطوره ک بازم ی نگاه های مریضی هست ک ازارم میده

.نباید اعتماد کرد ب هیچ مردی  حتی متاهلش و پیرش

الان جوری شده که از مردای متاهل و پیر باید بیشتر ترسید!!! 
نگاه های مریض که تجربه ی هر روزه ی همه ی ماست متاسفانه...
صبح
ای کور بشن همشون که ترس میندازن به جون دخترای مردم. اگه پلیس به طرز وحشتناکی گوش یکی از این خرها رو جلوی عام بگیره و تاحد مرگ ببردشون دیگه از این اتفاقات نمیفته لااقل تو خیابون. 
پلیس؟ اونا وقتی یکی از مفسدهایی که عمل منافی عفت انجام میده رو میگیره هم واسه ی اعدامش از خانواده ی قربانی دیه میگیره!! مملکتمون گل و بلبله!
سعید یگانه
سلام

امان از دست این گربه های شاخدار!!

اینکه پرسیدین چی به سر این مردها میاد که توی اماکن عمومی...

شاید این یکی از مهمترین معضلاتیست که حوزه های جامعه شناسی، روانپزشکی و پزشکی قانونی رو درگیر خودش کرده. 
متاسفانه این نوع انحراف (که میشه نوعی پدوفیلیا محسوبش کرد) شایع ترین نوع انحرافات غیر اخلاقیست و در کشوری مثل امریکا (که آمار دقیق تری گرفته شده) به رقم بالای 20 درصد در مردان مسن رسیده!
از اون بدتر اینکه درمان قطعی هم برای این بیماری وجود نداره و داروهای رایج مثل سیپروترون و گروه مهار کننده بازجذب سروتونین و امثالهم فقط نقش یک مسکن و کاهش دهنده تستسرون رو ایفا کرده و باعث درمان بیماری نخواهند شد.

علاوه بر اینها واقعیت دردناک تری هم وجود داره:
در بسیاری از افراد مسن، یک سکته مغزی، یا وجود ام اس یا حتی آلزایمر هم می تونه باعث بوجود اومدن این عارضه بشه!!

این عارضه بیشتر از اونی که تصور میکنیم می تونه به جامعه صدمه بزنه و این افراد واقعاً یک مخرّب جامعه هستن.
پس وقتی که نمیشه جلوی یک عارضه رو گرفت (یا درمانش کرد) حداقل باید به افراد کم تجربه (مثل کودکان و نوجوانان) آموزش های مقابله با اون داده بشه (که البته در جامعه ما انجام نمیشه)

موفق باشید
سلام. باز هم ممنون از نظرات جامع و کاملتون جناب یگانه. 
اگه توی امریکا بالای بیست درصده توی ایران احتمالا بالای پنجاه درصده! :-//
کاش می شد روی افراد منحرف اقدامات بنیادی تری صورت می دادن تا به طور کل میل ج.نسی نداشته باشن وگرنه که می تونن داروشون رو قطع کنن و ...
این سکته و غیره! واقعا؟! پس بگو هر چقدر پیرمرد به نظرت فرتوت تر میرسه چرا منحرف تره! البته نه همشون!
توی جامعه ی ما کلا در این موارد سکوت صورت می گیره. :-(
صبح
اینم حرفیه.
بله
emp
مرسی عالی بود
اگر میشه مطلب های جدید سایتو برای من ایمیل کنید
:-/
فیش نگار
خوبه هم از جوان مثال زدین هم از پیر :)
+ واقعیتیه در هر صورت ...
واقعیت تلخیه متاسفانه...
ماهی قرمز
من از تاکسی سوار شدن به حد مرگ میترسم البته مزاحمت و اینا نداشتم اما بچه که بودم مامانم از تاکسی پیاده میشه و منکه هنوز پیاده نشده بودم و در باز بود راننده حرکت میکنه و پرت میشم پایین و... الانم بعضی وقتا اونم با کسی سوار میشم اولم من پیاده میشم تنها که اصلا 

اما در کل چه تو تاکسی و اتوبوس و چه تو خیابون یه عده مریض با نگاهاشون ازارت میدن مخصوصا اگه تنها باشی :/
وای چقدر بد بوده... 
بله، بعضیا یک جوری نگاه می کنن انگار خودشون خواهر و مادر ندارن :-)))
صحرا
سلام
یاد تجربه ی تلخی که خودم دارم افتادم...
اول دبیرستان بودم، شیطون و اصلنم تو باغ نبودم متاسفانه...
میرفتم کلاس زبان ، مدیر اموزشگاه اقایی بود میانسال با ظاهری موجه و دارای همسر و فرزند، بچه ها قبل کلاس دورش جمع میشدن و راجب زبان و کلاس و...باهاش حرف میزدن 
خب منم مث بقیه اتفاقا احساس میکردم این اقا چقد با شخصیته که وایمیسته به سوالای بچه ها جواب میده،یعنی در این حد بچه بودم):
خلاصه با منم اشنا شد،نگاهایی اذیت کننده ای داشت که من الان متوجه میشم، یروز برگشت بهم گفت میخوای چکاره بشی؟ منم شاید دوباره کنکور بدیم میتونیم باهم بریم دانشگاه!!!!! منو میگی در حالی که هنوز حالیم نبود این موجود چی میگه گفتم نه تیچر نمیشه که، بعد برگشت بهم گفت چرا اگه تو بخوای میشه!!! مدیونی اگه فک کنی اینجا منظورشو گرفتم، تا اینکه گفت میدونی میخوام چی بخونم؟گفتم نه والا، گفت یه رشته ای که شما خانما ماهی یه بار لازمش دارین، منم با یه قیافه پکر فیس و چشمای قد گردو رفتم تو کلاس در حالی که هنوز ذهن بچگانم داشت تحلیل میکرد تهمت نزن شاید منظورش چیز دیگه بوده، از جلسه ی بعد چادر پوشیدم و سعی کردم با این اقا برخوردی نداشته باشم از ترم بعدم اموزشگامو عوض کردن، اما مطمینا سعی  میکنم به دختربچه هایی که دورو برم و اگر دراینده دختری داشته باشم یکم اگاهی بدم ، احتمالا حداقل کاریه که ازم برمیاد،واقعا چرا؟؟؟؟ چی میشه که ادما انقد مریض میشن؟ احساسم ایننه که کاباره و کازینو برا یه جامعه لازمه، تا ادمای فاسد تو خیابون دنبال کثافت کاری نباشن، هوپ جونم،به نظرت ما چکار میتونیم کنیم؟ چادر بپوشیم ؟ ارایش نکنیم؟ پوشیه بزنیم؟ تو خونه بمونیم؟تا کجا؟ دوس دارم اون ادمی که اولین بار گفت کرم از خود درخته رو بیارم بگم عامو بخدا ما دوس نداریم مورد ازار قرار بگیریم یه تجدید نظری کن ، و اگه اون لیمار همسر و فرزند داشته باشه، اونا چی میکشن؟
سلام، ممنونم از اشتراک تجربه ات
متاسفم که اکثر ماها توی این اتفاقات گناهی نداشتیم مگر اینکه دختر بودیم! حالا میخوای چادر سر کن، میخوای آرایش نداشته باش، پوشیه بزن و ... کسی که مریض باشه فقط به این فکره که اون یک دختربچه یا زن ه! همین و بس...
چنین کسی چون فکر می کنه همه مثل خودشن، به زن و بچه اش خیلی خیلی سخت میگیره...
شارمین امیریان
آره منظورم همین بود که دیگه حتی به مذهبی و پیرمرد و متاهل هم نمیشه اعتماد کرد.

یه گروهی از آقایون هم هستن تخصصشون شکنجه روحیه! دوره لیسانس دو تا از پسرای دانشکده مون که ارشد می خوندن همیشه وقتی من و دوستام رو میدیدن یه جوری که انگار دارن با هم گپ میزنن و ربطی به ما نداره به ما تیکه می نداختن. مثلا یکی از ما یه تیپی زده اونا در مورد دخترهایی که اون تیپ رو میزنن یه حرف توهین آمیز میزدن! یا همین که از کنارشان رد میشدیم عمدا با صدای بلند در مورد روابطشون با دوست دختراشون میگفتن! 
خب ما هیچ کدوم نه دخترهای جلفی بودیم نه هیچ صنمی با اینا داشتیم! همیشه برامون سوال بود که اینا فازشون چیه? هیچ وقتم نفهمیدیم دقیقا چشونه!

چند سال پیش فهمیدم یکیشون که سر و گوشش بیشتر می‌جنبید الان مدیر یکی از معروفترین مرکز مشاوره های شهره و عضو هیات علمی یکی از دانشگاههای خوب!
توی دانشگاه من شوخی نداشتم با کسی، پسرها که جرئت متلک گفتن رو نداشتن از ترس حراست، مریض ها هم دو سه بار متلک گفتن و پاشون رو از گلیمشون درازتر کردن، به حراست گفتم! بیرونشون کرد.

متاسفانه این مسئله ی پارتی داشتن همه جا وجود داره.
دختر کویر
این ادما قطعا نر هستن
اما میشه گفت مرد؟
به نظرم اگه به این ها مرد گفته بشه، توهینه به مردهای واقعی! این ها فقط نر هستن و بس!
میرزاده خاتون
وحشتناکه :/ خداروشکر من از این خاطره‌ها ندارم. ولی برای هر دختری اتفاق بیفته هیچوقت یادش نمی‌ره 
خداروشکر :-)
چون میره توی دسته ی بدترین خاطرات و متاسفانه خاطرات بد خیلی موندگارن...
divane
عه چه تفاهمی!
تو جواب یکی از کامنتی پست اخرم دقیقا نوشتم مصداق ما شده آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه!
همین امشب تو ماشین صندلی جلو مادر بزرگ ۷۰ و خرده ای ساله ی من نشسته بودن صندلی عقب خاله ی ۶۰ ساله من و یه موتوری با چند تا پسر میپیچید جلو من و من واقعا وحشت کرده بودم که نزنم بهشون یه دفعه یکیشون چیزیش بشه!
من نمیفهمم واقعا دیگه تنها بودن و نبودن هم باعث نمیشه از مزاحمت ها دور باشیم!
یه مشکلی هست این وسط واقعا!
این حجم از کنترل نشدن تو جامعه طبیعی نیست واقعا!
متاسفانه مزاحمت های افراد مخل امنیت عمومی، توی گروه های مختلفی طبقه بندی میشه!!
با احترام به تمام راننده های باشعور مردی که وجود دارن، کم نیستن راننده هایی که تا می بینن راننده خانمه بهش راه نمیدن یا پشت سر هم بوق میزنن و فحش میدن بهش. 
درست میگی، یه چیزی این وسط مشکل داره.
زهرا
برای خواننده خاموش

اول از همه بگم که خیلی متاسف شدم به خاطر اتفاق ناخوشایندی که برایت پیش اومد و کاملا حست رو درک میکنم به عنوان یه دختری که حجاب چادر رو انتخاب کرده ...... ولی ولی وقتی مطالبت رو خوندم ؛ خیلی تعجب کردم جان دلم ....... خیلی زیاد .......چادری بودن؛ دست ندادن به نامحرم؛ مقید بودن یه مسائل اخلاقی و دینی عزیز دلم؛ هیچ ربطی هیچ ربطی به پایین بودن اعتماد به نفس دخترها نداره جونم.....

شما کار اشتباهی نکردی که به خاطرش بارها خودت رو مورد بارخواست قرار دادی ...... اون اقای دکتر هم کار بدی نکرده که شما در انتها بلاکش کردی !!!
یکی دیگه یه عمل زشتی انجام داده ؛ اونوقت شما در اوج تعجب؛ خودت رو مقصر میدونی و یکی دیگه رو بلاک میکنی چرا ؟ چون فکر میکنی که در مورد تو بد فکر میکنه؟

خیلی این قسمت ماجرا برام جالب بود ........ شما حق نداشتی اقای دکتر رو چون داستانت رو براش تعریف کردی؛ بلاک کنی...... ما اجازه نداریم جون دلم از طرف دیگرون قضاوت کنیم .... و به جای اونها تصمیم بگیرم و فکر کنیم..... ضمن اینکه از کجا معلوم که اون اقای دکتر اصلا به این موضوع فکر میکرده که حالا در شخصیت شما با این کار چه خللی وارد می شه ؟

میدونی چی میخوام بگم جونم ؟ لپ مطلبم رو میگیری ؟

اعتماد به نفس داشته باش...... قوی باش ...... قرار نیست وجود این دست اتفاقات دلیل بر خوب بودن و نجیب بودن یه دختر یا عدم خوب بودن و نا نجیب بودنشون باشه .....

امیدوارم که ببخشی اگه لحنم تند بوده .......و درک کنی انچه را که سعی داشتم بگویمت ....
زنده باشی و همیشه بخندی جان دلم
اصلا لحنت تند نبود زهرای عزیزم. 
باهات کاملا موافقم🌹🌹
شارمین امیریان
آخه ما چی به حراست می‌تونستیم بگیم؟ اینا ظاهرا داشتن با همدیگه حرف میزدن، نه با ما. فقط خودمون میفهمیدیم عمدا جلوی ما این حرفا رو میزنن و منظورشون ماییم. چون چند بار تکرار شده بود. 

اتفاقا من و دوستام هم تو دانشگاه با کسی شوخی نداشتیم! هیچ پسری جرات نمی کرد پا از گلیمش دراز کنه. به خاطر همین کار این دو تا خیلی برامون عجیب بود.
درست میگی، غیر مستقیم تیکه می انداختن بی تربیت ها :-/
چرا فکر میکنن متلک نندازن امتیاز این مرحله رو از دست میدن؟
احسان ..
ما که پسر بودیم خطر از بیخ گوشمون گذشت
شما دخترا که جای خود دارید
امیدوارم ضریب فرهنگی مردم کشورمون بره بالا!
واقعا؟! 
من هم امیدوارم :-)
mahee
بدیش اون حس تهوع امیزی هست که با ادم میمونه
بله متاسفانه :-///
مینا
مرسی عالی بود
🌹
خاموشم
میس هوپ و زهرای عزیز
ممنون بابت صحبت هاتون.

اما دقت کنید که من بعد یک ماه تحمل اعصاب خوردی رفتم دکتر رو بلاک کردم.نه بخاطر اینکه قضاوتش کرده باشم یا فکر کنم اون منو قضاوت میکنه .. نه بخاطر اینکه من کار بدی کردم و باید خجالت بکشم ..
کلا طرح این مسأله با دکتر باعث خجالت و پشیمونیم شده بود.احساس میکردم اشتباه کردم که این ماجرا رو گفتم.هرچند خیلییییی ها اومده بودن و حرف زده بودن از همچین قضایایی ..
اما ..

متوجه منظورم هستید؟
نمیدونم دیگه چطور توضیح بدم..

بله درک میکنم. امیدوارم این خاطره به زودی از ذهنتون پاک بشه :-)
مصطبه
وقتی یه همچین مطالب یک‌جانبه و کم عمقی می‌بینم یاد نوشته های ویار تکلم عزیز میافتم.
به قول ویار تکلم عزیز:
چرا عده ای شدیدا مُصرند هر عملی که صبغه‌ای از مسائل اروتیک را داراست به جنس ذکور نسبت دهند و فراموش کنند پدیده‌ای به نام دختر هیز را! کانه دختران همه حضرت مریم‌اند و هیچ زلیخایی در جامعه امروزی نیست...
آیا بانوان ایرانی نمی‌خواهند به همان اندازه که روسری‌های‌شان را عقب برده‌اند، کلاه‌شان را نیز بالاتر بگذارند و ببینند که قصور تنها از یک جنس خاص نیست و همه مقصریم؟ آیا نمی‌خواهند بپذیرند که اگر پسران یوسف نبی نیستند، دختران هم چندان رنگ و بویی از مریم بنت عمران ندارند؟!
وقتی شما به ویار تکلم عزیزتون که نصف پست هاشون، منشوریه و چندین بار فیلتر شده، اقتدا می کنین من حرفی برای گفتن به شما ندارم. 
موفق باشین
تی رکس
تعدادشون هم اونقد زیاده که هر کدوممون حداقل یکی دو تا خاطره بد داریم ازشون!
و با این وجود کماکان کسانی هستن ( مثل کامنت بالایی) که اعتقاد دارن مشکل از ما زن هاست. 
مصطبه
پست‌های ویار تکلم منشوری نیستند. فقط حقایقی هستند که باب میل شما و دوستانتون نیست. علت فیلترینگ‌ش هم صدالبته بی جنبگی و نقدناپذیری هم‌جنسان و هم‌فکران شما و عدم تحمل مواجه شدن با واقعیات از قلم ایشون بود که مرتب وبلاگشون رو گزار ش می‌دادن. شاید هم علت فیلتر شدنش تحمل زیاد و سعه صدر دکتر بود که برخلاف مخالفین پرمدعاش هیچ اعتقادی به سانسورینگ و خفه کردن صدای مخالف نداشت و بدون هیچگونه ادیت و حذفی همه فحاشی‌ها و هتاکی‌های هم‌پالکی‌های شما رو زیر پست‌هاش منتشر می‌کرد.
اینکه خودتون حرف بزنین و خودتون همدیگه رو تایید کنین به معنای صحت و درستی حرف‌های شما نیست. فاصله بین واقعیات و توهمات از زمین تا آسمونه‌. متاسفانه ضعف در درک و تحلیل ابعاد و زوایای مختلف همچین مسائلی در این گونه وبلاگ‌ها کاملا مشاهده میشه. شاید علتش غلبه عواطف و احساسات بر منطق و واقع نگریه که از مشخصه‌های ذاتی بعضی افراد به خصوص خانم‌هاست.
من که گفتم حرفی ندارم با شما بزنم، کسی نمیتونه پست های پر از مطالب ناشایست به قول شما اروتیک ایشون رو فراموش کنه. من هیچ وقت توی وبلاگشون بهشون توهینی نکردم. 
کسی که باور کورکورانه ای به چیزی داشته باشه بحث باهاش نتیجه ای نداره. 
محترمانه خواهش میکنم به وبلاگ منی که از قماش خانم های دیگه هستم سر نزنین. 
ممنونم
هانیه
واسه همه دختر ها این مزاحمت ها پیش میاد ولی هر کی این کارها رو انجام میده خیلی آدم ببخشید بی شخصیتی هست چون هر انسان و مردی این جور مزاحمت ها رو ایجاد نمی کنه
اصلا مردها این کار رو نمی کنن، کسی که دنبال این کارهاست، نره و اسم مرد رو به دوش می کشه!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به خودت ایمان داشته باش،
تو قوی ترین شخص زندگی خودت هستی ؛)
Designed By Erfan Powered by Bayan